تاریخ انتشار: ۱۰:۳۰ - ۰۸ فروردين ۱۴۰۰ - 2021 March 28
کد خبر: ۱۸۳۹۹
اصولگرایان ناسازگاری‎‌‎های احمدی‎‌‎نژاد با سیاست‎‌‎های شورای هماهنگی را از اصلی‎‌‎ترین دلایل شکست «پروژه وحدت» ارزیابی کردند. او معتقد بود شورا تصمیمش را برای حمایت از لاریجانی یا ولایتی گرفته و باقی‌ماندنش دراین چارچوب بی‎‌‎فایده است.
به گزارش تلنگر؛ ۱۳۸۴ را می‎‌‎توان «سال شگفتی» نام نهاد، چراکه برگزاری نهمین انتخابات ریاست‎‌‎جمهوری و نتایج آن، جریان‎‌‎های غالب در حوزه گفتمان‎‌‎های سیاسی را کنار زد و قدرت اجرایی کشور را به پدیده‎‌‎ای به‎‌‎نام محمود احمدی‎‌‎نژاد سپرد.

البته این نخستین‎‌‎ بار نبود که در انتخابات ریاست‎‌‎جمهوری نتیجه‌ای دور از انتطار رقم می‎‌‎خورد؛ در دوره‎‌‎های قبل هم کمتر کسی پیروزی همراه با آرای بالای بنی‎‌‎صدر، شهید رجایی و سیدمحمد خاتمی را پیش‎‌‎بینی می‎‌‎کرد.

فروردین‎‌‎ماه ۱۳۸۴ که آغاز شد، فضای سیاسی کشور دیگر کاملا انتخاباتی شده بود و جریان‎‌‎های سیاسی کشور خود را برای ماراتن حساس ۲۷ خردادماه آماده می‎‌‎کردند و حتی تحولات مهم پرونده هسته‎‌‎ای ایران و روند گفت‎‌‎وگو‌های لندن با طرف‎‌‎های اروپایی که به‎‌‎نظر می‎‌‎رسید سازنده نیست هم کمتر توجه محافل سیاسی کشور را به‎‌‎خود جلب می‎‌‎کرد.


شاید برایتان جذاب باشد:

تا اواسط اردیبهشت‎‌‎ماه صف‎‌‎بندی انتخاباتی جریان‎‌‎های سیاسی چندان روشن نبود. آمدن یا نیامدن هاشمی‎‌‎رفسنجانی تمرکز انتخاباتی اصولگرایان را ضعیف کرده‎‌‎ و تثبیت لاریجانی به‎‌‎عنوان کاندیدای اصلی «شورای ‎‌‎هماهنگی نیرو‌های انقلاب اسلامی» با چالش‎‌‎های بسیاری مواجه بود، چراکه با وجود خروج احمد توکلی از جمع شش‎‌‎نفره کاندیدا‌های شورای هماهنگی به نفع قالیباف، به‎‌‎نظر می‎‌‎رسید ۵ نفر دیگر شامل محمدباقر قالیباف، محسن رضایی، علی لاریجانی، محمود احمدی‎‌‎نژاد و علی ‎‌‎اکبر ولایتی قصد ترک‌کردن میدان را ندارند و تا انتها ایستاده‎‌‎اند که درنهایت ولایتی پس از ثبت‎‌‎نام به‎‌‎نفع هاشمی‎‌‎رفسنجانی کنار کشید و رضایی هم دوسه روز مانده به انتخابات انصراف داد.

تلاش‎‌‎های شورای هماهنگی به ریاست علی‌‎‌‎اکبر ناطق‎‌‎نوری برای رسیدن به کاندیدای واحد در اردوگاه اصولگرایان درنهایت به شکست انجامید و این شورا به هدف نهایی خود نرسید؛ شورایی که از اواسط سال ۱۳۸۳ و با عبرت از شکست‎‌‎های پی‎‌‎درپی اصولگرایان پس از دوم‎‌‎خرداد با محوریت چهره‎‌‎هایی از جریان‎‌‎های مختلف اصولگرا مانند علی‌‎‌‎اکبر ناطق‌نوری، حسین فدایی، حبیب ‎‌‎الله عسگراولادی و محمدرضا باهنر تشکیل شد. بعد‌ها اصولگرایان ناسازگاری‎‌‎های احمدی‎‌‎نژاد با سیاست‎‌‎های شورای هماهنگی را از اصلی‎‌‎ترین دلایل شکست «پروژه وحدت» ارزیابی کردند. او معتقد بود شورا تصمیمش را برای حمایت از لاریجانی یا ولایتی گرفته و باقی‌ماندنش دراین چارچوب بی‎‌‎فایده است.

احمدی‎‌‎نژاد در سال ۱۳۸۱ و انتخابات شوراها، مسئول ستاد انتخاباتی شورای هماهنگی نیرو‌های انقلاب بود و در پیروزی کاندیدا‌های این جریان نقش مؤثری داشت و در انتخابات مجلس هفتم خوش درخشیده و شهرداری‎‌‎تهران را هم به نماد «نواصولگرایی» تبدیل کرده بود، بنابراین شانس زیادی برای پیروزی خود قائل بود و درنهایت هم با خروج از جریان اصلی اصولگرایان، وارد کارزار انتخاباتی شد. اوضاع در اردوگاه اصلاح‎‌‎طلبان هم چندان بهتر نبود. حضور یا عدم‎‌‎حضور هاشمی‎‌‎رفسنجانی بر ترکیب انتخاباتی آنان هم تأثیر منفی داشت و مهدی کروبی، مصطفی معین و محسن مهرعلیزاده به اجماع تن ندادند و زمینه‎‌‎ساز شکست نهایی اصلاح‎‌‎طلبان شدند و تجربه تلخی برای آنان به یادگار ماند.

احمدی نژاد

سه‎‌‎شنبه ۲۰ اردیبهشت‎‌‎ماه، درحالی فرآیند ثبت‎‌‎نام کاندیدا‌های نهمین دوره انتخابات ریاست‎‌‎جمهوری آغاز شد که حضور هاشمی‎‌‎رفسنجانی در رقابت انتخاباتی مسجل شده بود و نوید انتخاباتی سه‎‌‎قطبی را می‎‌‎داد؛ اصولگرایان، هاشمی‎‌‎رفسنجانی و اصلاح‎‌‎طلبان. در نخستین روز ثبت‎‌‎نام، ۱۱۲ نفر کاندید شدند؛ ۱۰۵ مرد و ۷ زن. در دومین روز، سه‌کاندیدای نامدار به ستاد انتخابات وزارت کشور رفتند و ثبت‎‌‎نام کردند. مصطفی معین که به‎‌‎عنوان کاندیدای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شناخته می‎‌‎شد، نخستین کاندیدای سرشناس بود که فرآیند ثبت‎‌‎نام را تکمیل کرد. بعد از او محسن رضایی به وزارت کشور آمد و پس از ثبت‎‌‎نام، انتخابات را «رقابت بین‎‌‎نسلی» قلمداد کرد که میان نسل اول و دوم انقلاب برگزار می‎‌‎شود. عصر سه‎‌‎شنبه هم هاشمی‎‌‎رفسنجانی درمیان هیجان نمایندگان رسانه‎‌‎ها، به وزارت کشور آمد و پس از ثبت‎‌‎نام با اشاره به‎‌‎نظرسنجی‎‌‎ها، «نیمی از مردم ایران» را مایل به انتخاب خود دانست. او همچنین اعلام کرد برای حضور در عرصه انتخابات با رهبر معظم انقلاب صحبتی نداشته و گفت که کابینه‎‌‎اش جناحی نخواهد بود.

با پایان‌یافتن مهلت ثبت‎‌‎نام کاندیداها، گمانه‎‌‎زنی‎‌‎ها برای حضور یا عدم‎‌‎حضور چهره‎‌‎های سیاسی هم به انتها رسید و برخی که در انتظار ثبت‎‌‎نام میرحسین موسوی بودند، ناامید شدند. دراین میان همه‎‌‎چیز تحت‎‌‎تأثیر انتخابات بود، حتی تصمیم ایران برای ازسرگیری بخشی از فعالیت‎‌‎های هسته‎‌‎ای‎‌‎اش که درپی ناموفق‌بودن آخرین دور از مذاکرات ایران و اروپا درلندن، از سوی مقام‎‌‎های ارشد نظام اتخاذ شد و بازتاب جهانی فوق‎‌‎العاده‎‌‎ای داشت.

پس از پایان فرآیند ثبت‎‌‎نام که طی آن حدود ۱۰۱۵ نفر به‎‌‎عنوان کاندیدا اعلام حضور کردند (۲۰۰ نفر بیش از ثبت‎‌‎نامی‎‌‎های انتخابات هشتم در سال ۱۳۸۰)، بررسی صلاحیت‎‌‎ها از سوی شورای نگهبان، آغاز و با جنجال‎‌‎هایی نیز همراه شد؛ احمدی‎‌‎نژاد، هاشمی‎‌‎رفسنجانی، قالیباف، لاریجانی، کروبی و رضایی تأیید صلاحیت شدند، اما مهرعلیزاده و معین از حضور در عرصه رقابت بازماندند که پس از اعتراض‎‌‎های گسترده به ردصلاحیت این دو، حدادعادل، رئیس مجلس هفتم، در نامه‎‌‎ای به رهبرمعظم انقلاب، خواستار تجدیدنظر در بررسی صلاحیت کاندیدا‌ها شد که به «حکم حکومتی» آیت‎‌‎الله خامنه‎‌‎ای در دوم‎‌‎خرداد ۱۳۸۴ به آیت‎‌‎الله جنتی، دبیرشورای‎‌‎نگهبان، انجامید و دو کاندیدای اصلاح‎‌‎طلبان به ماراتن انتخابات بازگشتند.

دوهفته منتهی به ۲۷ خردادماه روز‌های سرنوشت‎‌‎سازی برای سیاست در ایران بود؛ مثلث شکل گرفته میان هاشمی، احمدی‎‌‎نژاد و معین از سه‌جریان سیاسی کشور هر روز پر‌رنگ‎‌‎تر می‎‌‎شد و با اینکه در روز‌های آخر محسن رضایی کنار کشید و نظرسنجی‎‌‎ها هم نتایج خوبی برای قالیباف پیش‎‌‎بینی می‎‌‎کردند، اما فضای شکل‌گرفته در جریان تبلیغات از رقابت هاشمی-احمدی‎‌‎نژاد-معین حکایت می‎‌‎کرد که البته نگرانی اصلاح طلبان و اصولگرایان را توأمان درپی داشت. از یک‎‌‎سو لاریجانی به‎‌‎عنوان کاندیدای اصلی شورای هماهنگی در تقابل با احمدی‎‌‎نژاد و قالیباف وضعیت مناسبی نداشت و از سوی دیگر خطر جدی شکسته‎‌‎شدن آرای معین (کاندیدای اصلی اصلاح‎‌‎طلبان) در رقابت با کروبی و مهرعلیزاده، جبهه دوم خرداد را تهدید می‎‌‎کرد.

احمدی نژاد

در این انتخابات، بیش‎‌‎ از ۴۶ میلیون‎‌‎و ۷۸۶ هزارنفر واجد شرایط رأی‌دادن بودند که حدود ۶۳ درصد آنان (۲۹ میلیون‎‌‎و ۳۶۲ هزارنفر) پای صندوق‎‌‎های رأی رفتند، اما پیش‎‌‎بینی‎‌‎ها درست از آب درآمد و تکثر کاندیدا‌ها سبب شد هیچ‎‌‎یک حائز اکثریت آرا نشوند و هاشمی‎‌‎رفسنجانی (با بیش‎‌‎از ۶ میلیون رأی معادل ۲۱ درصد آرا) و احمدی‎‌‎نژاد (با بیش‎‌‎از ۵ میلیون رأی، معادل ۴۸/۱۹ درصد آرا) به دور دوم، که قرار بود در سوم تیرماه ۱۳۸۴ برگزار شود، راه یابند. کروبی نفر سوم فهرست آرا بود که یکی ‎‌‎دودرصد کمتر از احمدی‎‌‎نژاد رأی آورد و حاشیه‎‌‎هایی را نیز به‎‌‎همراه داشت. قالیباف و معین به‎‌‎ترتیب چهارم و پنجم شدند و لاریجانی و مهرعلیزاده هم در رتبه‎‌‎های ششم و هفتم قرار گرفتند که شکست سنگینی برای کاندیدای اصلی شورای‎‌‎ هماهنگی نیرو‌های انقلاب اسلامی محسوب می‎‌‎شد.

رقابت هاشمی‎‌‎رفسنجانی و احمدی‎‌‎نژاد در دور دوم، هماورد تبلیغاتی دوطرف در میان پایگاه‎‌‎های اجتماعی آنان را درپی داشت که تب سیاست در کشور را بالا برد و با نمادسازی‎‌‎هایی درسطح جامعه هم همراه بود. هاشمی کاندیدای طبقه متوسط و احمدی‎‌‎نژاد نماد طبقات محروم پنداشته می‎‌‎شد که با شعار‌هایی مانند «ساختار ناسالم اقتصادی»، «تمرکززدایی» و «مقابله با تجمل‎‌‎گرایی» بخش زیادی از آرای متمایل به اصولگرایان در دور نخست را جذب کرد.

این دوقطبی سهمگین به سود احمدی‎‌‎نژاد تمام شد و با وجود اینکه در دور دوم اجماع وسیعی در میان اصلاح‎‌‎طلبان بر سر حمایت از هاشمی‎‌‎رفسنجانی شکل‎‌‎گرفت، اما پرش ناگهانی آرای احمدی‎‌‎نژاد کار را برای اصلاح‎‌‎طلبان و میانه‎‌‎رو‌ها تمام کرد؛ او حدود ۶۲ درصد آرا (بیش‎‌‎از ۱۷ میلیون‎‌‎و ۲۵۰ هزار رأی) را کسب کرد؛ یعنی صعود ۴۲ درصدی داشت. درمقابل آرای هاشمی‎‌‎رفسنجانی فقط ۱۵ درصد رشد کرد و از حدود ۶ میلیون رأی دور نخست به بیش‎‌‎از ۱۰ میلیون رأی رسید تا صبح روز چهارشنبه، ۱۲ مرداد ۱۳۸۴، حکم ریاست‎‌‎جمهوری احمدی‎‌‎نژاد از سوی رهبرانقلاب تنفیذ و عصر جدیدی در عرصه سیاست ایران آغاز شود.

آغاز عصر احمدی‎‌‎نژاد با تغییر رویکرد‌های مهمی در پرونده هسته‎‌‎ای ایران نیز همراه بود که در نخستین روز‌های ۱۳۸۴ و از سوی مجلس هفتم ریل‎‌‎گذاری شد. ۲۵ اردیبهشت‎‌‎ماه و در روز‌هایی که فضای سیاسی کشور تحت‎‌‎تأثیر رقابت‎‌‎های انتخابات ریاست‎‌‎جمهوری قرار داشت، مجلس قانون دستیابی به فناوری صلح‎‌‎آمیز هسته‎‌‎ای را تصویب کرد. از سوی دیگر به سرانجام نرسیدن گفت‎‌‎وگو‌ها با سه‎‌‎کشور اروپایی که از سال قبل آغاز شده بود، سبب شد ایران ۱۰ مرداد ۱۳۸۴ با ارسال نامه‎‌‎ای به آژانس بین‎‌‎المللی انرژی اتمی از قصد خود برای ازسرگیری برخی فعالیت‎‌‎های هسته‎‌‎ای ازجمله در اصفهان خبر دهد. برهمین اساس ۱۷ مرداد فرآوری اورانیوم در اصفهان از سر گرفته شد و در ۲۰ دی‎‌‎ماه نیز غنی‎‌‎سازی درنطنز استارت خورد. اقدامات ایران سبب شد شورای حکام آژانس در ۱۵ بهمن ۱۳۸۴ (۴ فوریه ۲۰۰۶) جلسه اضطراری تشکیل دهد، قطعنامه‎‌‎ای علیه ایران تصویب کند و پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد تا سال‎‌‎های سختی برای دیپلماسی ایران درپیش باشد.

احمدی نژاد

فراز و فرود

حمیدرضا محمدی: وقتی رئیس‎‌‎جمهور شد، سیل تحسین و تجلیل بود که به‎‌‎سویش روانه شد و روی‎‌‎کارآمدنش را دست الهی دانستند، اما وقتی کاخ ریاست‎‌‎جمهوری را تحویل داد، دیگر چندان مقبول و محبوب دوستان و دوستدارانش نبود.

یک‎‌‎سال پس از آنکه محمود احمدی‎‌‎نژاد، کلیددارِ ساختمان خیابان پاستور شد، کتابی در ستایش‌اش منتشر شد که فاطمه رجبی نوشت و او را «معجزه هزاره سوم» لقب داد؛ «انتخابات نهم برای ملتی که ۲۷ سال ایثار و جانفشانی را پشت سر نهاده، معیار سنجش و آزمونی الهی بوده، این انتخابات که پس از ۱۶ سال حاکمیت گروه کارگزاران سازندگی و جریان موسوم به اصلاح‎‌‎طلب انجام گرفت... یک «اعجاز حقیقی» به‎‌‎شمار می‎‌‎رود.»، اما او ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ نوشت: «اگر آن عنوان واقعا تأثیری منفی و توهم‎‌‎آمیز برای رئیس‎‌‎جمهور داشته... اینجانب در پیشگاه خداوند غفار طلب مغفرت می‎‌‎کنم و عذر خود را با تکیه بر نیت خویش اظهار می‎‌‎دارم».

احمدی نژاد

نمونه آنچه او در کتاب خود آورد را آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، در جمع تعدادی از هنرمندان بسیجی گفت: «خدای ‎‌‎ متعال‎‌‎ را شاکریم‎‌‎ که‎‌‎ زمینه‎ ‎ انتخاب‎‌‎ چنین‎‌‎ شخصیتی‎‌‎ برای‎‌‎ این‎‌‎ دوره‎ ‎ خاص‎‌‎ از انقلاب‎‌‎ را فراهم‎‌‎ کرد و آیندگان‎‌‎ به‎‌‎ این‎‌‎ نتیجه‎‌‎ خواهند رسید که‎‌‎ انتخاب‎‌‎، مشحون‎‌‎ به‎‌‎ کرامات‎‌‎ و معجزات‎‌‎ بود». اما نهم آذرِ هشت‎‌‎سال بعد، از او برائت جست: ‎‌‎ «اعمال و رفتار امروز احمدی‎نژاد را تأیید نمی‎کنم، چون اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بینم».

مثال دیگر، احمد جنتی است که ۲۳ تیر ۱۳۸۵ در خطبه‎‌‎های نمازجمعه تهران، نامه احمدی‎‌‎نژاد به جورج بوش، رئیس‎‌‎جمهور آمریکا را «از الهامات خدا» دانست و در مقابل، ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ از پیام او پس از درگذشت هوگو چاوز، رئیس‎‌‎جمهور ونزوئلا انتقاد شدید‎‌‎اللحنی کرد: «ای کاش پیش از اینکه بخواهند چنین حرفی بزنند، چهار کلام درس می‎‌‎خواندند و یک چیزی یاد می‎‌‎گرفتند».

او نقطه پرگار دورانی بود که با یک حمایت تمام‎‌‎قد آغاز شد و با معاضدتی اعجاب‎‌‎انگیز به پایان رسید؛ روزگاری رجایی دوم بود و زمانی‎‌‎دیگر، محور جریان انحرافی.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

سیاسی بازی
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی