حوادثاخبار

حادثه هولناک برای دختر نوجوان به دلیل بدگمانی

دختر نوجوان که خبر نداشت چه نقشه ای برای او کشیده شده پای به خانه شوم گذاشت.

به گزارش تلنگر؛ گروه دوستی شامل چند دختر و پسر نوجوان که در محله پایین شهر تهران شکل گرفته و با همراهی و نزدیک شدن افراد به مرحله رفتن به مهمانی و پارتی رسیده بود.

در این میان گم شدن برخی اشیاء در میان اعضاء گروه باعث شک کردن به یکی از افراد گروه به نام مریم می‌شود. در یکی از برنامه‌های دورهمی گوشی یکی از اعضاء گروه به نام بابک گم می‌شود و این موضوع شک ها را به مریم بیشتر می کند. ادامه این حادثه تلخ را از زبان متهمان بازداشت شده بخوانید:

متهم ردیف اول در اعترافات خود گفت: «ما یک گروه دوستانه بودیم و اغلب با هم به مهمانی می‌رفتیم، اما در چند مهمانی وسایل‌مان گم شد. بعد از مدتی متوجه شدیم که هر بار مریم هم حضور داشته و تصور کردیم او عامل سرقت‌هاست. دو هفته قبل از حادثه در جشن تولد دوستمان بابک، تلفن او گم شد و همه فکر کردیم کار مریم است. بابک پیشنهاد داد او را به خانه‌اش دعوت کنیم تا گوشی را از او بگیریم.»

به گفته متهم، آنها با کمک مژگان، خاله مریم، او را به خانه بابک کشاندند. اما زمانی که مریم وارد خانه شده، بابک در خانه حضور نداشته است.

متهم ردیف اول: ما تلاش کردیم با زور از او اعتراف بگیریم. اما به یکباره حال مریم خیلی بد شد و با اینکه او را سریع به بیمارستان رساندیم، جانش را از دست داد.

پس از این حادثه با تماس بیمارستان با پلیس ماموران به بیمارستان مراجعه کرده و با جسد دختر نوجوانی با آثار واضح ضرب‌وشتم مواجه شدند. بررسی‌های اولیه نشان داد که پنج پسر و دختر نوجوان، مریم را به بیمارستان منتقل کرده‌اند. این افراد بلافاصله تحت بازجویی قرار گرفتند و جسد نیز با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد تا تحقیقات پرونده آغاز شود. در نهایت با تکیمل شواهد پرونده به دادگاه ارجاع شد.

در دادگاه، خانواده مریم خواستار قصاص شدند. متهم اصلی گفت:«مریم قبلا از ما چیزهایی دزدیده بود و همه از دستش عصبانی بودیم. به همین خاطر از مژگان، خاله‌اش خواستیم او را به بهانه‌ای به خانه ی بابک بیاورد. بابک آن روز سرکار بود و ما داخل خانه‌اش بودیم. قبول دارم که من او را شکنجه کردم، ولی قصد کشتنش را نداشتم. وقتی حالش بد شد، اکسیژن آوردیم و سعی کردیم کمکش کنیم، اما فایده نداشت و او را به بیمارستان بردیم. من واقعاً نمیخواستم او را بکشم.»

خاله مریم در دفاع از خود اظهار داشت: «من از ماجرا بی‌خبر بودم. بچه‌ها گفتند فقط می‌خواهند گوشی گمشده را از او بگیرند. هیچ‌وقت حرفی از شکنجه یا درگیری نبود. من مریم را دوست داشتم و هرگز نمی‌خواستم آسیبی ببیند»

در پایان رسیدگی، قضات پس از بررسی پرونده و اظهارات متهمان وارد شور شدند و رأی نهایی را صادر کردند: متهم ردیف اول به قصاص محکوم شد، دو متهم دیگر به حبس محکوم شدند. همچنین خاله مریم و فردی که او را به محل حادثه کشانده بود، از اتهام معاونت در قتل تبرئه شدند.

انتهای مطلب / ز.خ

این مطلب برای شما مفید بود؟

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

امداد کرمان موتور

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x