تاریخ انتشار: ۱۰:۰۰ - ۰۹ تير ۱۳۹۹ - 2020 June 29
کد خبر: ۱۵۵۰۹
تعداد نظرات: ۱۳ نظر
هیچ کس بیشتر از نویسنده این نامه نمی‌توانست در این مقطع زمانی اثبات کند که اصلاحات به خاکستر نشسته است و نوشتن این نامه به‌رغم عبارات متوهمانه آن، نوعی فریاد از عمق فناست.
به گزارش تلنگر؛ توهین آیات اعظام در هر جایگاه و مرتبه‌ای کا نا پسندی است و این عهد بد چندی است که در بین رسانه‌های تندرو جای گرفته و هر کس و هر چیز را که دخشان می‌خواهد تخریب می‌کنند. نه به شان فرد کار دارند و نه به حرمت او ارزش و نه به لباسش احترام می‌گذارند. 

روزنامه جوان با لحنی توهین آمیز اقدام به انتشار مطلبی انتقادی از آیت آلله موسوی خوئینی‌ها کرده است. این یادداشت انتقادی پس از انتشار نامه آیت الله خوئینی‌ها به رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه‌ای  نوشته و با توهین به یک مرجع دینی باب جدیدی در بی حرمتی به علما را آغاز کرده است. شرح این یادداشت را بخوانید: 

شاید برایتان جذاب باشد:

«علت» نامه موسوی خوئینی‌ها می‌تواند «علت ابتدایی» یا علت به معنای غایت باشد. در هر دو حال بازنمایاننده تلاش یک عنصر در سایه برای بیرون کشیدن ققنوس اصلاحات از خاکستر برجامانده است. چه بپذیریم که این نامه به عنوان یک علت ابتدایی می‌خواهد مبدأ ایجاد حرکتی در جامعه و نظام‌سیاسی باشد و چه مدعی باشیم که علت این نامه همان غایت نامه است و چنان‌که «تندرستی را علت راه‌رفتن» می‌دانند، زنده شدن دوباره و برخاستن از خاکستر، علت نوشتن این نامه است، در هر دو حال هیچ کس بیشتر از نویسنده این نامه نمی‌توانست در این مقطع زمانی اثبات کند که اصلاحات به خاکستر نشسته است و نوشتن این نامه به‌رغم عبارات متوهمانه آن، نوعی فریاد از عمق فناست.

بپذیرید که مردم نمی‌پذیرند کسی از دل دو جناح سیاسی چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب و چه هر نام دیگری که بر خود می‌نهند، بیرون بیاید و بدون هرگونه مسئولیت‌پذیری، مستانه از مسئولیت طرف مقابل بگوید.

هر دو جناح ۴۰ سال به تواتر در سپهر قدرت و سیاست نظام جمهوری اسلامی آمد و شد داشته‌اند – و البته سهم اصلاح‌طلبان را تا سه برابر رقیب می‌دانند- و حالا اگر اصولگرایی به میدان بیاید و گناه ناکارآمدی مدیریتی و اجرایی را یکسره و به تمامی بر گردن اصلاح‌طلبان بیندازد، همان اندازه نپذیرفتنی است که اصلاح‌طلبان که امضای حمایت‌شان از دولت مستقر هنوز خشک نشده، فریاد «دیگری گناهکار است» بزنند.

این بی‌دف رقصیدن‌ها دیگر به دل خلق نمی‌نشیند. نه خانه‌های شما، نه خوان‌های شما، نه نشست و برخاست شما، هیچ چیزتان دیگر به مردم نمی‌ماند. حالا شما نه «از مردم» که «بر مردم» هستید. کسی به تماشای شما نمی‌نشیند و کسی مستمع سخنان شما نیست. یک‌بار عریان و بی‌پیله به میان مردم بیایید- اگر می‌توانید که نمی‌توانید- تا ببینید خلق با شما با چه زبانی سخن می‌گوید. تا بفهمید که در جایگاهی نیستید که دم از «وضع کنونی مردم» بزنید. ۴۰ سال است به عنوان رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر و وزیر و رئیس و مدیر می‌آیید و می‌روید و به آن طمع و حرص دارید و برای رسیدن به جایگاه قدرت و ثروت، از کف خیابان تا «اتاق‌های مشترک با بیگانگان» را در می‌نوردید، اما حالا می‌گویید «اوضاع غیرقابل دوام امروز صرفاً معلول تصمیمات مدیرانی که می‌آیند و می‌روند نیست؟!» پس برای چه این قدر می‌آیید و می‌روید؟! چه کسی جز شما و دوستانتان ۳۰ سال از این ۴۰ سال انقلاب را در قدرت بوده؟ برای چه آمدید و چرا اگر هیچکاره بودید، برای آن «جایگاه هیچ» هنوز نامه می‌نویسید و نقشه در سر می‌پرورانید؟!

البته اگر لازم است که به نامه شما پاسخ داده شود، نه به دلیل اهمیت شخص شما‌ها و نه به دلیل محتوای اثرگذار نامه شما (!) بلکه از آن جهت است که «رحم آوردن بر بدان، ستم است بر نیکان و عفو از ظالمان جور است بر درویشان و خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی / به دولت تو گنه می‌کند به انبازی» شما متهم هستید که به جایگاه رهبری و رسیدن به آن، آلرژی دارید! هیچ چیز بیشتر از یک حمله بد به این جایگاه و یک دفاع بدتر از مردم، نمی‌تواند ثابت کند که آن کینه و حسد که نقل محافل عام و خاص است، صحیح است!

شما متهم هستید که می‌خواهید چرخه ناامیدی عمومی از کارآمدی اصلاح‌طلبان در مقام‌های اجرایی را با فضاسازی رسانه‌ای به فضای امیدواری برگردانید و با آنکه می‌دانید اشک ققنوس شما دیگر درمان نمی‌کند، به امید نجات از مهلکه افتاده‌اید.

شما به شدت متهم هستید که برای تسویه حساب درونی با آن بخش از اصلاح‌طلبان که قدرت محورند و می‌خواهند «درحکومت» و نه «برحکومت» به اصلاحات ادعایی ادامه دهند، به میدان آمده‌اید تا خود را با این نامه‌نگاری‌های اصلاح‌طلبان اجتماعی و «اصلاح‌طلب قائل به جامعه جنبشی» جا بزنید و جنبشی برای بازنشستگان سیاسی خود ایجاد کنید. پس چرا دم از مردم و اقتصاد مردم می‌زنید؟!

شمایان متهم هستید – آنچنانکه آن بخش قدرت محور معترف است – که پایگاهی در دهک‌های فقیر و محروم ندارید و حالا گمان بیهوده برده‌اید که برای ایجاد ظرفیت اجتماعی جدید می‌توانید با یک نامه و چند خط اشک تمساح برای وضع مردم، دوباره پایگاه مردمی بنا کنید. مگر شما یاران امام نبودید که پابرهنگان را صاحبان اصلی انقلاب می‌دانست و مردم در شرایط دشوار اقتصادی و جنگ، مثل پروانه بر گرد او بودند و در بزر‌گ‌ترین اجتماعات تاریخ او را استقبال و بدرقه کردند، آیا او هم مثل شما با نیرنگ، در دل مردم بود؟! اگر صفا و صدق و سلامت و سیادت امام را ندارید، با سیاه کردن چهارخط روی کاغذ چگونه امید به دل مردم بسته‌اید؟!

شما متهم هستید که مثل هر بی‌مسئولیت نفاق‌پروری که در پایان کار از پاسخگویی فرار می‌کند، درست در چندماه مانده به پایان دولت می‌خواهید بهانه‌ای برای ناکارآمدی‌ها پیش پای ملت بگذارید. شما تا ابد باید پاسخگوی برجام و دلار ۲۰ هزارتومانی و مسکن و کالا و معیشت اینچنینی مردم باشید، اما می‌خواهید یک شبه این ابدیت را سرکیسه کنید؟!

«مبادی غیرمتعارف» و خرافه‌گرایی در حکمرانی، شأن و جایگاه شماست که وقتی «تکرار می‌کنید» و دولت محبوب‌تان را به قدرت می‌رسانید، چنان در پرده توهم خودساخته می‌افتید که وعده صدروزه اقتصادی می‌دهید و می‌خواهید «آنچنان رونق اقتصادی ایجاد کنید که دیگر کسی دنبال یارانه‌اش نرود.»، اما وقتی به پایان کار می‌رسید و نان مردم را سنگ و روزشان را شب کرده‌اید، ناگهان به یادتان می‌افتد که «هستند پرشمار صاحب‌نظرانی که حق دارند زبان و کلام به نقد حکمرانی بگشایند»؟! چه کسی را می‌خواهید نقد کنید؟! بایستید مقابل آینه عبرت‌آموز تاریخ و شمایل خود را ببینید و آن پلشتی و ناکارآمدی در مدیریت اجرایی را در سیره و صورت خود ببینید و اگر لعنی دارید بر خود بفرستید.

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
الف میم
-
۱۳:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۰
0
0
روزنامه جوان راکه صدنفرهم نمیخوانند بگذارید نویسندگانی که پول هم میدهند تا چیزی بنامشون درجایی چاپ شود تا اسمشون چندبار برسر زبانها بیفتد هم به خواسته خود نزدیک شوند این افراد درنزد مردم خوارج دوران شناخته میشوند بی اعتنایی به ایشان بهترین مخالفت بااین پادوهاست
نوید
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۰
0
0
جالبه ، هرکس به موسوی خوینی ها چیزی گفته و در خصوص نامه ای که به رهبری نوشته موضع گرفته
از نظر مسولین این سایت توهین قلمداد شده
حمز
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۰
0
0
هرکی بیادبااین موش وگربه بازی هامردم رای نخواهندداد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۰
0
0
روزنامه جوان بهت حسادت میکنن
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۰
0
0
دمش گرم! واقعاً عالی نوشته
شاملوئی
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۰
0
0
روزنامه جوان حرف حق رو زده واقعا اینها مردان روزگارانند که دربرابر ابو موسی اشعرها خوب استقامت می کنند.
موسوی خوینی ها باید از خجالت بمیره که از این رئیس جمهور بی کفایت حمایت کرده
در ثانی از کی موسوی خوینی ها از مراجع شد؟؟؟؟؟؟
ههههههههههههههههههههههه
مرشد
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۱
0
0
آقای خوئینی خواه بعنوان نهی از منکر به شما می گویم قبل از نگارش این قبیل نامه ها که بوی خوشی از آنها به مشام جامعه نمی رسد ، ابتدا یکبار سوره مبارکه ناس را با دقت بخواند و هدف خود را از نگارش مطلب و نحوه انتشار آن به دقت در درونتان بررسی کنید و مواظب باشید که از مصادیق عبارت الذی یوسوس فی الصدور الناس نشوید ، به هر حال عمر کوتاه است و روز حساب نزدیک
مرشد
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۱
0
0
آقای خوئینی خواه بعنوان نهی از منکر به شما می گویم قبل از نگارش این قبیل نامه ها که بوی خوشی از آنها به مشام جامعه نمی رسد ، ابتدا یکبار سوره مبارکه ناس را با دقت بخواند و هدف خود را از نگارش مطلب و نحوه انتشار آن به دقت در درونتان بررسی کنید و مواظب باشید که از مصادیق عبارت الذی یوسوس فی الصدور الناس نشوید ، به هر حال عمر کوتاه است و روز حساب نزدیک
اشترانی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۳ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۲
0
0
جناب خوئینی!
وضعیت امروز کشور محصول شما و هم طیف هایتان است.
لازم است بدانید که دیگر نمی توانید آبروی!!! رفته خود را بدست آورید.
واقعا خجالت آور است این همه وقاحت
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۵
0
0
صادق زیباکلام درباره نامه اخیر موسوی‌خوئینی‌ها به رهبر انقلاب گفت: «آقای موسوی‌خوئینی‌ها در نامه اخیر خود رهبر انقلاب به مشکلات امروز جامعه نقد کرده است که چنین نقدهایی را خیلی‌های دیگر از جمله من هم کرده‌ایم و حتی من چندروز پیش در روزنامه شرق در یادداشتی نوشتم که وضع کشور از مرحله بحران هم عبور کرده است. گفتن چنین نقدهایی امر عجیب و تازه‌ای نیست اما سوالی که از آقای موسوی خوئینی‌ها باید پرسید این است که چه اسباب و عللی باعث شد که بعد از 42سال از انقلاب شاهد چنین وضعی باشیم؟ وضعیتی که اقشار آسیب‌پذیر حالشان خراب‌تر از همه ادوار است و طبقه متوسط چنان کوچک شده که شاید دیگر نتوان چنین طبقه‌ای را مشاهده کرد. هنر موسوی‌خوئینی‌ها این است که هرچندوقت یک بار انگشت اتهام را به سمت یکی از شخصیت‌های نظام نشانه می‌گیرد و روزی علیه آقای هاشمی سخن می‌گوید و روز دیگر خطاب به رهبری مشکلات را گوشزد می‌کند در صورتی که اگر قرار باشد در دادگاهی متهمان به وجودآمدن وضع کنونی احضار شوند، نخستین فردی که باید در آن دادگاه حاضر و محاکمه شود خود آقای موسوی خوئینی‌هاست. او بخشي از گفتمان انقلاب که برگزاری انتخابات آزاد، نبود زندانیان سیاسی، برگزاری آزاد تجمعات و از این دست معیارهای آزاداندیشانه بود را نابود کرد. من از او می‌پرسم که آقای موسوی خوئینی‌ها آیا شما در به وجود‌آمدن شرایط امروز هیچ نقشی نداشتی؟ او با متهم کردن دیگران سعی می‌کند بار مسئولیت را از گردن خود وانهد و کاری کند که مردم فراموش کنند که عامل تحریف گفتمان انقلاب خود او بوده است».
این استاد دانشگاه ادامه داد: «خطای دیگر او این بود که در قبال مسائل مهم این کشور سکوت کرد. بازهم از آقای موسوی خوئینی‌ها می‌پرسم که شما در سال76 کجا بودی و چرا هیچ موضعی نگرفتی؟ در دی96 و آبان98 چه می‌کردی؟ واقعیت این است که ما همه مقصریم؛ منِ صادق زیباکلام، عباس عبدی، تاجزاده، اصغرزاده، خاتمی و بسیاری دیگر در ایجاد شرایط امروز مقصریم اما تردید نکنید که بیش و پیش از همه ما بزرگ‌ترین مقصر خودِ آقای موسوی خوئینی‌هاست. این‌که طوری رفتار کنیم که انگار همه این مشکلات یک‌شبه ایجاد شده و خودمان به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در بحران‌های کنونی ایران نقش نداشته‌ایم، جز فرافکنی و فرار از مسئولیت چیزی نیست. موسوی خوئینی‌ها آرمان‌های انقلاب را زیرپا له کرد و انقلاب را فدای اهداف و امیال خود کرد و عامل اصلی تحریف گفتمان انقلاب خود او است».


زیباکلام در پایان با ذکر خاطره‌ای درباره شخصیت موسوی‌خوئینی‌ها گفت: «در انتها باید بگویم که موسوی خوئینی‌ها متکبرترین فردی است که به عمر خود دیده‌ام. به‌یاد دارم یکی از دانشجویانم بر موضوع تسخیر سفارت آمریکا کار می‌کرد و موفق شد با افرادی چون عباس عبدی، محسن میردامادی، محمود احمدی‌نژاد و معصومه ابتکار درباره آن موضوع گفت‌وگو کند. او گفت که اگر بتوانم با آقای موسوی خوئینی‌ها هم گفت‌وگویی انجام دهم، پروژه‌ام کامل می‌شود؛ به‌همین دلیل از من خواست کرد که برای راضی‌کردن موسوی‌خوئینی‌ها تلاشی بکنم؛ من هم نامه‌نگاری‌های متعدد با او و دفترش انجام دادم و درخواست کردم که به چند پرسش این دانشجو پاسخ دهد و حتی از طریق دانشگاه تهران هم برای او نامه‌ای ارسال شد اما او حتی پاسخ نداد که می‌خواهد مصاحبه کند یا نه؛ یعنی حتی به خودش زحمت نداد که بگوید وقت ندارم و مصاحبه نمی‌کنم. او اگر روزگاری ادعای استکبارستیزی داشته، بهتر است در ابتدا با استکبار درونی خود مبارزه کند».
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۵
0
0
عامل بدبختی مملکت حمایت همچون موسوی خوئینی‌ها از روحانی حمایت ایشان از رفسنجانی و خاتمی این چهل سال دست هم حزبی های موسیقی موسوی خونی خوئینی‌ها بوده حالا که خود کشور رو به این حالت در آوردن �یاد وا اسلاما سر می‌دهند رو نیست که سنگ پای
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۶
0
0
این کجاش توهین بود حرف حق رو زده
ناشناس
United Arab Emirates
۰۸:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۳
0
0
واقعا که؛
شما اداره‌کنندگان اسن سایت باید یه خودتون تلنگر بزنید که حقایق رو ازجلوی چشمتون ببینید.
شما متهمید به تحلیل ناعاقلانه شرایط مختلف کشور (غلط فکری)
و متهمید به دلیل نداشتن فهم درست از آیات عظام و نه آن که شما می‌نویسید و فکر می‌کنید
مدیر پایگاه سلان و احترام به شما خواننده گرامی. صرفا جهت اطلاع شما عرض می کنیم که این خبر بازنشر خبری بود که روزنامه جوان در خصوص آقای موسوی خوئینی ها مطرح کرده بوده و اگر موضوعی در این خصوص باشد به این روزنامه بر میگردد.
باز هم از همراهی شما با پایگاه خبری تحلیلی تلنگر تشکر می کنیم.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

سیاسی بازی
خاطرات یک انقلابی
آخرین اخبار
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی