
به گزارش تلنگر؛ حسام، پس از دو سال زندگی مشترک از دلیلش برای طلاق با همسرش مهسا می گوید. او میگوید با مهسا در یک سفر آشنا شدیم و با همدیگر ازدواج کردیم. بچه نداریم و میخواهم مهریه او را قسط بندی کنم و پرداخت کنم.
حسام درباره دلایل تصمیمش توضیح می دهد: حالا متوجه شدم چرا مادرم مخالف ازدواجمان بود، مهسا اصلا به من توجه نمی کند و میخواهد خوش باشد، او زن زندگی نیست و اصلا به من و زندگی توجه نمی کند.
اد در ادامه می گوید: مهسا بیشتر وقتش را در مهمانیها میگذراند و با دوستانش به سفر میرود. وقتی به خانه برمیگردم، هیچ کسی نیست که یک استکان چای برای من بیاورد. خودم غذا می پذم و میخورم وقتی هم اعتراض میکنم، میگوید که وظیفه ندارد این کارها را انجام دهد.
حسام میگوید: نمیخواهم وقتی به خانه برمیگردم، ببینم ۲۰ نفر در خانهام در حال صحبت و خندیدن هستند. من میخواهم خانهام برایم آرامش و سکوت بیاورد. دوست دارم همسرم بیشتر در خانه باشد، اما او بیشتر دنبال سرگرمیها و علایق خودش است. من مخالف انجام کارهایی که دوست دارد نیستم، فقط میگویم به زندگی مشترک درست نگاه کند.
انتهای مطلب / ز.خ









