تاریخ انتشار: ۱۵:۴۲ - ۱۷ فروردين ۱۳۹۸ - 2019 April 06
کد خبر: ۹۶۸۷
در سالی که گذشت، روزگار کتاب، دستخوش نوسان بسیاری شد، خلاصه‌ای از این قصه پر آب چشم، در این یادداشت کوچک، به تحریر درآمده است.
به گزارش تلنگر؛ در سال 1397، وضعیت کتاب در ایران، پرفراز و نشیب بود، روزگاری که این یار مهربان درکنجی نشسته بود و با همه کم‌رمقی‌اش، نفسی فرو می‌برد و برون می‌داد، به پایان رسید و سرانجام به اغما رفت. 
آنچه بر روزگار کتاب گذشت، شرحی است که الا یک از هزاران نیست و اما شرح این آتش جانسوز نهفتن هم میسر نمی‌شود.

** بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است
در آغاز سال 1397، وضعیت اقتصادی کشور با نوساناتی مواجه شد که قدرت خرید عموم مردم را تحت تاثیر قرار داد. با اوج گرفتن قمیت مایحتاج ضروری خانوار، توانایی خرید در جامعه کمتر شد و این اتفاق، کتاب را که پیش از این نیز در میان اولویت‌های خانواده نبود، به انتهای لیست خریدها فرستاد. این ماجرا با بیشتر شدن قیمت کاغذ و عجیب شدن ارقام خرید و فروش آن، روز به روز پیچیده‌تر شد. 
در پایان سال 1397، وضعیت معیشت مردم به گونه‌ای بود که قیمت‌های جدید کتاب‌ها غیرقابل پرداخت به نظر می‌رسید و از سوی دیگر، اهالی فرهنگ و کتاب برای خرید کتاب‌های چاپ قدیم‌تر عجله می‌کردند با این اوضاع عیدانه کتاب نیز به دلیل پرداخت نشدن معوقات پاییزه کتاب از سوی وزارت ارشاد، برگزار نشد و نوروز 1398، کتاب‌ها بوی عیدی نگرفتند.

** چون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا
نوروز 1397 که به پایان رسید، هنوز در فروشگاه‌ها کامل باز نشده بود و ناشران هنوز آجیل شب عید در جیب داشتند که قیمت کاغذ به دو برابر قیمت پیش از تعطیلات خود رسید! این روند صعودی، به موازات وضعیت اقتصادی کشور، در میان شگفت‌زدگی اهل فرهنگ، در عرض کمتر از شش ماه چندین برابر شد، تا جایی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با تشکیل کارگروه کاغذ، انحصار واردات و پخش آن را از صنف کاغذفروشان گرفته و خود عهده‌دار این مسئولیت شد.
این اقدام در روزهای نخست، توانست بازار کاغذ را تا حد ممکن کنترل کند و ثبات را به آن بازگرداند اما ناگهان همه آن چه این وزارتخانه برای آن تلاش کرده بود، از هم گسست و قیمت کاغذ، رقم سرسام‌آوری به خود گرفت. در کنار این مساله، کاغذ گلاسه هم ناگهان خود را در میان اجناس تزیینی یافت و یارانه‌ دولتی‌اش برداشته شد. ناشران هم جلد‌های گرانقیمت بستند و کتاب‌ها با قیمت‌های نجومی وارد بازار شدند!
شاید اهمیت داشته باشد بدانیم تیراژ کتاب که در سال 97 به زیر هزار نسخه رسیده بود، ارقامی چون 200و 300 نسخه را هم تجربه کرد! که برای ناشران، همین تیراژ نیز اگر ضرر اقتصادی نبوده باشد، کم سودترین روزگار فروش کتاب در سال‌های اخیر بوده است، چرا که قیمت نهایی کتاب باید در حدی مشخص شود که مخاطب آن نیز توان پرداخت این مبلغ را داشته باشد.
در نهایت قیمت کاغذ با صعود روز به روز خود، به خواب نوروزی رفته است و خبرهای خوشی نیز از آینده آن به گوش نمی‌رسد، شاید امروز هفدهم فروردین ماه هم پیش از روشن شدن چراغ نخستین کتابفروشی، رقم عجیبی روی تابلوی فروش کاغذ نقش ببندد و روی 97 را سپید کند، هر چند دیگر چیزی در بازار کاغذ نیست که مخاطبان را شگفت‌زده کند! 

** این همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
از اسفند ماه سال 96، اتحادیه ناشران و کتابفروشان استان تهران با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز پلیس امنیت قضایی به گونه‌ای منسجم و پیگیر زمینه پیشگیری و پیگرد قاچاق کتاب را از طریق کارگروه صیانت از حقوق ناشران و مولفان آغاز کرده است. در زمستان 1397، انباری به روی اهالی رسانه گشوده شد که نتیجه این تلاش‌های بی‌وقفه بود، چندین انبار در سراسر تهران که به برخی قاچاقچیان مشهور کتاب تعلق داشت، کسانی که خود پرونده‌‌های باز در قوه قضاییه و دادگستری داشتند.
در پایان سال 1397، خبر رسید که سرگروه یکی از این باندهای قاچاق دستگیر شده است که این خبر امیدواری‌هایی درباره نتیجه این کشفیات به اهالی کتاب و فرهنگ داد، با این حال اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اعلام این که برای مبارزه با قاچاق آماده هر گونه همکاری با اتحادیه‌ها، اصناف و تعاونی‌ها در سراسر کشور است، موضع‌گیری خود را درباره پیگیری این مساله، شدید و سختگیرانه دانست.
با تغییراتی که در اتحادیه ناشران و کتابفروشان روی داده است، به نظر می‌رسد جدیت در پیگیری مساله قاچاق کتاب، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدیران تازه‌ این مجموعه باشد. 

** این مصرع است از دو جهان انتخاب ما
چهاردهمین دوره انتخاب هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، هفتم بهمن ماه در محل اتحادیه برگزار شد و هومان حسن‌پور، مدیر انتشارات «آریابان» که در دوره قبلی خزانه‌دار اتحادیه بود به ریاست این نهاد صنفی رسید و محمود آموزگار، مدیر نشر «کتاب آمه» که رییس دوره سیزدهم بود، نایب رئیس اول و کاظم علمی، مدیر شرکت توزیع «گسترش فرهنگ و مطالعات»، نایب رییس دوم این اتحادیه برای چهار سال پیش رو شدند.
حسن قربانی، مدیر نشر «آیلار»، خزانه‌دار اتحادیه، نسرین سیاح‌فر، مدیر نشر «چالش»، دبیر اتحادیه، محمد مهدی فخری‌زاده، مدیر انتشارات «روزنه کار» و سیدرفیع احمد جواهری، مدیر نشر «ابوعطا» نیز اعضای ای اتحادیه شدند. 
به طور کلی در ساختار و در اعضای هیات مدیره این نهاد، تفاوت چشم‌گیری نسبت به دوره قبل دیده نمی‌شود اما واکنش‌ها و گفت‌وگوهای حسن‌پور نسبت به مسائل روز در حوزه کتاب، رویکردی متفاوت و فعالانه‌ای را نمایان ساخته که می‌تواند تصویری از یک اتحادیه پویا و کارآمد در حوزه نشر و فروش کتاب بسازد. با توجه به تمرکز ناشران و تولید بیش از 80 درصد از کل کتاب‌های کشور در تهران، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، همان گونه که می‌تواند عاملی برای رشد و برطرف شدن مشکلات این مقوله فرهنگی در کشور باشد، به همان شکل نیز می‌تواند عامل سقوط و آسیب هر چه بیشتر در بازار کتاب باشد. 
راهی که اتحادیه ناشران برای گذشتن از این روزهای سخت بازار کتاب، پیدا خواهد کرد، چشم‌اندازی است که از کارآیی آن در سال‌های پیش رو خواهیم دید. 

** من مالک ملک لامکانی شده‌ام
لایحه جامع مالکیت ادبی، هنری و حقوق مرتبط به آن از سال 84 به مجلس شورای اسلامی، تقدیم شده است، در سال 1393 دولت با انجام تغییرات و به روزرسانی مواردی، دوباره آن را در دوره نهم مجلس مطرح کرد‌ و در سال 1396 نیز دوباره به مجلس تقدیم شد.
در سال 1397، با توجه به پیگیری دولت یازدهم برای به نتیجه رساندن این لایحه و اهمیت آن در مجامع فرهنگی بین‌المللی، چندین نهاد فرهنگی از جمله وزارت ارشاد، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، فرهنگستان علوم، خانه کتاب، اتحادیه ناشران و کتابفروشان و بسیاری از دست اندر کاران چاپ و انتشار کتاب، در این زمینه پژوهش‌ها، نشست‌ها و همایش‌هایی را برگزار و ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کردند.
به نظر می‌رسد این لایحه که از سال 97 برای بررسی نهایی در دست کارگروه حقوقی مجلس شورای اسلامی است، در سال 98 به نتیجه نهایی برسد، چرا که ناشران، مترجمان و نویسندگان، با این که قانونی برای این کار وجود ندارد، خودخواسته برای دریافت حق نشر آثار خارجی به طور رسمی اقدام می‌کنند و این مساله به قوه مقننه و قوه مجریه این پیام را می‌رساند که باید به طور جدی، خلاء قانونی حق نشر را با تصویب این لایحه پر کنند. 

** بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
چندین کتابفروشی مستقل در سالی که گذشت، درهای خود را برای همیشه بستند، برخی هم به همه چیز فروشی تبدیل شدند، شاید هنوز صدای آقای کتابفروش هفتاد ساله‌ای به گوش برسد که می‌گفت: «اگر پدرم بود و می‌دید کنار کتاب‌های فاخر و پژوهشی همیشگی، رمان‌های عامه‌پسند می‌فروشم، مرا از کتابفروشی‌اش بیرون می‌کرد اما نمی‌دانم، شاید هم نه! شاید خودش هم همین کار را می‌کرد!»
بی‌فایده‌فروشی! بلایی است که همه‌چیزفروشی‌های غول‌پیکر بر سر کتاب‌فروشی‌های کوچک‌تر آورده‌اند، غول‌پیکرهایی که با اجناس لوکس‌شان هر روز در شهر بیشتر و بیشتر می‌شوند؛ یک قفسه از مجسمه‌های برند یا خودنویس‌های عجیب‌شان از نظر قیمت، با همه موجودی کتاب‌های فروشگاه‌شان برابری می‌کند. 
این موجودات بی‌هویت در سال 1397، مثل قارچ از لابه‌لای صاعقه‌هایی که بر سر کتابفروشی‌های اسم و رسم‌دار می‌آمد، رشد کردند و شعبه زدند و زیاد شدند. شعبه‌هایی در گرانقیمت‌ترین مراکز خرید شهر که خود این مراکز در بالادست‌ترین قسمت تهران، شیراز، اصفهان یا مشهد جای گرفته‌اند.
از سویی باید خوشحال بود که رویکرد فرهنگی در میان اهالی تجارت وجود دارد اما سوالی که مطرح این است که آیا به حقیقت دغدغه این فروشگاه‌ها فرهنگ است؟ یا ساختن لوکشینی برای عکس‌های خوش آب و رنگ و انتشار در شبکه‌های اجتماعی؟

**اهل معنی را سخن کوتاه شد
از آنچه در سال 1397 بر وضعیت کتاب گذشته است، می‌توان دریافت که سال نورسیده، تصمیمات جدی و حساسیت برانگیزی را در خود خواهد دید. جدا از نهادهای دولتی که تغییرات حاکمیتی خاص خود را خواهند داشت، چارجوب کلی تولید کتاب از حق نشر تا چاپ و فروش، مراحل دیگرگونی را طی خواهد کرد و در پایان، باید دید این تغییرات تا چه اندازه، ثبات و آرامش را به بازار کتاب و روزگار اهالی کتاب برمی‌گرداند.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:

از میان خبرها
خاطرات یک انقلابی
پربازدید ها
شبکه های اجتماعی