تاریخ انتشار: ۰۹:۰۴ - ۱۴ مهر ۱۳۹۷ - 2018 October 06
کد خبر: ۷۸۸۰
دلمان خوش بود پولمان را می‌گذاریم در بانک و بانک با آن به صنایع وام می‌دهد؛ غافل از آنکه بانک‌ها صنایع را می‌خرند و خودشان به خودشان وام می‌دهند. بعد هم که معلوم است که آمار پرداخت وام به صنعت همیشه مثبت و عالی است. دست مدیران بانکی هم درد نکند.

چندی است قلم در دستم نمی‌چرخد. گویی وارد خلصه‌ای شده‌ام که پایانی ندارد. نه صبر کنید قرار نیست این متن ادبی باشد. دلم از شرایط اقتصادمان پر است. خدا را هزار مرتبه شکر دوستان دوستانی دارند از جنس خودشان. گاهی فکر می‌کردم بیچاره مردم که انقدر سختی می‌کشند؛ ولی وقتی صف‌های بلند برای فروش دلار را دیدم حیرت زده شدم؛ عجیب که توجیه‌شان برای خرید دلار حفظ سرمایه بود. نه اینکه بحران نبود ولی توهمات عده‌ای باعث شد تا بازار دلار وارد بحرانی به مراتب شدیدتر از آنچه که فکرش را می‌کردیم بشود.

به گزارش تلنگر؛ در همین افکار قوطه‌ور بودم که متنی توجهم را جلب کرد. پایین خبری خبری که از پتروشیمی و عرضه دلار به سامانه نیما بود و البته مقاومت پتروشیمی‌ها برای عرضه دلار به این سامانه؛ در بخش نظرات نوشته شده بود؛ بگذارید پتروشیمی‌ها حداقل دربیاورند؛ برای چه باید به سامانه نیما پول بدهند و ضرر کنند؟
وقتی که می‌بینم گاز 2 سنتی (265تومان) می‌گیرند و دلار 17000 تومانی می‌فروشند. حال ‌آنکه حداقل قیمت مصرف کننده گاز شهری که سودی هم برایش ندارد 108 تومان است. جالتر است بدانید صنایعی که درخواست گاز برای کار داشته باشند نیز قیمتی معادل 149 تومان بهای گاز مصرفی را می‌پردازند. صنایعی که عموما برشکسته و یا زیانده هستند و یکی از دلایل آن همین پتروشیمی‌های مظلوم هستند که به جای عرضه به بازار داخلی و صادرات محدود ؛ صادرات و عرضه محدود به بازار داخلی سیاست رفتاریشان است.

دلمان خوش بود پولمان را می‌گذاریم در بانک و بانک با آن به صنایع وام می‌دهد؛ غافل از آنکه بانک‌ها صنایع را می‌خرند و خودشان به خودشان وام می‌دهند. بعد هم که معلوم است که آمار پرداخت وام به صنعت همیشه مثبت و عالی است. دست مدیران بانکی هم درد نکند.

هر نهادی که بانک‌ها برای گرفتن وام برای طرح‌هایش پشت باجه نگهش می‌دارند؛ بدو بدو یک موسسه و بانک تاسیس می‌کند و سود آنچنانی می‌دهد که آی مردم بیایید و حالش را ببرید بعد هم که گندش در می‌آید بانک مرکزی دولت بعدی چرا جمعش نمی‌کند؟ حال چه تجمیع کند یا بدهی‌هایش را بدهد. چه کسی برده و که خورده بماند.

ولی بیخیال این حرف‌ها؛ مردم مظلوم ما، دلیران پاک تنها سرزمین با تمدن و فرهنگ این کره خاکی؛ بیایید بپذیریم ایران ؛ شرکتی است به اندازه یک کشور که همه ما در آن سهام داریم؛ طمع ورزی ما؛ چیزی است که فرزندانمان یاد می‌گیرند؛ و چه بد محصولی ایران دررو می‌کند. وقتی که برای دوزار بیشتر به خودرو و دلار و مسکن و ... هجوم می‌بریم که مبادا حساب بانکی دیروز میلیاردیمان، ارزشش دو زار کم نشود. باورتان نمی‌شود بگوییم چند نفر به خاطر همین چیزها سکته کردند. هنوز چشم امیدم به شماست. کاش بدانید.

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان این راه بی نهایت


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

از میان خبرها
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
شبکه های اجتماعی