سیاست خارجیاخبار

سیاست بی‌قطب‌نما؛ از کریدور زنگزور تا تضاد با منافع ملی ایران

این روزها بیش از هر زمان دیگری سیاست نتیجه بی قطب‌نما را در کشور شاهد هستیم. جایی که سالها از حکومت‌ها حمایت می کنیم و هزینه می‌دهیم اما در بزنگاه‌های تاریخی به ما پشت می کنند. سیاستی که بدون منافع ملی است؛ سیاستی بی قطب نما است!

امیر محمدی گزارشی تحلیلی برای تلنگر نوشت: ماجرای کریدور زنگزور برای ما ایرانیان آینه‌ای شفاف از ضعف سیاست‌ورزی و بی‌اعتنایی به منافع ملی است. جایی که به‌خوبی نشان می‌دهد سیاست‌های ما در قبال خود و همسایگان وقتی بدون محاسبه و بدون توجه به اولویت‌های واقعی کشور پیش می‌روند چگونه به ضد خودمان تبدیل می‌شوند.

چند ماه قبل، جمهوری آذربایجان با حمایت مستقیم ترکیه به ارمنستان حمله کرد و روابط این دو کشور به شدت متشنج شد. در این میان، ایران طبق سنت دیرینه‌اش، جانب ارمنستان را گرفت. حمایتی که فقط به این دوره محدود نبود. ما سال‌ها روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی نزدیکی با ایروان داشتیم و این روابط در مقاطعی منافع محدودی هم برای ما داشت اما هرگز به اندازه هزینه‌هایی که پرداخته‌ایم بازده نداشته است.

روزنامه پولتیکو در خصوص توافقات ارمنستان و آذربایجان در ایالات متحده نوشت:  ارمنستان به این نتیجه رسید که منافع ملی‌اش در سمت واشنگتن بهتر تامین خواهد شد. در توافقی که ۸ اوت ۲۰۲۵ ( 17 مرداد 1404) در کاخ سفید توسط دونالد ترامپ میان نیکول پاشینیان و الهام علی‌اف امضا شد، آمریکا حقوق انحصاری ۹۹ ساله برای توسعه کریدور زنگزور (که اکنون TRIPP یا «مسیر ترامپ برای صلح» نامیده می‌شود) را به‌دست آورد . این کریدور که ارمنستان را به نخجوان متصل می‌کند پیچ ترامپ در معادلات استراتژیک منطقه رقم زده است.

برای ایران اما این یک زلزله ژئوپلیتیک بود. مقام‌های ایرانی ضمن استقبال مشروط از توافق صراحتاً نسبت به مداخله خارجی در حریم مرزی هشدار داده‌اند و از جمله گفته‌اند: « این اقدام امنیت و ثبات منطقه را به خطر می‌اندازد» . حتی مشاور رهبری نسبت به ساخت چنین گذرگاهی در نزدیکی مرزها هشدار داد که ممکن است به «گورستان مزدوران ترامپ» تبدیل شود.

دلایل اصلی تضاد این سیاست با منافع ملی ایران

در ادامه با بررسی این موضوع برایتان خواهم گفت چرا این مهم با منافع ملی ما سازگار نیست و چگونه ما در مسیر سیاست ورزی‌های حزبی و عشقی به نابودی منافع ملی رسیدم!

۱. قطع مسیر زمینی ایران به اروپا و قفقاز

ایران سال‌ها بر روابط باارزش با ارمنستان سرمایه‌گذاری کرده بود تا مانع اتصال مستقیم آذربایجان و ترکیه شود. این ارتباط بالقوه، موقعیت ژئوپلیتیک ایران را تحکیم می‌کرد. اما حالا، همان مسیری که باید دست ایران را بالا نگه می‌داشت از دست رفته است.

حضور آمریکا در این کریدور ایران را عملاً از مقصد تجاری و امنیتی کلیدی قفقاز جنوبی خارج کرده است.

۲. تضمین نکردن منافع اقتصادی و امنیتی پایدار

این موضوع یعنی ما هزینه دادیم اما نه قرارداد الزام‌آور بستیم نه ابزار نظارتی داشتیم. ارمنستان وقتی دلش خواست مسیرش را گرفت مثل امروز که با آمریکا کنار آمد از کنارمان رفت.

این در حالی است که ایران روی مفهومی ایدئولوژیک یا هیجانی حساب کرده بود.

۳. ورود مستقیم قدرتی مانند آمریکا به مرزهای ایران

این تحرک ژئوپلیتیک فقط موقعیت ایران در قفقاز را تحت فشار قرار نمی‌دهد بلکه جایگاه‌مان در برابر امریکا یا حتی روسیه را نیز تضعیف کرده است. حالا واشنگتن دارد جایگاهی راهبردی در منطقه پیدا می‌کند که پیش‌تر از آن سهمی نداشت.

۴. تأخیر در تطبیق سیاست خارجی با واقعیت‌های روز

سیاست مبتنی بر گذشته و خوش‌خیالی در برابر همسایگان امروز ایران را از قافله تحولات راهبردی منطقه حذف کرده است. ارمنستان فهمید با روسیه نمی‌تواند بماند. حالا هم آمریکا آمده است ما اما هنوز از خود می‌پرسیم مسیر را حفظ کنیم یا نه.

پیامدهای تجاوز به منافع ملی ایران در کلیدور زنگزور برای ایران چیست؟

حوزه پیامدها
اقتصادی از دست رفتن مسیر ترانزیتی و تجاری، کاهش درآمدهای تجاری
امنیتی افول قدرت بازدارنده در مرزها، افزایش نفوذ واشنگتن و آنکارا
دیپلماتیک حذف ایران در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای مهم
روانی و نمادین تصویر بی‌قطب‌نمایی ایران در عرصه بین‌الملل پررنگ‌تر شد
راه‌حل پیشنهادی: بازگشت به عقلانیت مبتنی بر منافع ملی

برای عبور از این اتاق تاریک سیاست‌ورزی لازم است کارهای زیر را انجام دهیم.

  • بستن قراردادهای الزام‌آور با همسایگان (نه فقط به مجوزها اتکا کردن بلکه تضمین رسمی در طرف مقابل داشته باشیم).
  • متنوع‌سازی همسایگان و شرکا (نه وابسته به یک کشور یا ایدئولوژی خاص، بلکه مبتنی بر منافع مشترک).
  • محاسبه دقیق هزینه‌–فایده قبل از ورود به هر تحرک خارجی (بدون آن، هر هزینه‌ای به عمق نفوذ خارجی تبدیل می‌شود).
  • دیپلماسی دفاعی و اقتصادی هماهنگ با واقعیت‌های منطقه‌ای (نه از بالا به پایین، بلکه به‌طور پویا و مستمر).

راهکارهایی هستند برای عبور از بحران و حل مشکل.

کریدور زنگزور، یا TRIPP نماد زنده تضاد سیاست‌های جمهوری اسلامی با منافع ملی است. ما با حمایت‌های بی‌پشتوانه هزینه دادیم اما اثر آن در موقعیت راهبردی‌مان محو شد. امروز آمریکا مسیر ارتباطی مهم به نخجوان و ترکیه را از آن خود کرده و جایگاه ایران در قفقاز به حاشیه رفته است.

در جهانی که همه بر مبنای منافعشان حرکت می‌کنند ما همچنان در مسیر ایدئولوژیک و بدون محاسبه‌ایم. نتیجه؟ یک بازنده همیشگی در سیاست خارجی.

انتهای مطلب

این مطلب برای شما مفید بود؟

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

امداد کرمان موتور

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x