تاریخ انتشار: ۱۳:۳۰ - ۲۱ آبان ۱۳۹۸ - 2019 November 12
کد خبر: ۱۱۴۴۹
در شاه آباد تهران، چهار راه امين الدوله يک كارگاه توليد لباسي در نزديكي سينما قرار داشت كه مسئولش آقايي بنام كرامتي اهل جماران بود، من تا آن زمان يعني سال 55 هيچ پيش زمينه اي از امام خميني و انقلاب نداشتم
سيد حسن جلالی موسوی از جمله مبارزان دوران پيش از پيروزی انقلاب اسلامی است كه به همراه تعدادی زيادی از جوانان و دوستان خود در تهران شجاعانه در برابر ايادی پهلوی ايستاد و با اينكه بارها دستگير و شكنجه شد اما با حمايت از بنيانگذار انقلاب اسلامی و بزرگاني چون مقام معظم رهبري و شهيد مطهری از آرمان و هدف خود روی برنگرداند.

وي كه اصالتا اهل يكي از روستاهاي نوشهر و متولد 1340 است در سال هاي نوجواني و جواني يعني سال هاي 54 تا 57 براي كار به تهران رفت و در همان زمان ها پس از آشنايي با افكار و اهداف بينانگذار انقلاب اسلامي به عنوان يک مبارز فعاليت خود را آغاز كرد.


در شاه آباد تهران، چهار راه امين الدوله يک كارگاه توليد لباسي در نزديكي سينما قرار داشت كه مسئولش آقايي بنام كرامتي اهل جماران بود، من تا آن زمان يعني سال 55 هيچ پيش زمينه اي از امام خميني و انقلاب نداشتم، يک روز كه رفتم تا نهاري براي كرامتي  بگيرم آقايي زير غذا نامه اي گذاشت تا تحويل كرامتي دهم و  به منگفت به هيچ عنوان به پاکت نگاه نكنم.

 اولين استارت آشنايي من با انقلاب اسلامي و امام خميني از همان جا يعني در سال 55 زده شد زيرا كرامتي پس از اينكه به صداقت من در باز نكردن نامه پي برد مرا كم كم با پيام نامه و امام خميني آشنا كرد كه ايشان روحاني هستند و فعلا در عراق بسر مي برند و از آن زمان من به عنوان پيک، نامه هاي امام را از طرف كرامتي به جاهاي مختلف مي بردم.

كرامتي اين هشدار را به من داد كه ماموران پهلوي نبايد از محتويات نامه ها آگاه شوند زیرا ممكن است منجر به دستگيري  من شود و اين موضوع اشتياق مرا بيشتر كرد و از آن پس كم كم تهران شلوغ و حركات مردمي و تجمعات شروع شد.

خياباني كه بوديم از بهارستان به سمت ميدان جمهوري مي رفت كه بين بهارستان و چهار راه مخبرالدوله ميدان اصلي بود و نسبت به ساير قسمت ها شلوغ تر؛ من هرروز در تظاهرات شركت مي كردم و به دليل فعاليت هايي كه داشتم  كلانتري بهارستان مرا  شناخته بود و پس از مدتي مرا دستگير كردند و حسابي كتكم زدند و مرا تهديد كردند كه از اين پس هرجايي ديده شوم  با تير مي مي زنند.

از آنجايي كه جواني كم وزن و فوتباليست هم بودم همواره در صف اول قرار مي گرفتم و بايد گفت در زمان شاه خيلي جرات مي خواهد كه در صف اول بود و تصاوير اين موضوع هم موجود است.

براي مدت كوتاهي به ساختمان پلاسكو رفتم و از آنجايي كه به بهارستان نزديک بود بازهم شناسايي شدم،كتک خوردم و همانند دفعات گذشته كرامتي به كمكم آمد و آزادم كرد و طبق سفارش وي و براي اينكه كمتر در معرض ديد ماموران باشم  به ساختمان الوند رفتم.

جلالي موسوي اضافه گرد: در طبقه چهارم اين ساختمان نزد آقايان دهنادي و خاكي  کار می کردم،در طبقه سوم انتشاراتي فخرالدين حجازي كه چند سال نماينده مجلس بود قرار داشت.

در اين انتشارات با علمايي همچون شهيد مفتح ، شهيد مطهري ، ناطق نوري و هادي غفاري آشنا شدم كه تاثيرات زيادي بر من داشت.

اين مبارز ادامه داد: مقام رهبري كه از همان زمان به ايشان علاقه داشتم هرجا سخنراني داشتند مي رفتم و پاي سخنراني ايشان مي نشستم، ايشان  به قدري شيوا سخن مي گفتند كه همه را مجذوب مي كردند. 


جلالي موسوي افزود: فخرالدين حجازي به عنوان يک معلم قيام مردم تهران را به من آموخت كه علت حركت چيست و چه تحولي قرار است ايجاد شود.

 با اينكه آمدن امام چند روز به تاخير افتاده بود اما در روز 12 بهمن از فرودگاه تا بهشت زهرا جمعيت چند ميليوني موج مي زد و امام اولين جايي كه رفتند بهشت زهرا بود.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

از میان خبرها
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی