تاریخ انتشار: ۰۸:۴۵ - ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ - 2022 June 20
کد خبر: ۲۱۵۴۹
دولت‌ها یکی پس از دیگری می‌روند اما هیچ‌گاه نه مسئولان آنها و نه حامیانشان در خصوص عملکردشان پاسخگو نیستند. در خصوص دولت قبل نیز اصلاح‌طلبان تاکنون توضیحی در خصوص عدم تحقق وعده‌های دولت انجام ندادند.
به گزارش تلنگر؛ کسی شکی در این ندارد که دولت روحانی به وعده‌های خود عمل نکرد اما باید بحث شود که علل این موضع چه بود؛ اگر ریشه در رفتار اصلاح‌طلبان دارد؛ اصلاح شود و اگر در سیستم کشورداری مشکلی هست آن نیز تصحیح شود.

اصلاح‌طلبان وظیفه‌دارند با مردم صحبت کنند و بگویند که چرا روحانی نتوانست به وعده‌های خود عمل کند؛ ایشان به‌عنوان حامیان دولت باید پاسخگوی افکار عمومی باشند.
 
 

روحانی پایگاه رأی نداشت

 آقای روحانی قبل از حمایت اصلاح‌طلبان و جمعی از اعتدالیون نظیر هاشمی و ناطق نوری و لاریجانی رأی آورد مگر نه ایشان پایگاه رأی بین مردم نداشت و در صورت عدم‌حمایت این گروه از او بعید بود بتواند در عرصه انتخابات کاری پیش ببرد. در حقیقت او از رأی سه گروه نفع برد؛ اصولگرای معتدل و جریان میانه که نمادشان آقایان خاتمی، هاشمی و ناطق بودند، از حامیان اصلی آقای روحانی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری بودند.

طبیعی است که عمده رأی‌هایی که به سبد آقای روحانی انداخته شد، ناشی از آن اقدام تاریخی آقای عارف بود که با کنار رفتن خود از صحنه انتخابات، عملاً زمینه پیروزی را برای آقای روحانی فراهم کرد.
 
 

ناامیدی جامعه از روحانی

 متأسفانه در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری شاهد بی‌توجهی دولت و شخص روحانی به وعده‌هایش بودیم که نتوانست آن‌ها را محقق کند، البته جامعه از روحانی این مطالبه را دارد تا در مورد عملکرد خودش پاسخگو باشد.

جریان اجتماعی از کنش سیاسی و اجتماعی اصلاح‌طلبان مأیوس شده است، اما این بدان معنا نیست که اصلاح‌طلبان افول کرده باشند و رای آنان به سبد اصولگراها ریخته شده؛ متأسفانه این یأس منجر به بی‌عملی جامعه خواهد شد که در انتخابات گذشته هم شاهد بودیم و این مسئله موجب تأسف است.
 
جریان اصلاحات دارای ریزش سرمایه اجتماعی بوده اما اگر بخواهیم این ریزش را به‌پای این بنویسیم که یک اتفاق مثبتی رخ‌داده و آن به نفع اصولگراها بوده، خیر؛ درمجموع سرمایه اجتماعی جامعه ریخته اما این سرمایه در جای دیگری جمع نشده است و درواقع تبدیل به مجموعه‌ای از نارضایتی‌ها در جامعه شده که در قالب تظاهرات، اعتراضات، بی‌توجهی‌ها و دلخوری‌ها دیده می‌شود که به‌شدت نگران‌کننده است.
 
اگر قبلاً این سرمایه‌ها هدایت می‌شد و یک جریانی مثل جریان اصلاحات می‌توانست این‌ها را در اختیار داشته باشد، حداقل تبدیل به یک نقطه آسیب یا نقطه هزینه زا برای سیستم نمی‌شد. درواقع با ریزش سرمایه اجتماعی اصلاحات جابجایی سرمایه اتفاق نیفتاده است.
 
اتفاقاتی که این روزها شاهد هستیم مثل حوادث آبان 98، اتفاقات 97 و زمستان گذشته در خوزستان و همچنین اعتراضاتی که در رابطه با گرانی‌های اخیر در استان‌های جنوبی و مرکزی وجود دارد یک نوع دیگر از تغییر است.
 
نوع دیگری از نارضایتی به بی کنشی و انزوا و نشستن در خانه و عدم کنش‌های سیاسی و اجتماعی مثل انتخابات برمی‌گردد؛ اینجاست که یک نظام سیاسی باید از کاسته شدن سرمایه اجتماعی جریان اصلاح‌طلب که در قالب قانونی و قاعده‌مند خود که به دنبال تغییر است، نگران باشد.
 
 

حذف جریان سیاسی باعث تک‌صدایی شدن حکومت می‌شود

 اینکه یک نظام سیاسی بخواهد به دنبال حذف این جریان سیاسی بوده و از کاهش سرمایه اجتماعی آن خوشحال باشد، علی‌القاعده فرصت را برای راه‌های دیگر تغییر فراهم می‌کند و نه‌تنها هیچ کمکی به کشور نمی‌کند بلکه ممکن است این خواسته‌ها از کنش اجتماعی به کنش سیاسی و از کنش سیاسی به کنش امنیتی و درنهایت به فعالیت‌های براندازانِ ختم شود که در اینجا هیچ عالم سیاست و جامعه‌شناسی که نگران وضع کشور است، از این مسئله استقبال نمی‌کند.
 
وقتی یک سیستم به دنبال تضعیف یک جریان سیاسی برود، شبکه‌های معاند مثل منوتو و ایران اینترنشنال هدایت افکار عمومی را در اختیار می‌گیرند؛ یکدست شدن سه قوه و هماهنگ شدن شوراهای شهر و نهادهای ریزودرشت که امروز وجود دارد، فضای مطلوبی نیست و نتیجه آن وضعیت امروز کشور است.
 
این مسئله باعث شد تا جریان اصلاح‌طلب امروز منفعل شود؛ این مشکل به دو بخش مرتبط است، ازیک‌طرف به رهبری جریان اصلاحات که نتوانست این سرمایه اجتماعی را به‌خوبی محافظت کند و از طرفی جریان اصولگرای سنتی که امروز فضا را به نفع جریان رادیکال مثل پایداری خالی کرده است.
 
در حقیقت اصلاح‌طلبان امروز باید با کنش‌های سیاسی و پاسخگو بودن نسبت به وعده‌هایی که روحانی داد و عمل کرد و نتوانست عملیاتی کند با مردم سخن بگویند تا جایگاه اجتماعی خود را دوباره زنده کنند؛ همان‌طور که رهبر انقلاب فرمودند اصولگرایان و اصلاح‌طلبان دو بال جامعه سیاسی هستند و نباید یکی به دنبال حذف دیگری باشد.

انتهای مطلب/
 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

فرهنگ و هنر
رویدادها
آخرین اخبار
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی