
به گزارش تلنگر؛ صبح روز ۲۱ آبانماه 1404 خبر درگذشت فواد شمس روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی جامعه رسانهای ایران را در شوک فرو برد. دوستان و نزدیکان او خبر مرگش را تأیید کردند. مرگی که گفته میشود به دلیل خودکشی بوده است.
شمس متولد ۲۲ تیر ۱۳۶۵ در کرج بود و کارشناسی ارشد خود را در رشته جغرافیا و برنامهریزی از دانشگاه تهران گرفته بود. او بهتازگی در مقطع دکتری دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شده بود. فواد شمس از چهرههای شناختهشده مطبوعاتی بود که در حوزههای اجتماعی و سیاسی قلم میزد و به صراحت و دقت در تحلیلهایش شهرت داشت.
انتشار این خبر تلخ موجی از غم ناباوری و پرسش را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی به راه انداخت؛ اما در پس این شوک، بحثی جدیتر درباره نحوه پوشش رسانهای اخبار خودکشی و نگاه جامعه به آن شکل گرفت.
فواد شمس و واقعیتی که از او فراتر است
در روزهای پیش از مرگ برخی از پستهای شمس در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) حاوی نشانههایی از رنج درونی و خستگی ذهنی بود. این مسئله بعدها باعث شد بسیاری از کاربران درباره «نشانههای هشداردهنده» در رفتار آنلاین افراد آسیبپذیر صحبت کنند.
اما کارشناسان معتقدند تمرکز بر جزئیات فردی یا علت مستقیم خودکشی، نهتنها کمکی نمیکند، بلکه ممکن است برای دیگران خطرناک باشد.
هشدار روانشناسان: خودکشی پدیدهای پیچیده است
دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک اجتماعی و سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران در گفتوگویی درباره انتشار خبر خودکشی فواد شمس گفت:
«خودکشی را نمیتوان به یک عامل ساده مانند فقر، افسردگی یا ناامیدی اجتماعی نسبت داد. این پدیده، حاصل برهمکنش عوامل گوناگون زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی است. رسانهها باید از سادهسازی و قهرمانسازی پرهیز کنند، چرا که چنین بازنماییهایی میتواند برای افراد آسیبپذیر اثرات تحریککننده داشته باشد.»
به گفته او، نحوه انتشار خبر خودکشی بسیار مهم است: نباید در تیترها یا تصاویر از واژگانی استفاده شود که احساس قهرمان بودن یا «رهایی» از رنج را القا میکند. این نوع روایتسازی، میتواند همانند جرقهای بر انبار باروت ذهنی افراد مستعد عمل کند.
رسانهها چگونه باید رفتار کنند؟
روانشناسان رسانه تأکید دارند که خبرهای مربوط به خودکشی نباید به تیتر اصلی رسانهها تبدیل شود یا با جزئیات منتشر گردد.
دکتر جلالی در اینباره توضیح میدهد:
«بهتر است حتی از واژهی “خودکشی” در تیتر استفاده نشود و از گمانهزنی درباره علت مرگ پرهیز گردد. باید از روایتهای مرموز و هیجانانگیز اجتناب شود و در پایان هر خبر، منابع کمکرسانی به افراد آسیبپذیر ذکر شود.»
او تأکید میکند که هر فردی که دست به چنین اقدامی میزند، حلقهای از خانواده و دوستان را پشت سر میگذارد که در معرض سوگ پیچیده و تروما قرار میگیرند؛ بنابراین احترام به حریم خصوصی و آرامش اطرافیان فرد در اولویت است.
افکار خودکشی؛ نشانه ضعف نیست، درخواست کمک است
این متخصص روانپزشکی در بخش دیگری از گفتوگو به نکتهای مهم اشاره میکند:
«داشتن افکار خودکشی الزاماً به معنای در آستانهی اقدام بودن نیست. گاهی این افکار نوعی تلاش ناخودآگاه برای بازگرداندن حس کنترل در شرایط بحرانی است. فرد احساس میکند تنها چیزی که هنوز بر آن تسلط دارد، زمان و شیوهی مرگش است.»
به باور او، افکار خودکشی میتوانند فرصتی برای مداخله و کمک باشند. زمانی که فرد درباره مرگ حرف میزند یا نشانههایی از ناامیدی و خستگی شدید نشان میدهد، باید آن را بهعنوان «درخواست کمک» در نظر گرفت، نه تهدید یا ضعف.
درسی که باید از فواد شمس گرفت
مرگ فواد شمس، در کنار اندوهی که بر جامعه روزنامهنگاری و دوستدارانش گذاشته، یادآور ضرورت گفتوگو درباره سلامت روان در میان فعالان رسانهای و اجتماعی است.
کار در محیطهایی پرتنش، فشار سیاسی، ناامنی شغلی و اضطراب جمعی میتواند سلامت روان افراد را تهدید کند.
به گفته روانشناسان، لازم است سازوکارهای حمایتی در محیطهای رسانهای و دانشگاهی برای شناسایی و همراهی افراد در معرض خطر ایجاد شود.
اگر شما یا اطرافیانتان به کمک نیاز دارید
اگر درگیر افکار خودکشی هستید یا از تصمیم فرد دیگری در این زمینه آگاهید، لطفاً همین حالا با یکی از مراکز زیر تماس بگیرید:
۱۲۳ – اورژانس اجتماعی
۱۴۸۰ – صدای مشاور (سازمان بهزیستی)
۱۱۵ – اورژانس شهری
همچنین سامانهی نوشتاری «طعم گیلاس» (قابل جستوجو در گوگل) خدمات مشاوره بحران را به صورت چت ۲۴ ساعته ارائه میدهد.
فواد شمس رفت، اما پرسشی بزرگ برجای گذاشت: چگونه میتوان جامعهای ساخت که هیچ انسان رنجکشیدهای، خود را تنها نبیند؟
انتهای مطلب










