تاریخ انتشار: ۱۰:۳۰ - ۱۴ فروردين ۱۴۰۰ - 2021 April 03
کد خبر: ۱۸۴۰۷
دوره احمدی نژاد هم که شعار عدالت مطرح شد، به پول پاشی آن هم سطحی و بی برنامه یا با برنامه شتاب زده بسنده شد. سطحی نگری در این دوره مانع از آن بود که بتوان سراغ ساختار فقرزا رفت.
به گزارش تلنگر؛ چرا دولت ها حاضر نیستند یارانه دهک های بالا و حتی برخی صاحب منصبان را بگیرد و به دهک های پایین بدهند؟ چرا به جای مبارزه با ساختار فقر و ساختار فقرزا با فقیر مبارزه می شود؟چرا با دستفروشی مبارزه می شود؟

امروز باید بدانیم بسیاری کارهای خیریه که در حد نان شب دادن آن هم برای یک یا چند شب است، در عین ارزشمندی آن هم به شرط حفظ کرامت محرومان، چندان دردی دوا نمی کند. شنیده ایم که می گویند به جای ماهی دادن، به افراد ماهیگیری یاد دهید. این تمثیلی از همان لزوم کار ساختاری و سیاستی نهادینه و سازمانی و در عین حال جامعه محور است.

بله دولت قرار نیست همه کاره باشد اما دولت هیچ کاره و نیمه کاره هم به درد نمی خورد. دولت باید تکلیف اش معلوم و زبان و عمل اش مشخص، روشن و مقتدر و بدور از بی نظمی و تناقض شدید باشد. چنین دولتی است که دوباره می تواند رشد کشور، استقلال فنی - استقلال به معنای به تقلیل و حداقل رسانیدن است نه جدایی و تفکیک- عدالت اجتماعی، مبارزه عملی و گسترده با فساد، اجرای اصل ۴۳قانون اساسی و پرهیز از خصولتی سازی و سواستفاده از اصل ۴۴، از میان بردن و بهتر بگویم، کم کردن تبعیض و فقر را با اقتدار دنبال کند. در این صورت از سوی اکثریت نیرویی عظیم و اراده ای وصف ناپذیر خواهد دید؛ همان اراده ای که روسو می گفت هیچ چیز در برابر آن یارای مقاومت ندارد. این چنین است که دوباره نزدیکی حداکثری مردم و انقلاب اسلامی را شاهد خواهیم بود و مردم میان آرمانهای اعلامی انقلاب و وضعیت اداره کشور فاصله حاد نمی بینند.

 دولت در ایران اختیارات زیادی دارد. در بسیاری کشورها وقتی دولت قرار است پولی خرج کند باید مثل یک فرد عادی که به بانک مراجعه می کند وثیقه و ضمانت کافی بگذارد اما در ایران دولت گویی دست در جیب مبارک می کند وقتی از بانک مرکزی برداشت می کند.

شاید برایتان جذاب باشد:

رانت و کاخ نشینی یک شبه بسیاری مدیران نیز سبب تعارض منافع می شود.  یک کاخ نشین یک شبه هرگز محرومان را درک نمی کند و هرگز نمی تواند سیاستگذاری و قانونگذاری به سود آنها را رقم بزند. در اجرای سیاست هم همین تراست ها و انحصارها و اربابان زحمت نکشیده سرمایه هستند که مانع از تحقق خواست اکثریت می شوند.

ما دیگر دولت محافظه کار نمی خواهیم . اما دولت بی عقل و احساساتی و رمال هم نمی خواهیم.ما دولت عاقل و شجاع می خواهیم که جمع مدیریت و انقلاب(مدیریت انقلابی) و جمع عقلانیت و معنویت باشد. دولتی متین و شجاع و صادق که برخاسته از ارزشهای مردم و ایستاده برای آن باشد. دولتی که به جای شعار، عمل کند. وارد حاشیه و سخن های سبک و چاله میدانی نشود. با مردم همدردی کند. به موقع عذرخواهی کند و یاد انقلابیون صدیق سال ۵۷را زنده کند. دولتی که با دنیا تعامل کند اما دست گدایی سوی آنها دراز نکند.

 امروز اگر با دستفروش برخورد غیراخلاقی و حتی غیرقانونی می شود این نشانه های عینی بازگشت همان نگاه غلطی است که خود فقیر را یک معضل و فردی ضد اجتماع تصور می کرد. این همان طاغوت است. 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

سیاسی بازی
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی