تاریخ انتشار: ۰۸:۴۵ - ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ - 2019 March 02
کد خبر: ۹۵۷۰
مطمئنا دل فوتبال ایران برای او تنگ می‌شود اگرچه حضور روی نیمکت مربیگری فولاد و دستیاری افشین قطبی می‌تواند از حالا برای آینده او را به‌عنوان یک مربی بزرگ معرفی کند.

به گزارش تلنگر؛ یکی از بهترین بازیکنان فوتبال ایران در سال‌های نه چندان دور ایمان مبعلی یا پسر خوب فوتبال ایران است؛ فنی و خوش‌اخلاق با آن ضربات ایستگاهی منحصربه‌فرد. او سرانجام از فوتبال خداحافظی کرد تا در کسوت مربیگری به کارش ادامه دهد. مطمئنا دل فوتبال ایران برای او تنگ می‌شود اگرچه حضور روی نیمکت مربیگری فولاد و دستیاری افشین قطبی می‌تواند از حالا برای آینده او را به‌عنوان یک مربی بزرگ معرفی کند. 

چه احساسی داری بعد از این همه سال از فوتبال خداحافظی کردی؟

وقتی سن از 32 می‌گذرد و به سال‌های آخر فوتبال نزدیک می‌شود، بالاخره باید به فکر خداحافظی بود. من هم طی دو، سه سال اخیر به این موضوع فکر کرده و با آن کنار آمده بودم. خداراشکر می‌کنم که در چنین بازی‌ای و بین دو تیمی که برای آنها بازی کرده و دوست‌شان دارم، خداحافظی کردم.

یعنی هنوز خودت را یک استقلالی می‌دانی؟

بله؛ خاطرات خوبی از این تیم دارم. درست است فوتبالم تمام شده اما من در استقلال بازی کرده‌ام و هواداران این تیم همیشه به من لطف دارند.

دوست نداشتی با پیراهن استقلال خداحافظی کنی؟

دوست داشتم این موضوع یا با پیراهن فولاد محقق شود یا با پیراهن استقلال اما خداراشکر در دیداری از میادین خداحافظی کردم که دو تیم با هم بازی داشتند.

نقطه عطف فوتبالی‌ات در سال‌هایی که بازی کردی، چه بود؟

سخت است بخواهم بین اتفاقات شیرین و تلخ فوتبالی‌ام تفاوت قائل شوم. با این حال قهرمانی همیشه لذت‌بخش است و در یادها می‌ماند. فکر می‌کنم سه قهرمانی که در دوران فوتبالی‌ام به دست آوردم بتواند جزء شیرین‌ترین خاطراتم باشد؛ قهرمانی با فولاد در لیگ برتر، قهرمانی با تیم امید در بوسان و قهرمانی با الشباب در امارات که بعد از سال‌ها برای این تیم به دست آمد و البته آخرین قهرمانی این تیم در امارات بود و دیگر تکرار نشد.

آن زمانی که به امارات رفتی، خیلی‌ها این تصمیم را اشتباه می‌دانستند.

من 23 سالم بود و با فولاد قهرمان شده بودم. نمی‌توانم بگویم از این انتخاب پشیمان هستم و به نظرم این اتفاقات باید رخ می‌داد.

من آن سال با فولاد قهرمان شده بودم و سال بعد هم لیگ برتر منتهی می‌شد به جام‌جهانی و من 4-3 بازی برای فولاد انجام دادم و در این زمان لیست تیم ملی اعلام شد که من در آن نبودم، درصورتی که تیم من قهرمان شده بود و من به‌عنوان بهترین بازیکن لیگ انتخاب شده و پنج سال قبل از آن در تیم ملی بودم. بعد از همه اینها اینکه به یکباره اسمت در لیست نباشد، یک مقدار عجیب و غریب است.

البته همه می‌دانیم چرا اسمت در لیست تیم ملی نبود!

در هر صورت من یک خطایی کردم و بعد هم آن اتفاقات افتاد.

بعد از این همه سال به آن بازی سوپرجام برگردیم، باز هم روی پای علی دایی خطا می‌کنی؟

آن خطا یک لحظه بود و از قبل تصمیم نگرفته بودم که این کار را انجام بدهم.

اما این خطا روی زندگی فوتبالی‌ات در بحث ملی تاثیرگذار بود.

فکر می‌کنم تاثیر گذاشت و شاید یکی از دلایلی که برانکو من را دعوت نکرد، همین موضوع بود. در هر صورت به اردوی بعدی دعوت نشدم و وقتی باشگاه فولاد دید شرایط این‌گونه است، با رفتن من به امارات موافقت کرد. در واقع این موضوع هم دست من نبود و باشگاه رضایت‌نامه‌ام را داد و بعد هم 50درصد قراردادم هم به این باشگاه رسید. در امارات خوب کار کردم و باشگاه الشباب از من خوشش آمد و منجر به قرارداد دوساله‌ام با آنها شد، در غیر این صورت هدف این نبود که برای ماندن به امارات بروم و می‌خواستم فقط در یک مقطع کوتاه در این کشور بمانم.

در امارات هم خوب کار کردم اما باز هم به تیم ملی دعوت نشدم و این تیم به جام‌جهانی رفت و من را نبردند. تا 23 سالگی حدود سی‌وچند بازی ملی داشتم و بعد از 28 سالگی نیز حدود 20 بازی دیگر در کارنامه‌ام به ثبت رسید. بعد از جام‌جهانی و با حضور قلعه‌نویی و قطبی دوباره به تیم ملی دعوت شدم و فقط زمان علی دایی به جز یک مقطع خیلی کوتاه دیگر به تیم ملی دعوت نشدم.

حدود 4 سال پیش در بازی نفت و صبا هم گویا با دایی آشتی کردی.

بعد از آن خطایی که کردم تا چند سال علی دایی را ندیده بودم و بعد از آن هم دایی مربی تیم ملی شد. در واقع بعد از دو، سه سال دایی را دیدم و او آن زمان من را به تیم ملی دعوت کرد. در ادامه زمانی که دایی سرمربی راه‌آهن بود، به تمرین این تیم رفتم و از آن زمان شرایط بین‌مان خوب شد.

یعنی بعد از سه، چهار سال دیگر از علی دایی ناراحتی نداشتم. در آن زمان هم سرمربی تیم ملی یک نفر دیگر بود. آن مقطع دایی کاپیتان تیم ملی بود و من هم یک بازیکن جوان بودم و یک خطایی کردم که نباید آن را مرتکب می‌شدم و بعد هم معذرت‌خواهی نکردم. یادم می‌آید باشگاهم در حمایت از من موضع‌گیری کرد و شرایط نرمال نبود که من بخواهم معذرت‌خواهی کنم تا همه چیز تمام شود.

پس خودت معترف هستی که در آن مقطع باید با یک معذرت‌خواهی غائله را پایان می‌دادی.

درست است. من خطا کردم و بعد هم شرایطی پیش آمد که این اتفاق محقق نشد.

اما شاید این موضوع سرنوشت زندگی‌ات را هم تغییر می‌داد.

شاید عوض می‌شد اما من اعتقاد دارم خیلی از اتفاقاتی که در زندگی یک نفر می‌افتد، باید بیفتد. شاید مسیر زندگی‌ام تغییر می‌کرد و بدتر می‌شد! هیچ زمانی ناشکر نیستم.

چرا در آن مقطع به اروپا نرفتی؟

اتفاقا سیاست باشگاه این بود که به جام‌جهانی بروم و بعد از آن لژیونر بشوم که درنهایت جام‌جهانی را از دست دادم و سرنوشت طور دیگری رقم خورد. در امارات هم قرار نبود بمانم اما در آنجا خوب کار کردم و پیشنهادهای خوبی هم می‌شد که درنهایت با مشورت‌هایی که شد، پنج سال در امارات به بازی‌ام ادامه دادم و بعد از آن هم برای رفتن به اروپا دیر شده بود.

در مقطع دومی که به تیم ملی برگشتی، به نسبت دوره نخست خیلی دوران باشکوهی نداشتی، هرچند در دو جام ملت‌ها بازی کردی.

هم‌ زمان قلعه‌نویی و هم زمان قطبی در جام ملت‌ها بازی کردم و گل هم زدم. با این حال سنم بیشتر شده بود و شاید موضوعی که به آن اشاره کردید، طبیعی بود.

بعد هم که به استقلال آمدی.

دو مقطع دوباره آبی پوشیدم. یک فصل و در یک مقطع هم 6 بازی کمکی در این تیم بودم ولی به دلایلی رفتم.

گویا رفتار خوبی با تو نشد و با دلخوری از این تیم جدا شدی.

نمی‌توان این‌طور گفت اما شرایطی به وجود آمد که فکر کردم اگر نمانم، بهتر است اما‌ ای‌کاش می‌شد بیشتر بمانم یا در آن مقطع در استقلال می‌ماندم و بیشتر برای این تیم بازی می‌کردم.

کار با افشین قطبی در فولاد چطور است؟

او یک مربی حرفه‌ای است. در دوران بازیگری‌ام با خیلی از مربیان کار کردم و هر مربی نظرات فنی خود را دارد ولی در کنار قطبی می‌توان خیلی چیزها را یاد گرفت. از قبل از او شناخت داشتم و می‌دانستم می‌توانم خیلی چیزها را از او یاد بگیرم، به همین دلیل تصمیم گرفتم از فوتبال خداحافظی کنم و به‌عنوان مربی به فولاد بیایم. قطبی در شرایطی سخت پرسپولیس را قهرمان کرد و نشان داد مربی باهوشی محسوب می‌شود.

چرا از استقلال خوزستان جدا شدی؟

بعد از اینکه 6 امتیاز از تیم کسر شد، کار بسیار سخت بود و باشگاه شرایط خوبی نداشت. این تیم کم‌هزینه‌ترین تیم لیگ بود و با تمام وجود کار کردیم تا آن امتیازات را جمع کنیم اما به یکباره 6 امتیاز کسر شد و همین موضوع کار را بسیار سخت کرد. از قبل هشدار می‌دادند 6 امتیاز کسر می‌شود اما گوش خیلی‌ها بدهکار نبود.

مدیریت قبلی می‌توانست با 50 میلیون نظر بازیکن شاکی را جلب کند اما این کار انجام نشد و بعد از شکایت، استقلال خوزستان مجبور به پرداخت حدود یک میلیارد تومان شد. در همین شرایط هم در بازی با استقلال مصدوم شده بودم و مشخص نبود چه زمانی به میادین برمی‌گردم و باشگاه فولاد هم من را به‌عنوان کمک‌مربی می‌خواست و همین مسائل سبب شد به صورت توافقی جدا شده و به فولاد بیایم.

بزرگ‌ترین حسرت فوتبالی‌ات چیست؟

نرفتن به جام‌جهانی. سه جام ملت‌ها بازی کردم اما اگر در جام‌جهانی بازی می‌کردم، مسیر زندگی‌ام تغییر می‌کرد، البته برای همین مسیری هم که داشتم، خدا را شاکرم.

استقلال این فصل می‌تواند قهرمان شود؟

بله؛ استقلال در این چند بازی شکل تیمی خوبی را ارائه کرده، هرچند سه، چهار تیم بالای جدول شانس قهرمانی دارند.

با رفتنت از فوتبال، کاشته‌های منحصربه‌فردت به یاد همگان می‌ماند؛ قبل از ضربه کمی می‌نشستی!

شاید یک روز قسمت شود و راز نشستن‌هایم پشت توپ را بگویم.

از کسی تقلید نمی‌کردی؟

خیر؛ هیچ بازیکنی این‌گونه کاشته نمی‌زد.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

از میان خبرها
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
شبکه های اجتماعی