حمله لیندسی گراهام با واکنش تریتا پارسی و مقامهای اسلامآباد روبهرو شد
تنش رسانهای و سیاسی پیرامون نقش پاکستان در روند میانجیگری میان ایران و آمریکا، پس از اظهارات تند «لیندسی گراهام» سناتور جمهوریخواه آمریکا وارد مرحله تازهای شد؛ اظهاراتی که با واکنش «تریتا پارسی» تحلیلگر مسائل بینالملل و مقامهای پاکستانی همراه شد و بار دیگر شکاف موجود میان جریانهای حامی دیپلماسی و جناحهای تندرو در واشنگتن را برجسته کرد.

به گزارش تلنگر؛ گراهام که از چهرههای نزدیک به جریان محافظهکار و حامی سیاست فشار حداکثری علیه ایران شناخته میشود، طی اظهاراتی نقش پاکستان در روند دیپلماسی جاری را «بیش از حد مشکلدار» توصیف کرد. وی دلیل این موضوع را «دشمنی دیرینه پاکستان با اسرائیل» و برخی نگرانیهای امنیتی عنوان کرد. بخشی از رسانههای آمریکایی محافظهکار نیز این مواضع را بازتاب داده و نسبت به نقشآفرینی اسلامآباد در هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن ابراز تردید کردند.
در مقابل، تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، گراهام را متهم کرد که به تمامی میانجیهایی که در ماههای اخیر تلاش کردهاند تنش میان ایران و آمریکا را کاهش دهند، حمله میکند؛ زیرا به باور او، بخشی از جریان سیاسی آمریکا اساساً تمایلی به حل بحران ندارد.
پارسی همچنین به این موضوع اشاره کرد که گراهام مخالفت خود با نقش پاکستان را عمدتاً بر پایه موضع ضداسرائیلی اسلامآباد مطرح کرده است؛ موضوعی که در فضای سیاسی آمریکا و بهویژه در میان متحدان منطقهای اسرائیل، حساسیت بالایی دارد.
همزمان با افزایش این تنش رسانهای، دولت پاکستان نیز نسبت به آنچه «پویش اطلاعاتی هماهنگ خارجی» علیه نقش اسلامآباد در روند صلح منطقه توصیف کرد، واکنش نشان داد. عطاءالله تارَر، وزیر اطلاعرسانی پاکستان، اعلام کرد برخی جریانها با انتشار اخبار جهتدار و استفاده از منابع ناشناس، در تلاشاند نقش پاکستان در ایجاد ثبات منطقهای را بیاعتبار کنند.
وی بدون نام بردن مستقیم از آمریکا یا اسرائیل، تأکید کرد که «عناصر مخالف صلح» از موفقیتهای دیپلماتیک و امنیتی پاکستان ناراضی هستند و تلاش میکنند فضای مذاکرات را تخریب کنند.
اظهارات گراهام در شرایطی مطرح میشود که طی ماههای اخیر گزارشهایی درباره تلاش برخی بازیگران منطقهای برای میانجیگری میان ایران و آمریکا منتشر شده است. در این میان، پاکستان بهدلیل روابط همزمان با تهران، واشنگتن و برخی کشورهای عربی، بهعنوان یکی از کانالهای بالقوه انتقال پیام میان طرفین مطرح شده است.
با این حال، بخشی از جریان محافظهکار آمریکا معتقد است هر کشوری که روابط نزدیکتری با ایران داشته باشد، نمیتواند نقش میانجی بیطرف را ایفا کند. این دیدگاه بهویژه پس از تشدید تنشها میان ایران و اسرائیل، در رسانههای نزدیک به جریان حامی تلآویو پررنگتر شده است.
در سوی مقابل، تحلیلگران نزدیک به جریان ضدجنگ در آمریکا بر این باورند که مخالفت با میانجیگری کشورهایی مانند پاکستان، عمان یا قطر، بخشی از تلاش برای حفظ فضای تقابل با ایران است. آنان معتقدند برخی جریانهای سیاسی در واشنگتن و متحدان منطقهای آمریکا، پایان یافتن بحران را با منافع راهبردی خود همسو نمیبینند.
در این میان، برخی ادعاهای مطرحشده از سوی گراهام، از جمله ادعای استفاده ایران از زیرساختهای نظامی پاکستان، تاکنون از سوی منابع مستقل یا نهادهای رسمی آمریکایی تأیید نشده است و بیشتر در سطح ادعاهای سیاسی باقی مانده است. حتی برخی رسانههای غربی نیز این بخش از سخنان او را بدون ارائه سند مستقل منتشر کردهاند.
پوشش رسانهای این پرونده نشان میدهد که موضوع صرفاً یک اختلاف دیپلماتیک ساده نیست، بلکه بخشی از جنگ روایتها درباره آینده مذاکرات ایران و آمریکا، نقش اسرائیل در معادلات منطقه و رقابت جریانهای سیاسی داخل ایالات متحده به شمار میرود.
در حالی که رسانههای محافظهکار آمریکایی بر «غیرقابل اعتماد بودن» نقش پاکستان تأکید میکنند، رسانهها و تحلیلگران نزدیک به جریان ضدجنگ، حملات اخیر علیه اسلامآباد را نشانهای از افزایش فشار بر هرگونه مسیر دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن میدانند.
به نظر میرسد با ادامه ابهام درباره آینده مذاکرات و افزایش رقابت روایتها در فضای رسانهای، نقش کشورهایی که تلاش میکنند کانال ارتباطی میان ایران و آمریکا باقی بمانند، بیش از گذشته در معرض فشارهای سیاسی و تبلیغاتی قرار خواهد گرفت.
انتهای مطلب









