تاریخ انتشار: ۰۸:۳۸ - ۰۳ اسفند ۱۳۹۹ - 2021 February 21
کد خبر: ۱۸۱۲۱
غلامعلی دهقان از اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه است که تا سال ۹۴ سخنگوی آن بود. او در یک مصاحبه‌ای به تحلیل وضعیت انتخابات ایران در سال ۱۴۰۰، گزینه‌های احتمالی ۱۴۰۰ و عملکرد دولت حسن روحانی و چالش‌های پیش روی آن پرداخت که متن کامل این گفت‌وگوی یک ساعته در پی می‌آید.
به گزارش تلنگر؛ همیشه انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران بسیار پرشور بوده است و مردم احساس وظیفه می‌کنند که در سرنوشت کشور خودشان دخالت داشته باشند بنابراین نباید ناامید بود و باید برای مشارکت حداکثری در انتخابات ۱۴۰۰ کوشید.

ممکن است مثل ۹۶ نباشد اما نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند ما به‌تدریج به سمت انتخابات ۹۲ حرکت می‌کنیم. اگر شخصیت‌هایی بیایند که معقول و محبوب باشند شاید تکرار سال ۹۶ هم دور از انتظار نباشد. باید واقعیت‌ها را هم ببینیم؛ الان شاید شرایط خوب نباشد اما ما ایرانی هستیم و فرهنگ دقیقه نودی یا شاید هم دقیقه نود و سه‌ای داریم. انتخابات ۱۴۰۰ در سه فایل باید مورد بررسی قرار بگیرد. اول انتخابات ریاست‌جمهوری و نظام؛ حاکمیت همیشه مشوق بوده و مقام معظم رهبری همیشه بر حضور حداکثری در انتخابات تأکید کرده است. این نگرانی وجود دارد که شاید انتخابات ریاست‌جمهوری مثل مجلس شود و رد صلاحیت‌هایی شود که باور آن سخت باشد، مثل رد صلاحیت آقای علی مطهری. اما بنده فکر می‌کنم مجلس یک مقوله‌ی جدایی با ریاست‌جمهوری است. حتما میزان مشارکت نسبتاً قابل قبولی خواهیم داشت. نکته دیگر این است که انتخابات ریاست‌جمهوری را باید با پارامتر طیف‌های سیاسی بررسی کنیم، این طیف‌ها آرام‌آرام در حال فعال‌شدن هستند، خبری از جبهه اصلاح‌طلبان داشتیم که رئیس موقتی را انتخاب کردند، اصول‌گراها هم که از مدت‌ها قبل اسب‌ها را زین کردند.

طیف‌های سیاسی حرف‌های خود را بزنند
امیدواریم طیف‌های سیاسی از این فرصت استفاده کنند و حرف‌های خود را بزنند، جدای از نتیجه‌ای که به دنبال دارد. این مهم است که جناح‌ها بیایند پیام لایه‌های زیرین جامعه را منتقل کنند، این خودش کم فرصتی نیست و باید این را از دست ندهیم و قبول کنیم که آینده و ایرانی داریم و زندگی جریان دارد. سیاست، مدیریت کلان و کارآفرینی لازم است. نمی‌توان گفت مشارکت بی مشارکت! اینکه عذر بدتر از گناه است. زیرا با همین مشارکت‌ها است که کشور رشد و پیشرفت می‌کند؛ کاستی‌هایش مشخص می‌شود و روزبه‌روز به تعامل نزدیک می‌شویم.

شورای نگهبان فراقانونی رفتار نکند
اتفاقاً می‌خواستم به انتخابات و حضور مردم بپردازم. بخشی از میزان مشارکت به حاکمیت برمی‌گردد. اگر شورای نگهبان مطابق سنوات قبل عمل کند و گزینه‌هایی داشته باشیم که سخنگوی بخش‌هایی از جامعه‌ی ایرانی باشد چرا مردم مشارکت نکنند؟ بنا بر تجربه گذشته مردم به‌خوبی در انتخابات ریاست‌جمهوری مشارکت می‌کنند.

شاید برایتان جذاب باشد:

کارکرد را باید نسبی سنجید
موفقیت‌ها نسبی است. اگر کسی بخواهد فرهنگ صفر و صدی را در تحلیل پارامترهای اجتماعی داشته باشد، اشتباه می‌کند. چگونه یک نظام سیاسی و جریان سیاسی صد درصد خوب یا بد است؟ در واقع کارکرد یک رئیس‌جمهور هم بدین صورت است ما خیلی راحت دوقطبی درست می‌کنیم مثلاً در خانواده‌ها تا یک مقطع یک نفر خیلی عزیز است و بعد از اینکه یک اختلافی پیش آمد، از فردا دیگر شمر ابن ذی‌الجوشن است. این یک نقیصه در فرهنگ سیاسی ما است. ما نباید صفر و صدی نگاه کنیم؛ باید آنالیز کرد. روحانی در سال ۹۲ شانزده میلیون رأی داشت و در سال ۹۶ بیست و چهار میلیون رأی آورد. معنی این چیست؟ در تاریخ ۴۲ ساله‌ی جمهوری اسلامی جزو رای‌های بالا بود. اما چرا رأی آورد؟ می‌خواستیم در صحنه‌ی بین‌الملل ایران هراسی و اسلام هراسی را کاهش دهیم؛ سیاست‌های آقای روحانی باعث این مسئله شد.

برجام به خودی خود خوب بود
وقتی نوبت به برجام رسید فاینس می‌خواست پنج میلیارد دلار یا یورو در حوزه‌های نفتی ایران سرمایه‌گذاری کند؛ همه اینها بعد از برجام دود هوا شد. به همین دلیل بسیاری از ایرانیان خارج از کشور در انتخابات شرکت کردند و آقای روحانی رأی بالایی را آورد. یادمان رفته است در دولت آقای احمدی‌نژاد خانه سینما و خانه احزاب تعطیل شده بود و در دوران آقای روحانی این دو بازگشایی شدند. در سینما فروش ۴۰ میلیاردی داشتیم که اصلاً سابقه نداشت. از هفت میلیارد تومان فروش بالاتر نبود.

مردم در دوره دوم به کارنامه مثبت روحانی رای دادند
کارنامه آقای روحانی در دوره اول مثبت بود که مردم دوباره به او رأی دادند. کشوری که دو میلیون و چهارصد بشکه نفت نمی‌فروخت ناگهان در سال ۹۱ به زیر ۸۰۰ هزار بشکه رسید و الان هم به زیر ۱۰۰ هزار بشکه رسیده است. پس ارز کم شد و این در زندگی روزمره ما تأثیر گذاشت. ارز گران شد و این بر روی بقیه اقتصاد تأثیر می‌گذارد. اقتصاددان‌ها باید در این زمینه توضیح دهند.

کسی که معاش ندارد معاد هم ندارد
فقر بیاید کفر هم می‌آید. فراموش نکنیم در تاریخ یک‌صد ساله آمریکا تا قبل از ترامپ آقای کارتر و بوش پدر فقط ۴ سال رئیس‌جمهور بودند. چرا آقای ترامپ به این روز سیاه افتاد؟ اگر کشوری ۴۰ درصد از بودجه‌اش به یک کالای وابسته شود به آن دولت رانتیر می‌گویند.

یک زمانی مثلاً کوبا فقط نیشکر داشت یا کالای دولت‌های خاورمیانه همین طلای سیاه است این یعنی ساختار مشکل دارد و حالا قرعه این کار به نام من بیچاره زدند، یعنی قرعه کار به نام آقای روحانی و تیمش افتاد. اگر روحانی نبود آقای رئیسی یا قالیباف به این سرنوشت دچار می‌شدند.

آقای روحانی سال ۹۶ می‌توانست شعار ندهد. چون چهار سال رئیس‌جمهور بود با محدودیت‌ها و اختیارات رئیس‌جمهور و سیستم آشنایی داشت.

ترامپ عهدشکن بود
ترامپ فقط برجام را زیر پا نگذاشت از معاهده پاریس خارج شد و بایدن اولین کاری که کرد این بود که به معاهده پاریس بازگشت یا مثلاً دیوار مکزیک هم اعجوبه‌ای بود ما هم در کشور خود کم‌وبیش چنین اعجوبه‌هایی را دیده بودیم. آقای ترامپ می‌خواست متفاوت باشد. این دولت هم مثل دولت‌های قبلی به شدت نیاز به نقد دارد. 

سه گروه در انتخابات دخیل هستند
آرایش سیاسی هر کشوری سیال است یعنی شما نمی‌توانید یک ثباتی در آرایش سیاسی داشته باشید، این در جهان هم صدق می‌کند. الان وضعیت با دهه شصت فرق می‌کند. دوگانه راست و چپ و دوگانه اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نداریم. الان سه طیف سیاسی داریم.  براندازان یک طیفی هستند که در این چند سال فعال شده و مرکز ثقل آن خارج از کشور است. در طی ده سال پیش حرفی برای گفتن نداشتند. اما به دلیل وجود ماهواره یک موجی را ایجاد می‌کنند.

این‌ها معمولاً در موج نارضایتی‌های مردم سوار می‌شوند و از کاه کوه می‌سازند. ۴۲ سال است این آرزو را دارند و به‌جایی هم نرسیدند. 

یک طیف هم داریم، طیفی که ما به آن‌ها طیف اصولگرایان انقلابی و ارزشمدار می‌گوییم. همان‌هایی که مجلس یازدهم را فتح کردند. آن هم یک طیف است. یعنی یک سر طیف آقای قالیباف فن سالار و شبه تکنوکرات است. آن طرف هم جبهه پایداری است. این وسط هم آقای محسن رضایی و موتلفه است. ولی یک طیف است. دیدید که با هم دیگر هم ائتلاف می‌کنند. الان هم با اینکه اختلاف دارند، دو شورا درست شده است.

یک طیف هم این وسط داریم. طیف میانه؛ که سه ضلع دارد. اصلاح طلبان، اعتدالیون و اصولگرایان معتدل. این طیف کی تشکیل شده اشت؟ این همان طیفی است که سعید حجاریان می‌گفت برجامیون. یعنی شما می‌گویید علی لاریجانی از برجام صحبت می‌کند. حسن روحانی هم با آقای ظریف برجام را پیش می‌بردند. اصلاح طلبان هم که همیشه می‌گفتند ما باید با دنیا رابطه داشته باشیم. 

گزینه‌های احتمالی معتدلین چه کسانی هستند؟
 سید حسن خمینی و جواد ظریف؛ این دو شخصیت ویژگی خاص دارند. هر دو این عزیزان از مقبولیت عمومی و مرجعیت تفکری در بین خواص برخوردارند. 

گذشته چراغ آینده است. ما باید گذشته را نقد کنیم، ولی نباید در گذشته بمانیم. اگر اینگونه فکر کنیم آنوقت این سه ضلع طیف میانه مثل اعتدالیون می‌توانند کاندید داشته باشند، اصلاح طلبان می‌توانند داشته باشند. اصولگرایان معتدل هم می‌توانند داشته باشند. می‌آیند هفته آخر هرکه در نظرسنجی جلوتر بود، مثل سال ۹۲ آن موقع یک اعتدالگرا جلو بود، اصلاح طلبان کنار رفتند و الان می‌تواند برعکس باشد. چه اشکال دارد؟

چرا سید حسن خمینی؟
آقای جواد امام گفت ما خبر‌هایی داریم بعضی از اصولگرایان از ایشان خواستند که بیایند. یعنی بیت امام خمینی فراجناحی عمل کرده است. این را که نمی‌توانیم نادیده بگیریم.جامعه ایرانی نیازمند به این خوانش است که مجتهدینی داشته باشد تا درک درستی از جامعه داشته باشند. زمان و مکان را بفهمند. سید حسن خمینی یکی از اینهاست.

در فقه شیعه اگر یک نفر اجتهادش توسط چند عالم دینی تایید شود، مجتهد است و ایشان را چند عالم دینی تایید کردند. 

آقای حسن خمینی تا چشم باز کرده در یک خانواده سیاسی بوده، ۵-۶ سالش که بود در نوفل لوشاتو بوده و بعد از این تمام خانواده او بحث در بحث‌های سیاسی بوده است.

در سیاست آن کسی که مردم به او رای می‌دهند، نماد یک تفکر است. مگر رئیس جمهور‌های دیگر خودشان می‌توانند تمام ابعاد کشور را رعایت کنند؟ مشاور دارند. برای چه معاون دارند؟ اصلا برای چه وزیر وجود دارد؟

اصولگرایان چه برنامه‌ای دارند؟
اسامی‌ مثل آقای احمدی نژاد، آقای رئیسی، آقای دهقان و آقای قالیباف از طیف اصولگرایان مطرح هستند که می‌خواهند برای انتخابات ریاست جمهوری بیایند؛ در همان جریان اصولگرایی به دلیل حضور این اسم‌ها اختلافات و مخالفت‌هایی وجود دارد.

اما آقای رئیسی بخت بیشتری دارند. دلیلش هم این است که در یک انتخابات دو قطبی ۱۶-۱۷ میلیون رای آورده‌اند. در قوه قضائیه هم بعضا کار‌های مثبتی انجام شد. نمونه‌اش برخورد با باند پیچیده و مرموز آقای اکبر طبری بود. بالاخره کار بزرگی شد.؛ بنابراین آقای رئیسی تنها کسی است که پایگاه رای مشخص  دارد؛ اما آقای رئیسی در حالتی قرار دارد که بیاید یا نیاید. چون بالاخره شاید مصالح استراتژیک نظام اقتضا کند که نیاید.

کاندیدای نظامی آری یا خیر؟
این موضوع دو بحث است. یک کاندیدای نظامی است و یک فرد نظامی. اینکه چیز جدیدی نیست. ۱۳۸۰ آقای شمخانی. ۱۳۸۴ آقای قالیباف و ۱۳۸۸ آقای محسن رضایی. حالا حسین دهقان هم به اصطلاح از مدتی قبل به صورت شفاف می‌گوید که می‌خواهد بیاید. آقای رضایی هم همینطور. آقای قالیباف هم که بدش نمی‌آید. بالاخره همه به او یک رئیس جمهوری بدهکاریم. از فردای آن چیزی که یک عده می‌ترسند آن است که دولت نظامی شود. از آن احساس خطر می‌شود؛ این ملت، ملتی است که ۵۷ انقلاب کرده است و ملتی است که دموکراسی بومی ایرانی دارد و در بدترین شرایط دیدید که در مجلس ۴۲ درصد شرکت می‌کند. در دوره‌ای که کرونا و مسائل اقتصادی وحشتناک است، ولی بازهم مردم نظام را از خودشان می‌دانند. دیگر چکار کنند؟
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

سیاسی بازی
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی