تاریخ انتشار: ۱۱:۲۶ - ۰۷ بهمن ۱۳۹۶ - 2018 January 27
کد خبر: ۱۲۱
کودکان، معصومترین تجلی ذهن پاک در جامعه بشری هستند. کسانی که بدون توجه به رنگ و پوست و سن و سال محبت می کنند. تعدادی از کودکان ایران اسلامیمان برای صاحب الامر و الزمان ، نامه‌هایی نوشتند که می تواند جذابیت خود را داشته باشد. شما را دعوت می کنیم تا این نامه ها را بخوانید.

































کودکان، معصومترین تجلی ذهن پاک در جامعه بشری هستند. کسانی که بدون توجه به رنگ و پوست و سن و سال محبت می کنند.
به گزارش تلنگر ، تعدادی از کودکان ایران اسلامیمان برای صاحب الامر و الزمان ، نامه‌هایی نوشتند که می تواند جذابیت خود را داشته باشد. شما را دعوت می کنیم تا این نامه ها را بخوانید:

سلام ای مهدی غایب، سلام ای چهاردهمین معصوم، سلام ای عزیز نرگس.
با که همه در انتظار دیدنت بیقرار اند ای تک ستاره ی بهشت . حسرت به دلمان نگذار به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحظه ی آمدنت را بدانیم.

خودت می دانی ای مهدی زهرا که چه آدم ها آرزوی دیدنت را داشتند.

راستی چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی ، چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی.

سوالی ساده دارم من از حضورت ، که آیا من زنده ام وقت ظهورت؟ اگر که آمدی من رفاه بودم ، اسیر روز و سال و هفته بودم، دعایم کن دوباره جان بگیرم ، بیایم در رکاب تو بمیرم.

امیدوارم که زودتر بیایی که با آمدنت همه جا را سرسبز گلستان می کنی بیا و از این همه ستم رهایمان ده.

میدانی جز ظهورت ای گل زهرا به خدا حاجتی ندارم. ای مهدی ظهور کن از پس ابرهای پیدا.

(فاطمه زهرا. ک)

 

نامه ای می نویسم به تو و میگذارم در معتبرترین صندوق پست (قلبم) و خوب می دانم که تو نامه ام را می خوانی.

ای آنکه بال بال تورا آسمان کم است، وصف تو عاشقانه ترین وصف عالم است

بی سایه ی عنایت تو ای بزرگوار، کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

به برکت وجود نازنین توست که من هستم ونمیدانی برای خداوند متعال چقدر ارزشمندم و چقدر از دعا های شما شامل حال من شده که توفیق یافته ام چادر بر سر کنم و زینت و زیبایی ام را از نامحرم بازدارم.دوستت دارم و میدانم که تو نیز مرا دوست می داری  که برایم دعا کرده ای و نامه هایم را که چند بار در کلماتی متفاوت ولی در یک منظور بوده را خوانده ای و خواهی خواند.من تورا در کنار خودم احساس می کنم و بزرگترین آرزویم دیدار با توست آقا.

به انتظارت ننشینم * ایستاده منتظرم                               ( زینب السادات. ر)

سلام امام زمان .من محمد رضا هستم. من از شما خواهشی دارم که برایم خیلی مهم است.من از شما می خواهم که یکی از سزبازهایتان باشم ، برای من دعا کنید ، ظهورتان را هرچه زودتر نزدیک تر کنید. مرا در درس هایم کمکم کن، دوست دارم روح پدربزرگم م کامران را شاد کنی . در روز قیامت اعمال نامه ی من را در دست راستم بگذار تا به بهشت بروم .

  محمد رضا. ک    اول راهنمایی

اسم من علیرضا  است و ده سال دارم  من دلم برای شما خیلی تنگ شده است وبرای همین به شما نامه می نویسم . مادرم می گوید نام شما مهدی است و لقب شما قائم است اگر چیزی از شما بخواهم شما از خدا می خواهید تا به آرزویم برسم.

چه خوب است  که آدم با کسی درد و دل کند.

توی دل من یک عالم حرف است که می خواهم به شما بگویم.

دلم می خواهد تمام مریض ها خوب شوند  امام زمان دل تمام بچه های خوب را شاد کنی. چون خیلی مهربانید. ما روز تولد شما به امامزاده قاسم بابل رفتیم. یا امام زمان من با شما خداحافظی می کنم.

امام زمان فرمود: آن کس که به حق ظلم کند در ردیف ظالمین قرار می گیرد.

(علیرضا. م)

سلام آقا جون پسر فاطمه هر جمعه که شد فکر می کنم غروبش شما رو ببینم،به همین امید هر هفته به نماز جمعه می آیم که شاید هفته ی بعدی شمارا ببینم .سر نضری هفتمین سال دعا کردم که سال نوی بعدی شما باشید  اما نشد. آقا جون بیا که با آمدنت دنیا عوض شود،یعنی تمام ظلم ها از بین رود و دوست دارم عدل علی بیاید همه چیز با هم مساوی  همه کس با هم برابر شوند. مهدی جان نمی دانم در این یازده سالی که دارم چشمم به جمال نورانی شما افتاده یا نه مهدی جان چند سال دیگر یا چند روز دیگر  آقا می خواستم بگم تحمل من کم است.آقا جان میشه دعای من هم برآورده بشود؟ دوست دارم بروم کرببلا سر قبر امام حسین(ع) شما هم باشین شما را هم ضیارت بکنم. خدا را به امام حسین قسم ظهور آقا امام زمان را برسان...

(کوچک شما : عارفه. م)

سلام آقا حالت چطور است؟ میدونی حال من هم خوب است. اسم من فاطمه زهرا است. مادرم می گفت تو تین اسم رو خیلی دوست داری. منم مادرم نذر کرد اسم منو فاطمه زهرا گذاشت. دوست دارم مثل مادرت زهرا خانم خوبی باشم.

آقاجون من به مادرم می گم کی به مسافرت میریم؟ مادرم میگه کجا؟ میگم مثل عمه رقیه اینها میرم کربلا اما ما نمیریم؟

مادرم بهم گفت : یکمی بابا دستش خالی است  انشالله دادیم سه تایی باهم می رویم.آقاجون دوست دارم که کمک کنی به بابام که بدهکاری مون و بدیم و ما زودتر بریم. دوس دارم تو بین الحرمین تورو ببینم .به امید دیدار مهدی جان

(فاطمه زهرا . ا )

امام من می خواهم سرباز تو باشم. امام من می خواهم روح عزیزم (مادر بزرگم) را شاد کنی. هر گناهی که کردم مرا ببخش.دوست دارم در کنار امام خدمت کا امام باشم. دوست دارم پدر و مادرم در پناه امام نگه داشته باشند.

            (ابوالفظل . ت)

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

سیاسی بازی
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
شبکه های اجتماعی