تاریخ انتشار: ۱۳:۱۳ - ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ - 2020 May 31
کد خبر: ۱۵۱۹۷
بررسی دلایل وجودی ایجاد حزب جمهوری اسلامی و بررسی دلایل انحلال آن
به گزارش تلنگر؛در آغاز انقلاب و با توجه به تجربه‌های تاریخی زمان مشروطه و حتی جلوتر از آن، این احساس در نیروهای مذهبی معتقد به نظام اسلامی تقویت شد که بدون ایجاد تشکل و سازماندهی موفقیت آنها امکان‌پذیر نخواهد بود. به‌ویژه آنکه در آن زمان دسته‌ها و سازمان‌های سیاسی  غیرمذهبی مانند جبهه ملی، حزب توده، چریک‌های فدایی خلق و گروه‌های التقاطی مثل مجاهدین خلق، مسلمانان مبارز و نهضت آزادی در عرصه سیاسی کشور فعالیت می‌کردند و در صورت عدم انسجام نیروهای مذهبی معتقد به ولایت فقیه می‌توانستند نبض سیاسی کشور را در اختیار بگیرند.

بنابراین افرادی همچون شهید آیت‌الله بهشتی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آقای هاشمی رفسنجانی و دیگرانی که در راس این طیف مذهبی مبارز قرار داشتند ضرورت ایجاد یک تشکل فراگیر سیاسی مانند حزب جمهوری اسلامی را مطرح کردند
موسسان حزب بر این باور بودند که مرحله پس از پیروزی انقلاب مرحله بسیار سخت و حساسی است که مبارزه با ضدانقلاب، حراست از انقلاب و استقرار نظام اسلامی را شامل می‌شود و این کار جز با تشکل و اتحاد نیروهای مومن و انقلابی شدنی نبود.
سرانجام با تایید امام و سعی و پیگیری سران نیروهای انقلابی مبارز، در 29 بهمن 1357، هفت روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی اعلان موجودیت کرد و آیت‌الله بهشتی به سمت دبیرکلی آن برگزیده شد. از هنگام تاسیس تا انحلال، حزب جمهوری اسلامی به مدت نزدیک به 10 سال، در راس فعالیت‌های سیاسی کشور و انقلاب برعهده داشت و در رقابت با گروه‌های سیاسی دیگر وظیفه هدایت و بسیج نیروهای انقلابی را برعهده داشت و حزب جمهوری اسلامی، مهم‌ترین تشکل ایجاد شده در برابر دیگر تشکل‌های سیاسی  در دهه نخست جمهوری اسلامی ایران شد.

حادثهٔ انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰، منجر به شهادت تعداد زیادی از اعضای اصلی این حزب شد. شهید بهشتی دبیرکل حزب جمهوری اسلامی در این حادثه به همراه ده‌ها تن از اعضای این حزب به شهادت رسیدند.
شهید محمد جواد باهنر سکان دار دیگر حزب و جایگزین شهید بهشتی گردید، و تنها دو ماه بعد و در هشت شهریور همان سال، او نیز در مقام نخست‌وزیر به همراه شهید محمد علی رجایی، رئیس جمهوری در حادثه انفجار دفتر نخست‌وزیری به لقاءالله پیوست.
از آن هنگام تا زمان انحلال حزب،  رهبر معظم انقلاب، دبیرکلی این حزب را به‌عهده داشت.

در سال ۱۳۶۳ با تأیید اعضای شورای مرکزی عبدالله جاسبی به‌عنوان قائم‌مقام دبیرکل شروع به فعالیت کرد. با توجه به حضور رهبران حزب در دولت عملاً اداره امور اداری و اجرایی حزب توسط جاسبی صورت می‌پذیرفت.

با این همه، فعالیت‌های تشکیلاتی حزب جمهوری اسلامی در نهایت به دلیل اختلافات شدید درون حزبی که از اواخر سال 60 و با حذف طیف لیبرال‌ها از صحنه‌ سیاسی کشور آغاز شده بود در سال 1366 متوقف گردید. انحلال حزب ریشه در عوامل متعددی داشت که ریشه اصلی آن را در ترکیب ناهمگون اجتماعی حزب باید جستجو کرد. حزب در واقع تشکیل یافته از نیروهای پراکنده اسلامی و انقلابی بود که پیش از انقلاب فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی داشتند و گاه هیچ گونه شناختی نسبت به یکدیگر نداشتند و صرفا به واسطه هیات موسس به هم گره خورده بودند. اینها هر یک در مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارای دیدگاه‌های مختلفی بودند که هیچ همخوانی با هم نداشتند و این تشتت فکری و ناهمگونی در خاستگاه‌های سیاسی و اعتقادی عملا حزب را به یک جبهه سیاسی مبدل ساخته بود.

این تعارضات از اواخر سال 1360 به دلایل گوناگون شدت یافت و باعث افول فعالیت‌های حزب گردید. دو جناح موجود در حزب جمهوری اسلامی اختلافات عمده در مسایل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی داشتند. یک جناح که اعضای شاخص آن آ‌قایان  ابوالقاسم سرحدی‌زاده، مسیح مهاجری، علیرضا بهشتی، جواد اژه‌ای و میرحسین موسوی بودند به اقتصاد دولتی و متمرکز اعتقاد داشتند و به خط امامی مشهور بودند و در سوی دیگر حزب افرادی نظیر ‌آقایان عبدالله جاسبی، اسدالله بادامچیان و مرتضی نبوی عمدتا بازار سنتی را نمایندگی می‌کردند و به بخش خصوصی و تجارت آزاد معتقد بودند. این اختلافات به اندازه‌ای بود که برخی اعضا اسرار حزب را به دیگران می‌گفتند و به دنبال مقاصد دیگری بودند.



هنوز دلایل اصلی این اختلافات کاملا مشخص نیست اما با این همه، سه عامل اصلی را می‌توان در تضعیف و انحلال حزب جمهوری اسلامی دخیل دانست:

نخست اینکه تا پیش از آن، عملکرد حزب در واقع واکنشی بود در برابر گروه‌های معارض و رقیب همچون لیبرال‌ها و ملی‌گرایان. هدف اصلی از تاسیس حزب جمهوری اسلامی حفظ دستاوردهای انقلاب و مقابله با ضدانقلاب بود. حزب جمهوری در هدایت و پیشبرد نیروهای اصیل و مکتبی، توانایی زیادی از خود نشان داد که ظهور و بروز آن را به خوبی می‌توان در انتخابات مجلس اول شورای اسلامی و دیگر مواضع و موقعیت‌های حساس سیاسی دید. وجود گروه‌های رقیب تا اواخر سال 60 موجب می‌شد تا اختلافات داخلی حزب فرصت تظاهر پیدا نکند، اما با حذف این گروه‌ها از صحنه سیاسی کشور طبیعتا فلسفه وجودی حزب نیز که مقابله با آنها بود از بین رفت. به‌ویژه که با رخ دادن جنگ تحمیلی، نوعی یگانگی و بسیج عمومی برای حفظ و حراست از انقلاب و مملکت پدید آمده بود که از شدت رقابت‌های حزبی و سیاسی می‌کاست.

دوم اینکه نحوه مدیریت شهید بهشتی، مقبولیت و نفوذ بالای ایشان در میان اعضا و دیگر رهبران حزب عامل مهمی در کاهش تنش‌های داخلی حزب بود. شهید بهشتی، راس ارکان حزب بود و با دتبیر، درایت و دانایی ویژه خود نه تنها در عرصه‌های سیاسی کشور به شدت تاثیرگذار بود در جریان تحولات و فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی هم تاثیر نخست را داشت. شهادت ایشان شکاف بزرگی در حزب پدید آورد و زمینه شدت یافتن تضادهای درونی در داخل آن را فراهم کرد.

سوم اینکه کثرت اشتغالات رهبران حزب، آنها را از مسائل و نیازهای اساسی حزب و رسیدگی درست و کامل به امور باز می‌داشت. به این ترتیب حزب از درون دچار خلا تشکیلانی و بن بست تولید فکر مناسب با فعالیت‌های آن شد و روز به روز به سوی سستی و ضعف حرکت کرد. بسیاری از اعضای باسابقه و تاثیرگذار حزب به دست گروهک‌های معاند حذف فیزیکی شده بودند و گروه دیگری هم یا درگیر فعالیت‌های شدید سیاسی -به‌ویژه در فضای جنگ تحمیلی- بودند و این امر، فعالیت حزبی را با مشکل روبرو می‌کرد.

شاید براتان جذاب باشد:

به این ترتیب، بزرگان حزب، هنگامی دیدند که حزب دیگر آن کارایی گذشته را ندارد بلکه زمینه‌های بروز اختلافات و از میان بردن انسجام مسئولان نظام را فراهم می‌کند و نیز فلسفه وجودی خود را از دست داده است با نگارش نامه‌ای به امام خواستار موافقت ایشان با توقف فعالیت‌های آن گردید. آیت‌الله خامنه‌ای و حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی در نامه‌ای به امام ضمن اشاره به انگیزه تأسیس حزب جمهوری اسلامی در آغاز انقلاب و خدماتی که حزب به انقلاب اسلامی کرده بود، یادآور شدند در شرایط موجود، ضرورتی برای وجود حزب نیست و جامعه به وحدت و انسجام نیازمند است و ممکن است تحزب بهانه‌ای برای ایجاد اختلاف و موجب خدشه در وحدت ملت گردد و پیشنهاد کردند حزب جمهوری اسلامی فعالیت‌های خود را متوقف کند. امام نیز در پاسخ به نامه فوق، با این پیشنهاد موافقت نمود. در نامه امام آمده بود:


در۱۱ خرداد سال ۱۳۶۶ با درخواست آقایان اکبر هاشمی رفسنجانی و آیت الله سید علی خامنه ای به طرفیت از شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و تأیید امام خمینی، حزب منهل گردید.


متن نامه به امام بدین شرح است:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک مرجع عالیقدر و رهبر کبیر انقلاب

حضرت امام خمینی- مدظله‌العالی

همان‌طور که آن رهبر عزیز اطلاع دارند، تأسیس «حزب جمهوری اسلامی» از طرف هیئت مؤسس با مشورت آن مقام معظم و در شرایطی انجام شد که نیاز به یک تشکل در برابر انبوه مسائل در آغاز انقلاب و لزوم انسجام و انتظام نیروهای آگاه و مؤمن و گسترش آگاهی‌های انقلابی و تربیت کادرهای فعال و کارآمد برای اداره کشور و خنثی کردن توطئه گروهک‌ها و عوامل دشمن خارجی و ضدانقلاب داخلی به شدت احساس می‌شد. این حزب در طول سال‌های گذشته در حد توان خود به منظور تثبیت نظام جمهوری اسلامی و انجام تکالیف بزرگی که بر دوش خود حس می‌کرد، از هیچ کوششی فروگذار نکرد؛ و در کوران توطئه‌های چپ و راست با فداکاری و تقدیم شهدایی که بعضی از آنان چهره‌های برجسته و فراموش نشدنی انقلابند، از جمله شهدای هفتم تیر، نقاب از روی نفاق برانداخت و مظلومیت و حقانیت خط امام را به نمایش گذارد. در طول جنگ تحمیلی، حزب جمهوری اسلامی در سراسر کشور به وظیفه اسلامی خود برای بسیج مردم و شرکت فعال در جبهه‌های نور عمل کرد، و جمعی از کادرها و اعضای آن در این جهاد مقدس به افتخار شهادت نایل آمدند. تعبد افراد این حزب به اسلام و اعتقاد راسخ آنان به ولایت فقیه، که خود عامل مهمی در کینه‌توزی ضدانقلاب بود، ایجاب می‌کرد که در مراحل و مقاطع مختلف انقلاب، با کسب رهنمودهایی از آن مقام معظم، حرکت حزب را تنظیم و سیاست‌های آن را پی‌ریزی نمایند.

اکنون به فضل الهی نهادهای جمهوری اسلامی تثبیت شده و سطح آگاهی و درک سیاسی آحاد ملت انقلاب را از جهات عدیده آسیب‌ناپذیر ساخته و روشن‌بینی و توکل و قوت اراده آن رهبر عالیقدر و فداکاری و آمادگی مردم حزب‌الله توطئه‌های ضدانقلاب داخلی و استکبار جهانی را بی‌اثر و کم خطر نموده‌است؛ لذا احساس می‌شود که وجود حزب، دیگر آن منافع و فواید آغاز کار را نداشته، و بلعکس، ممکن است تحزب در شرایط کنونی بهانه‌ای برای ایجاد اختلاف و دودستگی و موجب خدشه در وحدت و انسجام ملت گردد، و حتی نیروها را صرف مقابله با یکدیگر و خنثی‌سازی یکدیگر کند؛ لذا، همان‌طور که قبلاً نیز کراراً عرض شد، شورای مرکزی پس از بحث و بررسی مبسوط و مستوفا با اکثریت قاطع به این نتیجه رسید که مصلحت کنونی انقلاب در آن است که «حزب جمهوری اسلامی» تعطیل و فعالیت‌های آن به کلی متوقف گردد.

مراتب برای استحضار و کسب رهنمود عالی معروض می‌گردد.

والامر الیکم، و ادام الله بقائکم الشریف

سیدعلی خامنه‌ای- اکبر هاشمی رفسنجانی»

پاسخ امام خمینی (بنیانگذار کبیرجمهوری اسلامی) به نامه مشترک رهبران حزب جمهوری اسلامی

«بسمه تعالی

جنابان حجج الاسلام آقای خامنه ای و آقای هاشمی- دام توفیقهما.

موافقت می‌شود. لازم است تذکر دهم که حضرات آقایان مؤسسین محترم حزب، مورد علاقه اینجانب می‌باشند. امیدوارم همگی در این موقع حساس با اتفاق و اتحاد در پیشبرد مقاصد عالیه اسلام و جمهوری اسلامی کوشا باشید. ضمناً تذکر می‌دهم که اهانت به هر مسلمانی چه عضو حزب باشد یا نه بر خلاف اسلام و تفرقه‌اندازی در این موقع از بزرگ‌ترین گناهان است. والسلام علیکما و رحمة الله.

۱۱ خرداد ۶۶
روح‌الله الموسوی الخمینی»

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

سیاسی بازی
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی