سیاست خارجیاخبار

 ایران یا امریکا چه کسی زودتر پای میز مذاکره می‌نشیند؟

جنگ تمام‌عرضه‌ای که 9 اسفند 1404 با حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، در آستانه هفتادمین روز خود به نقطه‌عطفی حساس رسیده است. آنچه کاخ سفید آن را «اقتدار سریع» یا «شکستن فوری ماشین جنگی ایران» می‌نامید، اکنون به یک بازی فرسایشی تمام‌عیار در تنگه هرمز، لبنان و پشت میزهای مذاکره در اسلام‌آباد مبدل شده است. سؤال این نیست که «آیا صلح می‌شود؟»، بلکه این است که چه کسی و به چه علت اولین قدم را به سمت توافق برمی‌دارد.

به گزارش تلنگر؛ پاسخ سیاسی نه نظامی، در رصد شکاف اهداف راهبردی سه بازیگر اصلی یافت می‌شود: ایالات متحده که عملاً به اهداف حداقلی خود دست یافته و در تقویم انتخاباتی گرفتار است؛ اسرائیل که همچنان رؤیای تغییر رژیم در تهران را در سر دارد؛ و ایران که برخلاف پیش‌بینی‌ها، نه شکسته شده و نه آماده تسلیم است.

رد شدن از «آستانه مذاکره» ، بازی آغاز شده است

در شرایط کنونی، دور سوم مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در اسلام‌آباد با میانجی‌گری پاکستان در جریان است. دونالد ترامپ روز ۷ مه (۱۷ اردیبهشت) اعلام کرد که «مذاکرات بسیار خوبی با ایران داشته و توافق کاملاً ممکن است». این در حالی است که تنها چند روز پیش از آن، ترامپ طرح صلح ایران را «آشکارا غیرقابل قبول» واداشته و تهدید کرده بود در صورت عدم توافق، حملات گسترده‌تر از سر گرفته می‌شود.

طرح ۱۴ ماده‌ای ایران از سوی رسانه «نور نیوز» که نزدیک به نهادهای امنیتی ایران است، منتشر شده. مفاد اصلی آن عبارت‌اند از:
– پایان جنگ و رفع کامل تحریم‌ها؛
– محوریت رسیدگی به غرامت‌های جنگی توسط کمیسیون ویژه سازمان ملل؛
– خروج نظامیان آمریکایی از منطقه و توقف عملیات اسرائیل در لبنان.

ایران تأکید کرده که خواهان تمدید آتش‌بس موقت نیست، بلکه به دنبال «پایان دائمی منازعه» است. تهران خواستار حل کامل مسئله ظرف ۳۰ روز است.

اما اختلاف اصلی بر سر «ترتیب مسائل» است. ایران اصرار دارد که ابتدا موضوع تنگه هرمز و رفع انسداد کامل بانکی حل شود و سپس درباره محدودیت‌های هسته‌ای مذاکره شود. آمریکا اما خواستار توقف کامل غنی‌سازی و بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز پیش از هر اقدامی است.

نکته کلیدی در این دور از مذاکرات، تن دادن واشنگتن به گفت‌وگوهای مستقیم و جدی است. این یعنی هر سه طرف از نظر استراتژیک به این نتیجه رسیده‌اند که بن‌بست نظامی را با دیپلماسی بشکنند. سؤال دقیق این است که کدام طرف در این بازی فرسایشی سیاسی، زودتر از بقیه سقف خواسته‌های خود را پایین می‌آورد؟

 آمریکادر تلاش برای سلطه بدون حضور فیزیکی

عملیات «Epic Fury» نتوانست اهداف غایی خود را محقق کند. تحلیل نظامی نشان می‌دهد که پس از هفته اول جنگ، میزان آمادگی عملیاتی ایران به جای فروپاشی، تنها بین ۶۰ تا ۷۰ درصد کاهش یافته است. ناوگان هوایی آمریکا به دلیل محدودیت شعاع عملیاتی، نتوانست بیش از ۵۰ تا ۶۵ درصد اهداف تعیین‌شده را منهدم کند. در عمل نیز هدف اصلی که تغییر رژیم بود به باز کردن تنگه هرمز تقلیل پیدا کرده است.

دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام، اعتراف کرده است که نیروی دریایی آمریکا در حال حاضر کشتی‌های تجاری را مستقیماً در تنگه هرمز اسکورت نمی‌کند. در عوض استراتژی «چتر گسترده دفاعی» را دنبال می‌کند که شامل استقرار ناوشکن‌ها در لبه‌های میدان نبرد و بالگردهای مستقر در خارج از آن است. این عقب‌نشینی تاکتیکی نشان‌دهنده آسیب‌پذیری ناوگان آمریکا در برابر انبوه موشک‌های کوتاه‌برد و مین‌های ایرانی است.

اسرائیل در باتلاق لبنان و فضای داخلی

اسرائیل در ۶ مه حملاتی را به ضاحیه بیروت انجام داد. نخستین حملات از زمان آتش‌بس با حزب‌الله. این حملات نشان می‌دهد که نتانیاهو همچنان مصرانه به دنبال مهار و تضعیف ایران از طریق محورهای نیابتی است.

اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که حملات موشکی و عملیات‌های هوایی اسرائیل نتوانسته اراده سیاسی ایران را شکسته یا تغییر رژیم ایجاد کند.

با این حال، اسرائیل هزینه‌های مالی سرسام‌آوری را متحمل می‌شود. وزارت دارایی اسرائیل هزینه جنگ را تا کنون **حدود ۳۵ میلیارد شکل (بیش از ۱۱٫۵ میلیارد دلار)** برآورد کرده که شامل ۲۲ میلیارد شکل هزینه مستقیم نظامی و ۱۲ میلیارد شکل غرامت به کسب‌وکارهاست.

  شاه‌راه بسته و معمای مذاکره

ایران با سلاحی غیرمتقارن بازی را مدیریت می‌کند: بستن تنگه هرمز. درحالی‌که بیش از ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از این گذرگاه عبور می‌کند، عملاً می‌تواند اقتصاد جهان را با بحران مواجه کند.

محاصره آمریکا موفقیت نسبی به همراه داشته؛ طبق داده‌های مستقل شرکت اوپتک (تولیدکننده نرم‌افزارهای ردیابی نفتکش)، صادرات نفت ایران بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته و ذخیره‌سازی مخازن در آستانه تکمیل است. ترامپ اعلام کرده اگر ایران توافق نکند، «بمباران در سطح و شدت بیشتر از قبل آغاز می‌شود». اما واشنگتن می‌داند که زدن ضربات بیشتر، بدون تضمین کاهش تنش در تنگه، تنها قیمت بنزین را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای بالاتر می‌برد. نرخ تورم مواد غذایی در آمریکا به بالاترین سطح ۳ سال اخیر رسیده و ترامپ در نظرسنجی‌های داخلی با ریزش رأی در ایالت‌های کلیدی روبه‌روست.

از سوی دیگر، عامل مهمی که تحلیل‌های اولیه نادیده گرفتند، شکستن محاصره توسط تعدادی از نفتکش‌های ایرانی با خاموش کردن سیستم AIS و تغییر مسیر است. داده‌های شرکت ردیابی TankerTrackers نشان می‌دهد دست‌کم ۱۶ نفتکش از ابتدای آوریل تا اوایل مه از محاصره عبور کرده‌اند. اگرچه صادرات به شدت کاهش یافته، اما به صفر نرسیده است. این واقعیت میدانی، محاسبات مربوط به زمان توقف تولید نفت ایران را دست‌کم دو تا سه برابر برآوردهای اولیه افزایش داده است.

پیروزی‌های ادعایی که محقق نشدند

ترامپ در روزهای اولیه جنگ ۵ هدف مشخص را اعلام کرد: تخریب کامل موشک‌های بالستیک، نابودی صنایع دفاعی، از کار انداختن نیروی دریایی و هوایی، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و حمایت از متحدان منطقه ای.

اما حالا پس از دو ماه، گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد برنامه هسته‌ای ایران همچنان پابرجاست. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هنوز نتوانسته محل دقیق ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران را ردیابی کند – موادی که برای ساخت چندین بمب کافی است. کارشناسان معتقدند خسارت وارد شده به تأسیسات هسته‌ای ایران اندک بوده و آسیبی به برنامه هسته‌ای وارد نشده.

از سوی نتانیاهو اهداف بلندپروازانه‌تر بود: از بین بردن کامل برنامه هسته‌ای، فروپاشی حاکمیت و ارتش ایران. علیرغم خدمت اسرائیل به آمریکا و حملات متعدد به بیروت، اما خللی در قدرت نظامی ایران ایجاد نشد.

 پیش‌بینی چه کسی زودتر به توافق می‌رسد؟

اینکه کدام کشور زودتر برای توافق از خواسته‌های خود کوتاه می‌آید کاملا بستگی به وضعیت آنها دارد اما پیش بینی می شود که شرایط زیر برای هر کدام از سه طرف جنگ اتفاق بیفتد.

1. ایالات متحده (زودتر از همه): منطق فشار انتخاباتی

واشنگتن به لحاظ فنی به اهداف حداقلی (کاهش چشمگیر توان موشکی و بنادر ایران) دست یافته است. ترامپ در تاریخ ۳ آوریل در تروث سوشال نوشت: «ما در حال بسیار نزدیک شدن به اهدافمان هستیم.»

اما مهم‌تر، فشار داخلی در آمریکا رو به افزایش است. انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ در راه است. ترامپ که در نظرسنجی‌های داخلی شاهد ریزش قابل توجه آرای ایالت‌های کلیدی از جمله پنسیلوانیا و میشیگان به دلیل افزایش قیمت بنزین است، نمی‌تواند این بحران را تا آبان ماه ادامه دهد. «منطق جیب رأی‌دهنده» – یعنی تبدیل قیمت ۴٫۴۵ دلار بنزین به رأی مخالف – واشنگتن را مجبور می‌کند برای خروج از بحران دیپلماسی را بر جنگ ترجیح دهد.

2. ایران (در جایگاه دوم): برنده میدان نبرد، اما در تنگنای مالی

جمهوری اسلامی با وجود تحمل صدها میلیارد دلار خسارت و بیش از ۳ هزار شهید، از نظر راهبردی در موقعیت مذاکره از موضع «نه شکسته شدن» قرار دارد. اما اقتصاد ایران در آستانه پر شدن کامل ذخایر نفتی است. اگرچه تداوم صادرات محدود نفت (و دریافت عوارض عبور از تنگه) افق زمانی تاب‌آوری را طولانی‌تر کرده، اما با ادامه محاصره، ایران مجبور به پذیرش تعطیلی بخشی از چاه‌های نفت خواهد شد – فاجعه‌ای که حتی تجربه ۴۵ ساله مدیریت تحریم هم نمی‌تواند آن را کنترل کند.

در نتیجه، تهران نمی‌تواند بی‌نهایت صبر کند. طرح ارائه شده برای «صلح دائمی در ۳۰ روز» نشان‌دهنده عجله دیپلماتیک تهران برای گرفتن امتیاز پیش از رسیدن به نقطه بحران ذخیره‌سازی است.

3. اسرائیل (آخرین نفری که به توافق می‌رسد): تنها مانع جدی صلح

اگر ترامپ آماده «End Game» است، نتانیاهو هنوز به دنبال «Victory» در میدان است. در حالی که دولت واشنگتن در حال گفت‌وگو با تهران و حتی بررسی هماهنگ‌سازی ناوگان‌های تجاری برای دور زدن تنگه است، نتانیاهو همچنان رهبران حزب‌الله را در بیروت ترور می‌کند. اما همان‌طور که تحلیلگران اشاره کرده‌اند، اسرائیل توان مالی و لجستیکی جنگ طولانی بدون پشتوانه مستقیم آمریکا را ندارد.

پیش‌بینی نهایی:

پیش‌بینی می‌شود:
– آمریکا برای جلوگیری از سقوط جمهوری‌خواهان در میاندوره‌ای، فشار برای توافق را دوچندان خواهد کرد.
– اسرائیل ممکن است برای مدتی به طور نمادین خارج از چارچوب توافق عمل کند، اما با توجه به هزینه‌های مالی، در نهایت به کاروان صلح خواهد پیوست. (البته در مورد چگونگی و زمان الحاق اسرائیل اطمینان کامل وجود ندارد.)
– ایران در حالی پای میز مذاکره می‌نشیند که حداقل توانسته است تاب‌آوری خود را در میدان نظامی به اثبات برساند و رژیم صهیونیستی و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی از اهداف اولیه خود کند. در شرایط فعلی، تلاش‌هایی که برای ترسیم «ایران پس از توافق» صورت می‌گیرد، ممکن است با مخالفانی در هسته سخت قدرت همراه باشد.

نتیجه نهایی: ترامپ زودتر از تهران، به دلیل «فشار تقویم الکترال»، دستش را برای توافق روی میز خواهد گذاشت. اما این بار واشنگتن به دنبال توافقی است که او را از بحران بنزین و جنگ ایران نجات دهد؛ نه از بحران هسته‌ای.

انتهای مطلب

این مطلب برای شما مفید بود؟

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

کرمان موتور

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x