تاریخ انتشار: ۰۸:۳۰ - ۱۳ شهريور ۱۳۹۷ - 2018 September 04
کد خبر: ۷۵۲۹
ما اکنون شاهد تضاد رفتار نمایندگان مجلس نسبت به دیگر قوا از جمله قوه مجریه با آنچه که خودشان انجام می دهند، هستیم به این صورت که مثلا نمایندگان مردم در مجلس در حالی از اشراف گرایی مدیران گلایه می کنند که در حوزه های انتخابیه با هزینه های میلیاردی به کرسی مجلس می رسند.
به گزارش تلنگر؛ عملی کردن طرح سئوال از رییس جمهوری با وجود پیام های پنهانی که در شرایط سخت کنونی در بعد داخلی و خارجی داشت در کنار استیضاح و برکناری 2 وزیر از مجموعه اقتصادی دولت دوازدهم و بالا نگه داشتن شمشیر دموکلیس استیضاح برای سایر وزرا، ظاهرا حاکی از این است که مجلس نشینان هیچ نقشی برای خود در وضعیت کنونی مملکت و بسترسازی برای عملکرد قوه مجریه قایل نیستند.
بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران سیاسی این رفتار اخیر مجلس را نوعی تنزه طلبی در قبول سهم خویش و دیگر قوا و کانون های قدرت از وضعیت کنونی مملکت اعم از نابسامانی های اقتصادی و غیر اقتصادی می دانند و معتقدند اصل و بنیاد نظام پارلمانی ایران با چنین رفتارهایی در معرض خطر جدی قرار دارد.
به اعتقاد این تحلیل گران، این که نمایندگان مجلس فاقد نگاه تاریخی به عملکرد مجموعه خود و همچنین نهادهای دیگر از جمله قوه مجریه باشند و تمامی کاسه کوزه ها را بر سر یک یا چند وزیر و یا حتی یک دولت بشکنند، بدون این که تحلیلی واقع گرایانه از مجموعه عوامل داخلی و خارجی در ایجاد وضعیت های خاص داشته باشند، تنزه طلبی را به کل جامعه و شهروندان تسری می دهند.
رفتار و اظهارات برخی از نمایندگان در جلسات استیضاح 2 وزیر کابینه دولت دوازدهم طی هفته های اخیر هم نشان می دهد نگرانی این دسته از تحلیلگران و کارشناسان سیاسی چندان بیراه نیست؛ زیرا در این دو جلسه قصور هیچ یک از وزرا در انجام وظیفه قانونی به صورت مشخص برای جامعه بیان نشده و آنچه در محافل عمومی حتی در سطوح کاملا غیرسیاسی بازتاب یافته، این نتیجه گیری بوده که جلسات استیضاح بیشتر جنبه تسویه حساب شخصی به خود گرفته بود.
این که قاطبه جامعه بر این اعتقاد باشد که مشکلاتی مانند نوسان نرخ ارز، طلا و افزایش عمومی سطح قیمت ها ناشی از تصمیم گیری یا قصور یک یا چند وزارتخانه نیست که وزرای آن بتوانند کنترلش کنند، ولی نمایندگانشان در مجلس پایشان را در یک کفش کرده و بر کنار گذاشتن وزیر یا وزرا به عنوان راه حل تاکید کنند، این پرسش را ایجاد می کند که مشکل کار کجاست و چه باید کرد؟
 
متاسفانه جدی نگرفتن اهمیت نمایندگی مجلس و قانون گذاری در کشور سبب شده است تا ما شاهد وضعیت موجود باشیم و برای برون رفت از این وضعیت حتما باید حلقه های مفقوده ای که وجود دارد، شناسایی شود.
فقدان تربیت سیاسی را مهم ترین حلقه مفقوده در عملکرد نمایندگان مجلس است. این مشکل هم ناشی از نبود احزاب قدرتمند و زیرساخت های دیگری است که در حال حاضر وجود ندارد.
امروز کنشگران سیاسی کشور به خصوص نمایندگان مجلس دچار سطحی از بی اخلاقی سیاسی شده اند و تا آنجا این مشکل پیش رفته است که برخی از آنها هنجارهای اخلاقی را در گفتار و رفتار رعایت نمی کنند.
این گونه رفتار و گفتار برخی از نمایندگان با کارویژه نظارتی پارلمان که مهم ترین هدفش آسیب زدایی از قوه مجریه در چارچوب قوانین است، سازگاری ندارد و آنچه مشاهده شده بیشتر نشانگر فضای گرو کشی و پرده دری بوده و تلاششان بر این بوده تا از مشکلات مزمنی که ریشه چند دهه ای دارند به عنوان حربه ای کارا علیه قوه مجریه و وزرا استفاده شود، وضعیتی که حتی برای مردم عادی هم گاهی باعث تعجب می شد.
در استیضاح های اخیر وزرای اقتصاد و کار نه تنها مردم، حتی کارشناسان سیاسی نیز چیزی دستگیرشان نشد ، زیرا صرفا نمایشی از بی آبرو کردن و گرو کشی میان نمایندگان با وزرا بود. 
در استیضاح وزیر کار و وزیر اقتصاد نه مجلس برای بحران اقتصادی شفافیت ایجاد کرد و نه وزرا توضیحی مناسب برای تبییع و علت یابی وضعیت اقتصادی ارائه کردند و جلسات به دستاویز کردن زندگی شخصی بخصوص فرزندان افراد خلاصه شد.
البته نمایندگان مجلس استدلال قوی نیز برای ارائه ندادند زیرا از طرفی عملکرد خود آنها هم زیر سئوال است و برای راضی کردن مردم و افکار عمومی مسایل خانوادگی افراد را دست آویز قرار دادند. 
باید درآمدها و مسائل اقتصادی مدیران دولتی به صورت مستمر تحت نظارت باشد و این خود نیازمند برپایی نظام مردم سالاری شفاف است و تمام مدیران در دستگاههای دولتی باید به نمایندگان پارلمان که زبان گویا و چشم بینای همه مردم هستند پاسخگو باشند، اما امروز در شرایط معیشتی و اقتصادی و همچنین دندان تیز کردن دشمنان برای ایجاد تفرقه در داخل، این مسائل جز حاشیه سازی و متشنج تر کردن فضای آرامش ذهنی مردم دست آوردی ندارد. 
اولویت اکنون در ایجاد نگاه علمی کارشناسی و نظارت ها بر سیستم های کشور داری است نه خاله زنک بازی ، برای این که امروز شبکه های اجتماعی خود نوعی رسوا کننده ناپاکی ها و زشتی های اخلاقی برخی مدیران و نمایندگان مردم در تمام کشورها هستند و نیازی نیست صحن علنی مجلس یک کشور را نیز به اندازه یک کانال در فضای مجازی تقلیل دهیم. 
بی توجهی به تربیت سیاسی نمایندگان پارلمان را بسیار آسیب زننده است. متاسفانه این خلاء گاهی به صورت عجیب و غریبی در مجلس خود نمایی می کند مانند چرت زدن نمایندگان که عکس هایشان رسانه ای می شود، گده گرفتن آنان حتی در نشست های مهم که دیگر نمایندگان در حال بحث و بررسی موضوع هستند، تماس تلفنی گرفتن در صحن علنی یا پاسخ دادن به تلفن همراه و حتی رد و بدل کردن پیامک.
این گونه رفتارها، پیام های پنهان زیادی به جامعه مخابره می کند و سبب می شود تا شان نمایندگی و پارلمان به عنوان نهادی که باید در راس امور باشد در اذهان مردم بویژه جوانان مورد چالش قرار گیرد و نمونه ای از این چالش ها را هم ما در چند وقت اخیر با واکنش های مردمی مشاهده کرده ایم مانند عجز برخی نمایندگان در تلفظ یک کلمه یا جمله که در فضای مجازی و رسانه ای و محافل عمومی علیه مجلس جنجال ایجاد کرد.
اینگونه رفتارها را ما در پارلمان دیگر کشورها که تربیت سیاسی را با نظام حزبی یا سختگیری های دیگر در دستور کار قرار دادند، نداریم و مردم این چیزها را می بینند و قضاوت می کنند.
برخی نمایندگان مجلس ما حتی به وظایف خود آگاه نیستند و وقتی به حوزه انتخابیه می‌آیند انواع و اقسام وعده و وعیدهای اجرایی می دهند که از اختیارات و وظایف قوه مجریه است و متاسفانه برای تحقق این وعده هایشان هم وزرا را تحت فشار قرار می‌دهند.
این که بسیاری از مدیران اجرایی از استانداران گرفته تا فرمانداران و مدیران کل از این بنالند که نمایندگان مجلس در وظایفشان دخالت و یا در چینش نیروهای اجرایی اعمال نفود می‌کنند، شایسته نظام پارلمانی نیست چون نماینده ای که اینگونه در قوه مجریه اعمال نفوذ می کند، نمی تواند به وظیفه نظارتیش در صورت مشاهده کمی و کاستی اجرایی عمل کند و در نهایت این مردم یعنی موکلانشان هستند که زیان می بینند.
 
برخی از نمایندگان حتی به مسائل و معادلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخلی و بین المللی نیز آشنایی کافی ندارند، واقعیت امر این است که این وضعیت خود یک بحران سیاسی برای کشور محسوب می شود و علت آن هم نبود یک روال تعریف شده حزبی برای پرورش نیروهای موثر و کارآمد برای پارلمان است.
در کشورهای دارای سنت پارلمانی پیشرفته، افراد برای رسیدن به کرسی پارلمان باید در فضای حزبی رشد کنند و از همان طریق وارد پارلمان و مجلس شوند، در حالی که در ایران نمایندگان پس از کسب نظر و آرای مردم محلی و ورود به ساختار سیاسی ، بر اساس منافع به گروهها و تشکل های سیاسی می‌پیوندند و بر این اساس به راحتی نیز جناح سیاسی خود را تغییر می دهند. 
در حالی که در ایران نمایندگان این اختیار را دارند که وزرا و حتی رئیس جمهور را استیضاح کنند، اما احزاب قوی و واقعی که به نوعی استیضاح کننده نمایندگان در فضای سیاسی هر جامعه هستند در ایران وجود ندارند.
ما اکنون شاهد تضاد رفتار نمایندگان مجلس نسبت به دیگر قوا از جمله قوه مجریه با آنچه که خودشان انجام می دهند، هستیم به این صورت که مثلا نمایندگان مردم در مجلس در حالی از اشراف گرایی مدیران گلایه می کنند که در حوزه های انتخابیه با هزینه های میلیاردی به کرسی مجلس می رسند.
حتی نشستن بر صندلی سبز مجلس شورای اسلامی خود نمادی از اشراف گرایی محسوب می شود و ساختمان عریض و طویلی که برای یافتن یک نماینده باید چندین دقیقه محیط را جست و جو کرد، با پارلمان بسیاری از کشورها تفاوت دارد و به عبارتی صندلی هر نماینده به قدری بزرگ است که گویی در دفتر کار شخصی نشسته اند، در حالی که پارلمان های بسیاری از کشورها با سنت پارلمانی طولانی دارای فضایی صمیمی است و نمایندگان نزدیک و کنار هم می نشینند و به تبادل نظر و قانون گذاری می پردازند.
نداشتن استراتژی برای زندگی و تفکر آسیب های زیادی هم در سطح خرد و هم در سطح کلان جامعه وارد می کند و در نبود استراتژی فکری، ثبات شخصیتی و استقلال را نیز از فرد نمی توان انتظار داشت و همه اینها پیامد فقدان پرورش افراد در یک فرآیند تربیتی سیاسی است. 
وضعیت به گونه ای شده است که نمایندگان مجلس حتی با برخی برنامه ها و استراتژی‌هایی که دولت اجرای آنها را به مردم وعده داده و بر همان اساس رایشان را کسب کرده، مخالفت می کنند و رای منفی می دهند و آن را نمی پذیرند . 
این که می بینیم افرادی یک زمان اطلاح طلب هستند، روز دیگر مستقل می شوند و دیگر روز لباس اصولگرایی بر تن می کنند و یا بدتر آن که پس از سال ها تصدی بالاترین مقام ها و منصب ها در کشور ناگهان تبدیل به اپوزیسیون می شوند، از نوعی به هم ریختگی ناشی از نبود تربیت سیاسی ناشی می شود که در هیچ کجای دنیا وجود ندارد. 
چنین تنوعی در زندگی سیاسی یک نماینده و یا مدیران دولتی ناشی از فقدان استراتژی در زندگی سیاسی است که باز به پرورش سیاسی در تشکل های منسجم بر می گردد که بسیاری از کنش گران سیاسی کشور از آن بی بهره هستند. 
تا زمانی که افراد و نیروهای سیاسی در درون تشکل های سیاسی قدرتمند و نظام مند پرورش نیابد، مسائلی مانند استیضاح های بی ضابطه ، مچ گیری ها ، خط و نشان کشیدن ها و اختلاف احساسی با قوانین و طرح ها را شاهد خواهیم بود که با روح وظیفه نمایندگی در پارلمان هیچ سنخیتی ندارد.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

از میان خبرها
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی