تاریخ انتشار: ۱۳:۴۵ - ۲۳ دی ۱۳۹۷ - 2019 January 13
کد خبر: ۹۲۱۴
در حالی که مسعود در کربلا بود و عارفه در تهران ناگهان خواننده این دو را جابجا می ببیند.

به گزارش تلنگر، کارنامه علی موذنی چند کتاب دیگر هم در قالب مذهبی دارد. کتاب های «مامور» و «دوازدهم» او هم با همین دست فرمان کتاب «احضاریه» نوشته شده است. به لحاظ شکلی نیز این آثار شبیه یکدیگر است.

اگر «مامور» درباره پیامبر اسلام و «دوازدهم» درباره امام عصر بود موذنی این بار شخصیت حضرت زینب را برای نوشتن انتخاب کرده و به سیاق دیگر آثارش دو جهان موازی خلق کرده است. یک جهان که در امروز می گذرد و جهانی دیگر که تو را به دل تاریخ میبرد.

«احضاریه» قرار است درباره حضرت زینب باشد و هست اما از زمان حال شروع می شود و به دوران گذشته می رود و آنجا می ماند. گهگاهی هم به دوران حال باز می گردد تا روایت مسعود و عارفه را بیان کند. در واقع رمان «احضاریه» اثری دوپاره است که روایت هایش با هم جمع نمی شود انگار که دو کتاب مجزا را بخواهی بخوانی. یک کتاب درباره زندگی حضرت زینب و دیگری درباره مسعود و عارفه.

نویسنده در بخش انتهایی رمان اتفاق دیگری را هم خلق کرده است. جابجایی مسعود و عارفه. در حالی که مسعود در کربلا بود و عارفه در تهران ناگهان خواننده این دو را جابجا می ببیند. اتفاقی که در دل داستان نمی نشیند. ظاهراً رئالیسم جادویی نویسنده این بار قرار بوده در حوزه مذهبی خودنمایی کند اما ناکام می ماند و شکست خورده.

تقریباً همه شخصیت های داستان در سطح مانده اند. مسعود و عارفه در حدی معرفی می شوند اما شخصیت های عمیق و ماندگاری نیستند و مخاطب نمی تواند با انها همذت پنداری کند. دیگر شخصیت بحث برانگیز داستان حاج ناصر است که در همان ابتدای سفر تمام مکنونات قبلی مسعود را روی دایره می ریزد و ما چیزی ازش نمی دانیم الا اینکه ۱۴ بار به سفر کربلا رفته و دل سوخته است. او از تمام اتفاقات زندگی مسعود با خبر است حتی می داند بین خواهر و برادر چه گذشته است اما مشخص نمی شود این دانستن ها از کجا نشات می گیرد و چگونه این آگاهی به وی حاصل شده است.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

از میان خبرها
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی