آموزش و پرورش

21 متن انشا در مورد کتاب و کتابخوانی برای همه پایه های تحصیلی

نوشتن انشا درباره کتاب فرصتی است تا تجربه‌ها و علاقه‌مان به خواندن را با دیگران به اشتراک بگذاریم و نشان دهیم چطور کتاب می‌تواند ذهن و زندگی ما را تغییر دهد.

در این مطلب از تلنگر، مجموعه‌ای از زیباترین انشاها درباره کتاب و کتابخوانی را برای همه پایه‌های تحصیلی آماده کرده‌ایم تا نشان دهیم چرا کتاب خواندن، یکی از لذت‌بخش‌ترین کارهای دنیاست و چطور می‌تواند زندگی‌مان را تغییر دهد.

متن انشا در مورد کتاب و کتابخوانی برای همه پایه های تحصیلی

علم به داشتن نیست،به عمل است.

کتاب در ظاهر چهار حرف دارد ولی اگر باطنش را نگاه کنید،پر از معنا و واژه است.درست برعکس «عالم بی عمل»اگر ظاهرش را بنگری،باطنش نیز مشخص است.

عالم بی عمل همچو زنبوری بی عسل است که فقط نیش می‌زند و خرابی به بار می‌آورد.اما کتاب ، با آن که بی زبان است و نمی‌تواند کاری بکند،کشور و جهانی را آباد می‌کند و علمش را به هم به اشتراک می‌گذارد.

کتاب:علم،آبادی،سلامتی،دانش. عالم بی عمل:بخل،غرور؛توقع بی‌جا،خرابی

عالمان می‌توانند بی عمل باشند،گاهی نیز کتاب می‌شوند!خود را وقف خدمت به دیگران می‌کنند و زکات دانش را که به دست آورده‌اند را می‌پردازند.

بعضی عالمان،علمی بی ازرش دارند که به کمک کسی نمی‌آید. برخی کتاب ها نیز همچو این عالمان هستند!همانند درخت سرو که فقط قد می‌کشد و هیچ میوه‌ای ندارد.اما همه کتب ها و عالمان بدین گونه نیستند،بعضی آنقدر پربار و پربرکت هستند که هزاران نسل بعد از آن‌ها نیر از برکت علم و هنر آن‌ها بهره می‌برند.

بعضی از علما،علم را از دیکران دارند،ولی برخی از کتاب‌ها،مرجعی می‌شوند تا هزاران کتاب دیگر از آن به عمل می‌آید.

همه عالمان به این جمله اعتقاد دارند که بدون کتب،علمی باقی نمی‌ماند.

بعضی از عالمان مانند کتاب هستند.جلدی سخت و خشن دارند ولی داخلشان پر است از برگه های دانش برای همه در دسترس است.

بعضی از کتاب ها نیز همچو عالمانی هستند که از علم زیاد گوشه گیر شده اند و دوست دارند کسی سراغشان را بگیرد.اما افسوس که کسی دیگر به دنبال علم نیست.


انشا درباره کتاب با مقدمه و نتیجه

انشا در مورد کتاب و کتابخوانی

مقدمه: بچه که بودیم می خواندیم من یار مهربانم، دانا و خوش زبانم، گویم سخن فراوان، با آنکه بی زبانم، برای من خیلی جالب بود که چگونه کسی دوست من است و زبان ندارد و با من حرف می زند

بدنه: کم کم که بزرگ شدم دانستم که تمام دوستی ها بر اساس نیاز، توقع و انتظار شکل می گیرد اما دوستی من و این یار دیرینه نه بر اساس توقع است و نیاز بلکه او یار مهربانی است که از من هیچ توقعی ندارد. همواره در خلوت من می درخشد و مرا از تنهایی که انسان ها برایم ساخته اند، دور می کند او راه چگونه زیستن را به من می آموزد. دوستش دارم.

در کیفم جا می شود همه جا با من می آید، نه خواسته ای دارد و نه خریدی، وقتی حوصله ام از دست مردم سر می رود او مرا وسوسه می‌کند گاهی چنان مطالبش زیبا و دلچسب است که دوست ندارم لحظه‌ای از او جدا شوم.

سرشار از شعر احساس، عشق، محبت، مهربانی، دوست داشتن و یاد خداست که در کنار من است. وقتی با او هستم احساس بزرگی افتخار و انسانیت می کنم. او در من شوق چگونه زیستن، خوب زیستن را زنده می کند و دوستی را به من می آموزد.

انسان دوستی را مسیر را هم قرار می‌دهد و برای اینکه من به راه درست قدم بگذارم برایم چراغ به دست است. راهنمای خوب و کاملی است که هیچ وقت اسرار مرا جایی فاش نمی‌کند.

کتاب با آنکه خودش در آرامش است در من غوغا می کند و مطالب جدید و آموختنی های ناب را به من می آموزد. او یار شفیق بی ادعا، کتاب است که جایگاهش رفیع و بلند است.

نتیجه گیری: بهتر است به جای دیدن فیلم های تکراری و پراز استرس در کنار کتاب بنشینید و دمی در هوایش آرام شوید.


انشا درباره کتاب دوست خوب

مقدمه: کتاب یار مهربان و دوست بی آلایش ماست.ما با خواندن کتاب به دنیای دیگری سفر می کنیم و به کشف ناشناخته ها می پردازیم. همه ما باید ساعاتی از روز را به خواندن کتاب اختصاص دهیم تا از فواید بینظیر این دوست مهربان بهره مند شویم.

بدنه: کتاب خواندن فواید زیادی برای ما بهمراه دارد. در ابتدا دانش ما را در موضوعات مختلف ارتقا می بخشد. ما را دانا تر می کند. وقتی چیزهای مختلف را یاد می گیریم، یاد می گیریم که با آنها نیز متفاوت برخورد کنیم. به همین ترتیب، کتاب ها ما را سرگرم هم می کنند. آنها خستگی ما را می از ما می گیرند و وقتی تنها هستیم با ما همراهی می کنند.علاوه بر این، کتاب ها به ما کمک می کنند تا حوزه های مورد علاقه خود را بشناسیم. آنها برای انتخاب شغل هم تا حد زیادی به ما کمک می کنند.از همه مهمتر، کتاب ها دایره لغات ما را بهبود می بخشد.

در واقع ما کلمات جدیدی از آن یاد می گیریم و این دایره واژگان ما را بیشتر می کند. علاوه بر این، کتاب ها مهارت خلاقیت ما را تقویت می کنند. آنها به ما کمک می کنند تا یک جنبه کاملاً جدید خودمان را کشف کنیم.به عبارت دیگر، کتاب ها ما را به زبان ها مسلط تر می کنند. آنها مهارت های نوشتاری ما را نیز افزایش می دهند.با کتاب خواندن اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنیم تا در زمینه های مختلف حرفی برای گفتن داشته باشیم.

به طور خلاصه، کتاب‌ها دیدگاه جدیدی و درک عمیق‌تری از چیزها به ما می‌دهند. بر شخصیت ما نیز تأثیر مثبت می گذارد. در حال حاضر با پیشرفت علم و تکنولوژی کتاب ها هم تغییراتی پیدا کردند و به شکل راحتی در دسترس ما قرار دارند.کتاب های الکترونیکی و کتاب های صوتی دو شکل جدید از کتاب های امروزی هستند که هر کدام از جذابیت خاص خود برخوردار هستند و به راحتی در هر شرایط و هر مکانی در دسترس ما هستند.

نتیجه: به طور خلاصه، کتاب‌ها دیدگاه جدیدی و درک عمیق‌تری از چیزها به ما می‌دهند. بر شخصیت ما نیز تأثیر مثبت می گذارد. ما باید همه افراد را به خواندن کتاب،این یار مهربان تشویق کنیم.در اخر انشا خود را با خواندن یک شعر به پایان می رسانم.

گر که خواهی پیشرفتی با شتاب
بهره بردن از زمانت خوب و ناب

لحظه‌های عمر را غافل مشو
از رفیق مهربانی چون کتاب


انشا در مورد کتاب کوتاه

انشا در مورد کتاب

کتاب مثل اقیانوس بی کرانی است که ناشناخته های بسیاری دارد و هر کس به فراخور حالش دل به ژرفای آن می سپارد و با انبانی پر باز می گردد. در این دریای عمیق معرفت، گوهرهای نابی وجود دارد که تنها تلاشگران چیره دست می توانند به آن دست یابند.

وقتی یک کتاب را باز می کنیم از صفحه اول تا آخرین صفحه، فقط کتاب با ما حرف می زند و به ما چیز یاد می دهد؛ مثلاً شعرهای قشنگ، زندگی امامان علیهم السلام ، زندگی آدم های بزرگ و موفق، مسائل علمی؛ مثل جغرافیا، ستاره شناسی و خیلی چیزهای دیگر.

خواندن این همه چیزهای جورواجور باعث می شود که ما از خیلی از چیزهایی که نمی دانیم با خبر شویم. در نتیجه توی زندگی کمتر اشتباه می کنیم و زندگی بهتری خواهیم داشت.

جهان صنعتی امروز مدیون دانشمندان زیادی بوده، در اثر مطالعه و کتابخوانی اختراعات و اکتشافات فراوانی بوجود آمده که نقش بسیار مؤثری را در زندگی بشر ایفا کرده است.

چه بسا در اثر کتابخوانی پیشرفت هایی حاصل گردیده که جان انسانها را نجات داده یا دشواری های زندگی را بر آنها سهل کرده است.

کتاب برای اینکه ما را دوست داشته باشد، سه تا شرط تعیین کرده است: اول اینکه همیشه آن را بخوانیم؛ دوم اینکه به چیزهای خوبی که یاد می گیریم عمل بکنیم؛

و سوم اینکه از کتاب، خوب مواظبت کنیم و آن را کثیف و پاره نکنیم. اگر این سه شرط را رعایت کنیم کتاب هم ما را دوست دارد.


انشا در مورد کتاب یار مهربان

مقدمه: سلام بر یار بر بی همتای من کتاب که همواره یادش ، نامش و خودش موجب سعادت است و بس . تو را چون جان شیرین دوست می دارم و تا زنده ام در کنارم خواهی بود.

بدنه: تو بهارجاویدان و پر از گلی که روح طراوت و شادی، زندگی و عشق را درمن زنده می کنی. تو مرا به دنیای شگفت انگیزه خلقت می بری و بهترین ها را به من می آموزی.

تو بهترین، باصفاترین، آرام ترین و بی خطر ترین دوستی هستی که من با تمام وجود تو را دوست می دارم. تو به من راه و رسم مردانگی و محبت را آموختی. تو بهار ناب آموختنی که من با تو رویش و سرسبزی را می آموزم. چراغ دانش تو خنکای لذت بخش صبح تابستانی است که امیدت به من زندگی یاد می دهد. تو که باشی دنبال سایه می گردم تا همراه تو و سایه به آرامش برسم و بخوانمت. تو را بسیار دوست می دارم.

تو دریای نیلگون و آرامی هستی که هرچه بیشتر به عمق تو سر می زنم بیشتر خدا را می شناسم تو برای من همان نسیم روح بخشی که به صورتم آرام آرام حس زندگی می دهی و من با بودن در کنار تو غم هایم را از یاد می برم تو به من صبر، مهربانی، استقامت، حوصله و توکل را می‌آموزی تا در هر شرایط سخت همراه تو به آرامش برسم و از خدا یاری بخواهم.

تو اقیانوس بی کران متانت و آرامش و سکوتی که همراهت جهان زیبا می شود و نگرشم به دنیا و مردمانش تغییر می کند. تو تمام مطالب کتاب های پیامبران بزرگ را در خود داری و کم کم و با محبت و بی دغدغه به من یاد می دهی. من تو را در کنار خودم که نه از خودم می دانم و مطمئن هستم که روزی با خواندن مکرر تو از خواب غفلت بیدار خواهم شد و خدا هم دستم را خواهد گرفت.

تو شاید مانند یک پیامبر هادی و راهنمای من باشی و دستم را بگیری تا در منجلاب نادانی و زشتی و گمراهی نمانم. رسالت تو عظیم است و کارت دشوار چون هیچ کس نمی خواهد بیدار شود و همه خودشان را به خواب زده اند و دنیا در حال فروپاشی است. همه مردم در جهل و ظلمت غوطه می خورند و خدا را از یاد برده اند.

نتیجه گیری: روزها از پی هم می آیند و می روند و عمر می گذرد کاش به جای هرز دادن عمر و ثانیه های بی بازگشت عمر سری به دوستی قدیمی بزنیم و کتاب را به آغوش خود بازگردانیم.


انشا کودکانه در مورد کتاب

ما با کتاب خواندن به دنیاهای دیگری سفر می کنیم، به سرزمین های رنگارنگ و زیبا. گاهی برای فهمیدن مطلبی باید ۵۰ سال عمر خود را بگذاریم در حالی که می توانیم با کتاب این راه ۵۰ ساله را در طول یک شب طی کنیم و آن مطلب را درک کنیم.

ما با خواندن کتاب به علم و دانش درباره هر موضوعی که دوست داشته باشیم می رسیم.

من چند شب قبل در تلویزیون برنامه ای می دیدم که در آن آقایی که به مناطق دور افتاده و محروم کمک می کرد یکی از کارهای خوبش این بود که کتاب تهیه کرده و به آن روستاهای دور افتاده و فقیر می برد.

او می گفت بچه های این مناطق به خاطر نداشتن مدرسه و یا جاده ای که روستای آن ها را به روستای دیگر که مدرسه دارد برساند از نعمت درس خواندن محروم شده اند و من برای آن ها کتاب تهیه می کنم تا با خواندن آن پنجره های جدیدی به ذهن آن ها باز شود.

او می گفت خواندن کتاب، مثل خوردن آب برای ما ضروری است. بچه ها با خواندن کتاب می فهمند که دنیا خیلی بزرگ تر از شرایطی است که آن ها در حال حاضر در آن زندگی می کنند و این که می توانند دنیا را تغییر دهند.

این انسان خوب با گسترش فرهنگ کتابخوانی دل های خشک این بچه ها را آبیاری می کند و همه تلاشش این است که جوانه های علم در وجود بچه ها رشد کند.

او همچنین می گفت پدر و مادرها باید برای بچه ها قصه بخوانند چون قصه روحیه بچه ها را شاداب و پرانرژی می کند تا غرق مشکلات نشده و برای فردایی روشن تر و زیباتر امیدوار باشند.


انشا درباره کتاب از نگاه یک کتاب فروش

کتابخانه

من عاشق کتاب ها هستم و همین علتی بود که مغازه ی بزرگی اجاره کنم و کتاب فروشی باز کنم.

هر روز صبح، خود را تا کتاب فروشی ام می رسانم و درب مغازه را باز می کنم. این جا دنیای من است دنیایی پر از داستان ها و قصه های شگفت انگیز.

همیشه دلم می خواست این دنیای عجیب را با دیگران به اشتراک بگذارم، دلم می خواست آن ها نیز مانند من فرصت تجربه ی این دنیا را داشته باشند.

هر کدام از این کتاب ها مانند یک تکه ی با ارزش از زندگی من هستند، و برایم عجیب است چگونه در برخی خانه ها کتاب ها گوشه ای می مانند تا گرد و غبار زمان آن ها را فرا بگیرد…

خواندن کتاب لطفی است در حق خودمان، نباید اجازه دهیم کتاب ها فراموش شوند باید آن ها را بخوانیم، باید گرد و غبار کتاب خاک گرفته را تمیز کنیم، صفحاتش را بگشاییم و همسفر قصه های آن شویم.

زمانی که شروع به خواندن اولین سطر از یک کتاب می کنی قدم در جهانی می گذاری که هیچ جای دیگر نمی توانی آن را تجربه کنی… آدم های داستان ها، دوستان تو می شوند و خودت را کنار آن ها تصور می کنی، با اندوهشان، غم وجودت را فرا می گیرد و با شادیشان، شور و شعف را در خود حس می کنی.

می توان ساعت ها در میان این کتاب ها ماند بدون خستگی، می توان ساعت ها در دنیای کتاب ها غرق شد بدون آن که حتی یک لحظه متوجه هیاهوی اطراف شوی.

کتاب برای من چیزیست که روحم را تعالی می بخشد و تفکری عمیق تر به من هدیه می کند، و علتی می شود تا دنیا و مردمانش را جور دیگری بنگرم.

کتاب بهترین دوست و همدمی ست که داشته ام و دارم، دوستی که با من از هزاران جای مختلف سخن می گوید و آن چه که جای دیگری نیاموختم را به من می آموزد.


انشا با موضوع کتاب از نگاه یک کتاب دار

کتاب، کتاب، کتاب؛ چه نویسم از این آرامِ جان، تا حق مطلب را ادا کرده باشم؟ درِ سالن کتابخانه را که باز می کنم انگار همگی با هم سلام می دهند و به یک مطالعه ی جذاب دعوتم می کنند.

تا برسم پشت میزم، هرکدام میانه ی راه گویی صدایم می زنند؛ یکی از زبان تاریخ می گوید، یکی جغرافیای زمین را به رخ بقیه می کشد، آن یکی راه و رسم موفقیت را جار می زند، دیگری با دستورات آشپزی اش، پیشنهاد پخت شام دلچسب می دهد، یکی شان هرروز صبح صدایم می زند که بروم از قفسه برش دارم و داستان های ویکتور هوگویش را بخوانم.

تا اینکه می رسم پشت میز و خودم را مهمان یک فنجان چای خوش عطر می کنم. روی میزم پر از کتاب های مختلف است. همان کتاب هایی که صبح علی الطلوع صدایم میزنند تا بخوانمشان، من هم دلشان را نمی شکنم و می آورم می نشانمشان ور دلم.

با داستان هایشان میخندم، اشک میریزم، در فکر فرو می روم، درس جدیدی می آموزم… چه لحظه ی دل انگیزی است وقتی که کتاب خوان های عزیز به کتابخانه ام می آیند و نشانی کتاب مورد نظرشان را می پرسند. تک تک کتاب ها را از جان و دلم برایشان تعریف می کنم.

مثل پدر یا مادری که بچه هایش را پیش بقیه تعریف و تمجید می کند! حیف است این همه دنیای رنگارنگ کتاب ها، بمانند توی قفسه ها و خاک بخورند. کاش همه بیایند و برای یک بار هم که شده دست بگذارند روی دل این کتاب ها و فقط یک صفحه اش را باز کنند و بخوانند. من قول می دهم انقدر رفیقشان می شوند که محال است بروند و دیگر به اینجا هم سر نزنند.

از دلتان می آید دست رد بزنید بر سینه ی کتابی که شما را به دوستی دعوت می کند؟! این کتاب ها با زبان بی زبانی دنبال کسی می گردند که هر چه می دانند، از دل و جان به شما هم بیاموزند.

باید کتابدار شوید تا بفهمید چه لذتی دارد از صبح علی الطلوع تا هنگامه ی غروب، چشم در چشمان این کتاب ها بدوزید؛
مثل عاشق ها که لحظه ای چشم بر نمی دارند از معشوقشان…
چطور میتوانم بی تفاوت از کنارشان رد شوم و نگاهی به دل نوشته هایشان نیندازم؟

من کتابدارم
نمی توانم هرچه از کتاب های نازنینم آموخته ام تنها برای خودم نگه دارم. هر که به کتابخانه مان سر بزند و از هر کدام از این دلبرها بپرسد، هرچه می دانم می گویم. انقدر از دلبری هایشان سخن می گویم تا خودشان، عاشق و شیفته ی کتاب ها شوند.
و هرگاه عاشق شدند، هرگز پشیمان نخواهند شد.
این است عشق هر روز من.


انشا در مورد کتاب و کتابخوانی کوتاه

برای من کتاب فقط یک شی نیست و حتی مجموعه ای از اطلاعات نیز نیست. کتاب برای من یک حضور و وجودی خاص دارد. وقتی تصمیم به خریدن کتاب می گیرم با شوق و ذوق به کتاب فروشی می روم و در فاصله زمانی ای که شخص فروشنده می رود تا کتاب مرا بیاورد با اشتیاق به قفسه ها و دیگر کتاب ها نگاه می کنم و این فکر که کاش بشود یک روز همه ی این کتاب ها را بخوانم وسوسه ام می کند.

بعد از خریدن کتاب به سرعت به خانه می روم و با عشق شروع به خواندن می کنم.

کتاب خواندن تجربه ای است که شاید هیچ تجربه ای شبیه آن نباشد. کتاب خواندن نوعی زندگی کردن و گام برداشتن در دنیای نویسنده است. لذت کشف دنیاهای جدید با کتاب شروع می شود.

عجیب است که تعدادی برگه و واژه بتوانند اینگونه دنیای انسان را تغییر بدهند.

اگر کتابی که می خوانم خوب باشد و نویسنده ای اصیل آنرا نوشته باشد، مثل وارد شدن به قلمرویی جدید می باشد.

خلاصه که کتاب خواندن یک تجربه است، یک اتفاق فوق العاده است.


انشا در مورد کتاب برای متوسطه اول

مقدمه: اگر چه همیشه از اهمیت کتابخوانی و مطالعه بسیار تعریف کرده اند و کتاب را بهترین دوست و معلم دانسته اند، اما نمی‌توان این تعریف ها را درباره همه کتاب ها درست دانست. بلکه باید کتاب خوب را از کتاب بد تشخیص داد.

بدنه: امروزه کتاب های بی محتوا و حتی کتاب هایی با محتوای بد بسیار چاپ می‌شوند و گاهی تبلیغات زیادی هم برای فروش آن ها می‌شود. مثلا کتاب هایی با عنوان کتاب های روانشناسی که نویسنده آن ها هیچ سواد و تخصص دقیقی ندارد و صرفا جملاتی کلیشه ای و پوچ را در کتابش گردآوری کرده و به چاپ رسانده است. کتاب شعر یا داستان هایی بدون محتوا که گاهی بخاطر شهرت نویسنده شان که بازیگر یا مجری یا هر سلبریتی مورد توجهی است به فروش می رسند اما خواندنشان فقط پول و وقت باارزش خوانندگان را تلف می‌کند.

کتاب های تاریخی که دچار تحریف شده باشند نیز از بدترین نوع کتاب ها هستند که ممکن است به دست خوانندگان برسند؛ اما یک خواننده با سواد، با مطالعه و تحقیق بیشتر در میان چندین کتاب و تفکر و تحلیل آن‌ها می‌تواند حقیقت را تا حد زیادی تشخیص دهد.

از طرفی وابستگی زیاد افراد به فضای مجازی و رسانه هایی که در بسیاری مواقع اطلاعاتی غلط، بدآموز و آشفته را به خورد مخاطبین شان می‌دهند، جوامع را از مطالعه کتاب دور کرده است. اگر چه امروزه جستجو و یافتن اطلاعات مفید و درست در اینترنت، اتفاق مثبتی است که کار را برای همه آسان کرده، اما فراموش نکنیم که کتاب خواندن دنیای وسیع تری است که به ما صبر و سکوت و تفکر را می‌آموزد. با خواندن چند جمله یا مقاله کوتاه، دید ما نسبت به هیچ موضوعی عمیق نمی‌شود اما کتاب های خوب، این مهارت را به ما می‌اموزند.

نتیجه: اگرچه امروزه افراد بسیاری با خرج کردن کمی پول و شهرت ممکن است بتوانند کتاب چاپ کنند، اما وظیفه ما این است که آنقدر مطالعه کنیم تا بتوانیم تشخیص دهیم کدام کتاب ها ارزش خواندن و فکر کردن دارند و کدام کتاب ها نه! و آن وقت بهترین کتاب هایی را که با سلیقه و تفکر ما همسویی دارند انتخاب کنیم. همچنین تنها خواندن کتاب سودی برای ما ندارد بلکه باید در زمان مطالعه و بعد از آن بیندیشیم و هرآنچه خوانده ایم را تحلیل کنیم.

کتاب خوب خواندن لذتبخش و آموزنده است و دنیای متفاوت و بزرگتری به ما می‌بخشد. با خواندن می‌توانیم در اتاق خود نشسته باشیم اما دانش و تخیل ما به دورترین نقاط جهان پرواز کند.


انشا در مورد کتاب برای متوسطه دوم

انشا درمورد کتاب خواندن

کتاب دوست ماست …. از کودکی و از همان زمان که قلم به دست گرفتم این جمله بارها در ذهنم تکرار شده که کتاب یار مهربان و رفیق شفیق ماست. شاید آن روزها چندان فکرم را درگیر معنای آن نمی کردم اما امروز بعد از گذشت چندین سال به عمق این جمله ساده پی می برم …

بله! کتاب داناتر از هر دوستی است و هیچگاه از بذل و بخشش آن چه می داند دریغ نمی کند.

در بیان اهمیت کتاب و مطالعه همین بس که خداوند متعال نیز درس های زندگی و رازهای کائنات را در قالب کتابی به نام قرآن برای ما فرستاده و در آن به قلم قسم یاد کرده که یک منظور آن می تواند بیان نقش مهم خواندن و مطالعه و اندیشیدن در خوانده ها باشد.

با خواندن هر کتاب دریچه ای جدید به دنیای دیگر به سوی ما باز می شود و ما می توانیم بال های نامرئی خود را گشوده و در وسعتی بی حد و مرز در سرزمین کتاب به پرواز درآییم و به هر گوشه آن نگاهی بیندازیم.

اگرچه در دنیای کتاب ها نیز هر کتابی ارزش خواندن ندارد اما من معتقدم در بسیاری از کتاب ها حتی کوچک ترین و ساده ترین آن ها می توان نکته ای برای خوب زندگی کردن پیدا کرد، اگر خواننده کتاب ولع و اشتیاق دانستن داشته باشد هر کتاب برایش پیام آور مطلبی نو خواهد بود.

کتاب های خوب، راه خوب زندگی کردن را به ما نشان می دهند و کتاب هایی که با باورهای ما تناقض دارند ما را به چالش می کشند تا خود را پالایش کنیم، تا بدانیم کجای مسیر زندگی ایستاده ایم و آیا واقعا باورهای ما نیاز به بازنگری دارند یا خیر.

در یک کلام کتاب می تواند تجربه های هزاران ساله هزاران دانشمند، محقق، فیلسوف و مشاهیر بزرگ دنیا را به ما منتقل کند اما نکته مهم آن است که هنگام مطالعه باید تمام عزم خود را جزم کنیم تا با ذهنی بی تعصب اما تفکر و تعمق در آن چه کتاب به زبان آورده بتوانیم از این یار مهربان و دانا کمال بهره را ببریم.


انشا درباره کتاب و کتابخوانی

آخرین کتابی که خوانده‌ای چه نام داشت؟ اگر برای بیاد آوردن اسم آخرین کتابی که خوانده‌اید دچار تردید شدید پس احتمالاً زیاد اهل مطالعه کردن نباشید و از فواید آن بی بهره بمانید.

زیاد شنیده ایم که مطالعه بر توانائی های ذهنی، روحیات و احساسات تاثیرات شگفت انگیزی دارد. آیا درست است؟ ما در بدونیم قسمت هایی از یک تحقیق را آورده ایم که ثابت می کند مطالعه فعالیتی است بسیار مفید. نگاهی به این مطلب بیندازید و دریابید که چرا خواندن کتاب می تواند بهترین تصمیمی باشد که تا به حال گرفته اید.

مطالعه استرس را کم می کند

زمانی که استرس دارید ترجیح می دهید چه کارهایی انجام دهید؟ پیاده روی کنید؟ یا موسیقی گوش دهید؟ محققان دانشگاه ساسکس اطمینان داده اند که در مواقع استرس باید مطالعه کرد. تحقیقاتی که انجام داده اند نشان داده است که مطالعه در مقایسه با موسیقی، پیاده روی و حتی قهوه بهترین روش برای غلبه به استرس است. افرادی که مورد آزمایش قرار گرفته بودند با مطالعه به مدت ۶ دقیقه توانسته بودند استرس خود را کاهش دهند.


انشا ادبی در مورد کتاب

نمی توان تاثیرات مثبت کتاب خوانی را در زندگی کسی منکر شد.

کتاب‏ها نه فقط مرکبی نوشته شده بر کاغذ هستند ، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن می‏گویند.

در واقع کتاب‏ها مثل نسیم بهاری باعث طراوت بخشیدن به روح انسان شده و تشنگی روح انسان را سیراب میکنند.

در این بین کتابها اگر از خوبی‏ها، زیبایی‏ها و راستی‏ها بگوید، درخت زندگی، پربار و محکم خواهد شد. کتاب‏های مفید و علمی، در شرافت و افتخار، برتر از حتی خون شهیدان ‏اند و چنان گران بهایند که حضرت محمد (ص) در این مورد می‏فرماید: «هرگاه مؤمنی از دنیا برود و و از او یک ورق که بر آن نکته علمی نگاشته شده باشد، باقی بماند، سپری بین او و آتش جهنّم خواهد بود.

باید در انتخاب کتاب دقت کنیم ، چرا که بعضی از کتابها خیلی عمیقند که جهان با همه وسعتش در آن گم می‏شودو بعضی از آن ها آن قدر کوچکند که خود را به زور نشان داده‏اند.

ممکن است نه به عمق کتابهای خیلی عمیق پی برده و نه از کوچکی کتابهای سطحی سودی ببریم پس باید کتابی که انتخاب می کنیم مناسب با قدرت درک و فهم ما باشد. کتاب باید مفید باشد.

باید وقتی کتاب می‏خوانی، چیزی بفهمی، چیزی را حس کنی، باید چیزی را به دست آوری، باید نفعی و معنایی ببری؛ حداقل به اندازه وقتی که گذرانده ای.

باید کتاب‏ها مفید و آموزنده باشند.


انشا در مورد کتاب و کتابخوانی کلاس چهارم

کتاب یار مهربان ماست. دوستی بی ریا و صادق که بودنش در زندگی ما بسیار سودمند است.

این دوست از هر دری برای ما سخن می گوید و گاهی اوقات نیز به درد و دل ما گوش می کند بدون آن که قضاوتی کند، و ما را در مسیری هدایت می کند که به سوی کمال و آگاهی است.

کتاب ها آگاهی بخش انسان هستند و باعث می شوند ذهن خواب آلوده ی بسیاری از افراد هوشیار شود.

کتاب دوستی است که هر جا و در هر زمان از شبانه روز می توانید به آن دسترسی داشته باشد و همیشه برای همه فرصت دارد به شرطی که شما نیز وقتی را برای با او بودن داشته باشید.

کتاب ها جهانی تازه به انسان معرفی می کنند که می توان بدون محدودیت های دنیای خود در آن جا زندگی کرد و از آن لذت برد.

دوستی با کتاب برای انسان ها بسیار سودمند است و اگر در زندگی ما حضور داشته باشند می بینیم که چقدر در شرایط مختلف به کمک ما می آیند و باعث می شوند تصمیم درست تری بگیریم.

این یار مهربان را باید از کودکی با فرزندان خود آشنا کنیم و از جذابیت های آن برای کودکان بگوییم تا در آینده جامعه ای داشته باشیم که با کتاب دوست هستند و آن ها را مطالعه می کنند.

تکنولوژی نیز در این مسیر می تواند به کمک ما بیاید. کتاب های الکترونیکی برای اکثریت ما قابل دسترس هستند و همین فرصتی است تا از آن نیز در جهت افزایش مطالعه استفاده کنیم.

کتاب های صوتی نیز گزینه ی دیگری است که از جذابیت خاص خودش بر خوردار است و به راحتی قابل استفاده می باشد.

نکته ی مثبت درباره ی کتاب های صوتی این است که در هر شرایطی حتی زمانی که در اتوبوس یا مترو هستید هم می توانید از آن استفاده کنید.


انشا در مورد کتاب و کتابخوانی برای کودکان

کتاب خواندن کودکان

من کتاب خواندن را دوست دارم و می دانم کتاب ها دوستان خوبی برای بچه ها هستند، آن ها علم ما را زیاد می کنند و باعث می شوند در زندگی کم تر اشتباه کنیم.

به نظر من کتاب های خوب دوستانی هستند که هیچ وقت آدم را تنها نمی گذارند و همیشه به ما چیزهای خوبی یاد می دهند که در زندگی خیلی به درد ما می خورد، به همین خاطر من هیچ وقت از کتاب خواندن خسته نمی شوم.

هر کتاب موضوع متفاوتی دارد و برای من کتاب های علمی خیلی جذاب هستند.

مادرم آخر هر ماه، مرا به کتاب فروشی می برد و از آن جا کتاب هایی که دوست دارم را برایم می خرد.

او همیشه سفارش می کند که مواظب کتاب هایم باشم و از آن ها به خوبی نگه داری کنم، تا کثیف و پاره نشوند، و اگر دوستانم از من کتاب خواستند، کتاب هایم را به آن ها قرض بدهم، این کار مثل این است که دو تا دوست خوبم را به یک دیگر معرفی کرده باشم.

یک روز مادرم به من گفت می خواهم تو را جایی ببرم که پر از کتاب است، آن جا می توانی با همه ی آن ها آشنا شوی و برای همیشه با آن ها دوست باشی، و بعد مرا به کتابخانه برد.

کتابخانه پر از کتاب بود و کتاب هایی که من دوست داشتم هم، آن جا زیاد بود. از این کار مادرم خیلی خوشحال شدم.

بعد از ثبت نام در کتابخانه هر کتابی که بخواهم می توانم از آن جا به امانت بگیرم و بخوانم.

با این که کتاب هایم را خیلی دوست دارم اما تصمیم گرفتم تعدادی از آن ها را که خوانده ام و دیگر لازم ندارم را به کتابخانه هدیه کنم تا بقیه هم بتوانند از آن ها استفاده کنند.


انشای کوتاه در مورد کتاب

کتاب، راهنما و دوستی است که ما را به بالاترین درجه علم و زندگی حوب و سرنوشت ساز آیندمون را می سازد.

ما باید کتاب را مثل یک دوست واقعی دوست بداریم و به او ارزش قایل شویم چون این همان کتاب و راهی است که به ما نشان میدهد و ما را از بدی ها و پلیدی ها آگاه می سازد.

اگر به کتاب ارزش قایل نشویم کتاب از بین میرود و در زندگی و جامعه ما دچار مشکل میشویم و مشکلات فراوانی بوجود خواهد آورد. از مهمترین آن ها میتوان به از بین رفتن زمینه اشنایی ما با تاریخ و جامعه و پیشرفت و… اشاره کرد.

گذشتگان ما اعم از پیامبران بزرگان علم و ادب ما را به پاسداری و ترویج فرهنگ کتاب توصیه کردند. از مهمترین این کتاب ها که خداوند حکیم بر پیامبر نازل کرد کتاب آسمانی یعنی قرآن است که ما رابه سمت سعادت سوق می دهد. کتاب یعنی جاودانگی.


انشایی کوتاه و زیبا در مورد کتاب

کتاب دوست خوب من و تو ، چه همدم خوبی در لحظه تنهایی و چهره آشنایی در دیار غربت همسایه مهربانی که هیچ دیواری خانه تو را از او جدا نمی کند.

مهمان ناخوانده ای است که هر گاه بخواهی دعوت تو را می پذیرد! ظرفی است لبریز از علم و ظرافت، کاسه ای است سرشار از شادی و غم، شوخی.

جدی خوشا به حالش که می توان آن را در خورجین نهاد و با خود به همه جا برد خوشا به حالش که میتوان آن را در دامن ریخت.

آیا شنیده ای که درختی هیچگاه خشک نشود و برگهایش در پاییزی نریزد ؟ و میوه ای که هیچ گاه نپوسد چه دوستی است که هر چه بخواهی به تو می دهد از زندگان و مردگان با تو سخن می گوید.

اگر بر او خشمگین شوی بر تو خشم نمی گیرد و اگر بر سرش فریاد بکشی لب فرو می بندد و دم بر نمی آورد.


انشا در مورد کتاب و کتابخوانی کلاس پنجم

من کتاب خواندن را دوست دارم و هر بار که کتاب می خرم سریع آن را می خوانم و برای دیگران هم تعریف می کنم.

کتاب خواندن برای ما بچه ها بسیار مفید است و باعث می شود اطلاعات زیادی را به دست بیاوریم و چیزهای جدیدی یاد بگیریم که قبلا بلد نبودیم.

خواندن کتاب برای فکر و یاد گیری ما نیز بسیار خوب است و وقتی کتاب می خوانیم باید شخصت ها و منظره ها را در ذهن خود تصور کنیم و این موضوع باعث می شود بهتر فکر کنیم و خلاق تر باشیم.

وقتی کتاب می خوانیم سوالات ما نیز بیش تر می شود و برای پیدا کردن جواب همین سوال ها مجبور می شویم کتاب های بیش تری را مطالعه کنیم و یا از بزرگ تر ها درباره مسائلی که نمی دانیم سوال کنیم و با این کار اطلاعات ما زیاد می شود.

همچنین کتاب خواندن باعث می شود معنی کلمه هایی که نمی دانیم را یاد بگیریم.

کتاب ها به ما یاد می دهند که آدم های خوب و بد چطور هستند و به همین دلیل ما دیگر گول آدم های بد را نمی خوریم و تشخیص می دهیم آن ها چه وقت حقیقت و چه وقتی دروغ می گویند.

وقتی کتابی را بخوانیم که نوشته های خوب و مثبتی دارد حس خوبی پیدا می کنیم، مثل زمانی که با دوست هایمان حرف می زنیم.

اگر کتاب بخوانیم در آینده آدم بهتری خواهیم بود و می توانیم برای دوستان خودمان هم مفید باشیم و جامعه ی بهتری بسازیم.


انشا با موضوع اگر من یک کتاب بودم…

کتاب

اگر من یک کتاب بودم، آنقدر ذهنم را زیبا و پرمحتوا می کردم تا کلمات کتاب هم به زیبایی نوشته شوند تا کتاب خوانان، شیفته من شوند. فکر های زیبایی می کردم تا همین فکرهای زیبا در صفحه من نمایان شود. افکاری درباره چیزهای خوب مانند خدا، آفریده هایش، مهربانی و محبت، دوستی و شادی.

با کلماتم به دیگران امید می دادم و نمی گذاشتم نا امیدی پای در افکارشان بگذارد. انقدر می خنداندمشان که اگر غصه ای دارند آن را به فراموشی بسپارند و هیچ گاه با حرف هایم نمک روی زخمی کسی نمی پاشیدم.

من اگر یک کتاب بودم به آدم ها می آموختم که هرکدامشان استعدادهایی دارند که باید برای شکوفا شدنش تلاش کنند و می آموختم که نباید حتی لحظه ای هم وجودشان را در این کره خاکی ناچیز و بی اهمیت بپندارند چرا که تمام پدیده های این جهان را خداوند آفریده و هیچ کدام از کارهای خدا بی حکمت نیست.

من اگر یک کتاب بودم، حرف های زیبایم را برای تمام سنین می زدم تا آدم ها از همین سن و سال کمشان با من خو بگیرند و دوست شوند وگرنه خیلی سخت می شود که یک آدم شصت ساله ای را که تا بحال با من دوست نبوده را بتوانم دوست صمیمی خود کنم. البته من برای تمام آدم ها هستم حتی برای تمام سنین؛ این آدم ها هستند که باید من را دوست همیشگی شان انتخاب کنند.

آری هر پدیده ای در این جهان باید مفید باشد از آدم ها گرفته تا کتاب.


انشا عینی درباره کتاب (پایه دهم)

صبح یک روز پاییزی وقتی وارد کتابخانه مدرسه شدم، بوی خاص کاغذهای قدیمی در فضا پیچیده بود. سکوتی دلنشین حکم‌فرما بود و تنها صدای ورق خوردن صفحات کتاب‌ها شنیده می‌شد. نگاهم روی قفسه‌ای پر از کتاب افتاد؛ جلدهای رنگارنگی که هرکدام دنیایی برای کشف شدن بودند. یکی از آن‌ها را برداشتم؛ جلدی قهوه‌ای داشت و عنوانش با خطی طلایی نوشته شده بود. وقتی بازش کردم، کلمات مثل رودخانه‌ای آرام در ذهنم جاری شدند.

در آن لحظه فهمیدم کتاب فقط چند صفحه کاغذ نیست، بلکه پلی است میان انسان و دانایی. کتاب مرا به جاهایی می‌برد که هیچ‌وقت قدم نگذاشته‌ام؛ از دل تاریخ تا اوج تخیل. در هر صفحه نویسنده‌ای سخن می‌گفت و من شنونده‌ای بودم که می‌خواستم بیشتر بدانم.

کتاب‌ها گاهی مرا می‌خندانند، گاهی اشک به چشمم می‌آورند اما همیشه چیزی برای آموختن دارند. وقتی کتاب می‌خوانم احساس می‌کنم ذهنم زنده‌تر است؛ انگار چراغی درونم روشن می‌شود.

در پایان به این نتیجه رسیدم که کتاب تنها وسیله‌ای برای مطالعه نیست بلکه دوستی است صبور که هر زمان بخواهی بدون قضاوت کنارت می‌نشیند و تو را به دنیایی تازه می‌برد. هرچه بیشتر بخوانم بیشتر می‌فهمم که دنیای واقعی در دل همین صفحات نهفته است.


انشا درباره کتاب برای ابتدایی

کتاب مثل دوستی مهربان است که هیچ‌وقت تنهایم نمی‌گذارد. وقتی حوصله‌ام سر می‌رود، به سراغ کتابم می‌روم و با خواندنش وارد دنیای تازه‌ای می‌شوم. گاهی با قهرمان‌های داستان می‌خندم، گاهی برایشان ناراحت می‌شوم، اما همیشه از آن‌ها چیزهای جدید یاد می‌گیرم.

کتاب به من یاد می‌دهد درست فکر کنم، درست حرف بزنم و به آدم‌های دیگر احترام بگذارم. هر صفحه‌ی کتاب مثل یک پنجره است که رو به دانایی باز می‌شود. معلمم همیشه می‌گوید: «کتاب بهترین دوست انسان است»، و من حالا می‌دانم چرا.

وقتی کتاب می‌خوانم، حس می‌کنم در سفری هیجان‌انگیز هستم؛ سفری که بلیطش فقط کمی وقت و علاقه است. من دوست دارم هر روز کتاب بخوانم تا دنیایم بزرگ‌تر و روشن‌تر شود.

این مطلب برای شما مفید بود؟

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 2

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

امداد کرمان موتور

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x