تاریخ انتشار: ۱۰:۰۰ - ۱۲ تير ۱۳۹۹ - 2020 July 02
کد خبر: ۱۵۵۵۱
تعداد نظرات: ۲ نظر
آیت الله موسوی خوئینی‌ها در نامه ای سرگشاده به رهبر انقلاب نظرات و انتقاداتی را نسبت به ایشان و نحوه مدیریت کشور بیان کردند که موجب خشم و بعضا توهین روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های منتسب به اصولگرایان شد. اما خود مقام معظم رهبری نسبت به این نامه واکنشی نشان دادند و یا آنکه کسی تا کنون از عملکرد نظام و ایشان انتقادی نداشته است و برایشان نامه سرگشاده‌ای ارسال نکرده؟

چرا تندروها از نامه آیت الله موسوی خوئینی‌ها به رهبر اتقلاب برآشفتند؟به گزارش تلنگر ، پس از انتشار خبر "متن کامل نامه آیت الله موسوی خوئینی‌ها به رهبر انقلاب" بر آن شدیم که به بررسی چرایی منطقی جبهه گیری جلوی این تامه را بررسی کنیم

در بخش اول به نظر می رسد که بیت مقام رهبری به طروق فیزیکی و الکترونیک امکان ارسال نامه معظم له را فراهم نموده است و ایشان و بیتشان از ارتباط با مردم و مسئولین استقبال می نماید بنابراین دلیل ناراحتی برخی آقایان از انتشار نامه فوق الذکر نمی تواند صرف نامه نوشتن به معظم له باشد.

شاید دلیل این ناراحتی را بتوان در انتشار نامه سرگشاده دانست که به نظر این مطلب نیز صحیح نمیباشد زیرا موارد بسیاری  وجود دارد که به صورت سرگشاده جهت ایشان منتشر شده است و هیچ وقت چنین برخوردی از سوی افراد و روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها  در این موارد شاهد نبوده و نیستیم.

بنابراین به نظر میرسد این ناراحتی به دلیل محتوای نامه و سبک اصلاح طلبانه این نامه بوده و هست، که این موضوع نیز مسبوق به سابقه بوده است.

برای مثال حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه کيهان در ستون يادداشت اين روزنامه منتشر نمود "نامه سرگشاده محسن رضايي به رهبر معظم انقلاب و بيانيه اخير مهندس موسوي دو روي يک سکه اند."


شاید برایتان جذاب باشد:

در این نامه می خوانیم

- خوشبيني حکم مي کند که نامه سرگشاده آقاي محسن رضايي به رهبر معظم انقلاب را ناشي از درک سياسي اندک ايشان تلقي کنيم ولي برخي از شواهد و قرائن موجود و آنچه در متن اين نامه آمده است زمينه چنداني براي خوشبيني باقي نمي گذارد و بيم آن مي رود که خوشبيني و حمل به صحت درباره اقدام ايشان مصداق حمله به صحت! باشد.

- با توجه به دسترسي آسان و سريع آقاي محسن رضايي به بيت رهبر معظم انقلاب و ارسال مستقيم نامه به محضر ايشان، انتخاب نامه سرگشاده و انتشار عمومي آن، ترديدي باقي نمي گذارد که مخاطب اصلي آقاي رضايي در اين نامه سرگشاده، رهبر معظم انقلاب نبوده است و نامه ياد شده با هدف ديگري نوشته شده.

شما می‌توانید متن این خبر را اینجا بخوانید

این رفتار به ظاهر دوستان انقلاب و نظام کارد را به استخوان دلسوزان واقعی نظام رسانده‌اند تا جایی که مشاور فرمانده کل سپاه خطاب به حسین شریعتمداری گفته است: "از زبان رهبری سخن نگویید/چرا اصرار دارید به مخاطبان خود تفهیم کنید که رهبر انقلاب مثل من فکر می‌کند؟"

شما می‌توانید متن این خبر را اینجا بخوانید

در بخش دوم نیز مناسب می بینم بخشی از سخنرانی زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی در تاریخ 22 آذر 1394 اشاره نماییم که بیان کردند : رهبری مال همه و پدر کل جامعه، یعنی مسلمان، غیرمسلمان، چپ و راست است و باید مرجعی که ایشان را تعیین می‌کند، متعلق به همه باشد و هر چه پیکره خبرگان تنوع بیشتری داشته باشد، اعتبار رهبری بالاتر می‌رود.

رهبری پدر کل جامعه است چرا نباید هریک از فرزندان ایشان در اختلاف نظر ها و مسائل رخ نموده به ایشان (چه شفاها و چه مکتوب) سخن بگویند و از ایشان راهنمایی و رهنمود خواهند و شاید در موارد چه درست و چه غلط به اعلام نظر مخالف خویش و یا بیان مشکلات و مسائل بپردازند؟؟!!

به نظر می رسد که این حق هر فرزندی است که چنین و همانگونه که گفته خود پدر نیز با درک این نیاز از طروق مختلف چنین امکانی را برای تمام فرزندانش ایجاد نموده است و هیچ منطق نمی‌گوید که فرزندی که به ناآگاهی و یا آگاهی با پدر مطلبی را ذکر می کند عامل نفوذی دشمن و ضد انقلاب است.

فرزندانشان پیشتر در بیش از 30 سال رهبری ایشان نشان داده اند که هرچه اختلاف نظر و سلیقه در مقابل اقدامات و تحریکات خارجی یک دل و یک رنگ بوده و هستند.

بنابراین به نظر می رسد با خودی و غیر خودی نمودن افراد و تخریب شخصیتی نمی توان و نمی بایست به پاسخگویی به این فرزندان پرداخت.

برای مثال در زمان مدیر مسئولی آقای مهدی نصیری در روزنامه کیهان و پس از انتصاب آقای شریعتمداری به سمت نماینده رهبری در آن روزنامه نامه مشترکی برای جدایی آقای نصیری و یا انفصال آقای شریعتمداری دادند که رهبر معظم انقلاب نیز به آن پاسخ دادند.

می‌توانید متن این نامه را اینجا بخوانید

فلذا با جمیع جهات و عطف به فرمایشات رهبری که همه افراد حق انتقاد از ایشان را دارند به نظر می‌رسد نظر افرادی که دست به تخریت آیت الله سید محمد موسوی خوئینی‌ها می‌زنند نه تنها این است که حرف حق را نشنوند بلکه حرف حق را از دهان ایشان نشنوند چرا که ایشان را همسو با افکار خود نمی‌دانند. اینگونه رفتارهای تندخو نه تنها جایگاه رهبری را در افکار عمومی بالا نمی‌برند که به جهت ایجاد فضایی که از کسی حق انتقاد از رهبری را ندارد جایگاه معظم اله را تخریب نیز می‌کنند. 

هرچند خود را کوچک تر از نصیحت می دانیم اما ذکراین حدیث نبوی را خالی از لطف ندیدیم: "اقبل الحقّ ممّن أتاک به من صغیر أو کبیر و إن کان بغیضا بعیدا و اردد الباطل على من جاءک به من صغیر أو کبیر و إن کان حبیبا قریبا؛- سخن حق را از هر که شنیدى بپذیر اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدى نپذیر اگر چه دوست و نزدیک باشد." (نهج الفصاحه).

در پایان نظر شما را به بخشی از سخنرانی رهبر انقلاب در جمع مردم و مسئولان در خصوص انتقاد از ایشان جلب می‌کنیم.


نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
امیر
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۲
0
0
شما همتون یه مشت پست و دزد و دروغگو هستید!
mahdi
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۲
0
0
در حوادث اخیر انتشار این سبک خبری به نظرم خوب بود

رهبری نیز انسان هستند و ممکن الخطا
اگر چنین نبود چرا باید هزینه انتخابات و ساختار مجلس خبرگان رهبری وجود داشت؟
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: