سیاست داخلیاخبار

چه کسی به نام ولایت، در حال برهم زدن نظم تصمیم‌گیری کشور است؟

در حالی‌که تصمیم‌سازی در حوزه سیاست خارجی کشور طبق روال رسمی و در چارچوب ساختارهای مشخص در حال پیگیری است، برخی جریان‌های سیاسی بار دیگر با خروج از منطق گفت‌وگوی سیاسی و ورود به ادبیات تهدید، حذف و خیابان، تلاش کرده‌اند فضای تصمیم‌گیری را تحت فشار شعارهای رادیکال قرار دهند؛ رفتاری که نه‌تنها کمکی به انسجام ملی نمی‌کند، بلکه عملاً نوعی دوقطبی‌سازی خطرناک در بزنگاه‌های حساس سیاست خارجی به شمار می‌رود.

امیر محمدی در یادداشتی برای تلنگر نوشت: در حالی‌که کشور در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع سیاست خارجی خود قرار دارد و تصمیم‌های کلان در چارچوب ساختار رسمی و با نظر مستقیم عالی‌ترین سطوح حاکمیت در حال پیگیری است، یک جریان سیاسی مشخص بار دیگر ترجیح داده به جای عقلانیت سیاسی خیابان را به تریبون فشار و شعار تبدیل کند.

شعارهایی از جنس «عدم پذیرش هرگونه توافق»، «مقاومت تا مرگ» و حتی تهدید مستقیم مسئولان در صورت امضای توافق، دیگر صرفاً یک موضع سیاسی تندروانه نیست؛ این‌ها نشانه‌های یک رویکرد آشکار خارج از منطق حکمرانی است که تلاش می‌کند سیاست خارجی کشور را از مسیر تصمیم‌سازی رسمی به مسیر هیجان‌سازی خیابانی بکشاند.

تناقض اصلی دقیقا همین‌جاست؛ جریان‌هایی که بیشترین ادعای «ولایت‌مداری» و «وفاداری مطلق به رهبری» را دارند، عملاً رفتاری از خود نشان می‌دهند که نتیجه‌اش چیزی جز فشار غیررسمی بر سازوکار تصمیم‌گیری کشور نیست. این پرسش جدی مطرح است که آیا مفهوم ولایت‌مداری در نگاه این جریان به معنای تبعیت از تصمیمات ساختاری است یا به معنای برهم زدن هر تصمیمی که با سلیقه سیاسی آن‌ها همسو نباشد؟

وقتی سیاست خارجی کشور در چارچوب مشخص و با مسئولیت نهادهای رسمی در حال مدیریت است، برگزاری تجمع‌هایی با ادبیات تند، تهدیدآمیز و بعضاً خشونت‌محور، نه تنها کمکی به «تقویت موضع کشور» نمی‌کند بلکه عملاً پیام دوگانگی داخلی به بیرون مخابره می‌کند؛ پیامی که دقیقاً در تضاد با دستور موکد «وحدت و انسجام» است.

واقعیت این است که سیاست خارجی میدان رقابت شعارهای حداکثری نیست. آن‌چه در این حوزه تعیین‌کننده است، محاسبه هزینه-فایده ملی، تشخیص لحظه مناسب و حرکت در چارچوب تصمیمات کلان نظام است؛ نه رقابت بر سر اینکه چه کسی شعار تندتری علیه توافق‌ها سر می‌دهد.

در این میان، رفتارهای خیابانی که با ادبیات تهدید، حذف و تقابل مطلق همراه است، بیش از آنکه نشانه قدرت سیاسی باشد، نشانه یک نوع بی‌اعتنایی خطرناک به سازوکار رسمی تصمیم‌گیری کشور است. این همان نقطه‌ای است که مرز میان «موضع‌گیری سیاسی» و «اخلال در فرآیند تصمیم‌سازی» را باریک و حساس می‌کند.

جریان مدعی انقلابی‌گری باید پاسخ دهد؛ آیا ایجاد فضای فشار خیابانی علیه تصمیمات در حال بررسی، در راستای تقویت نظام تصمیم‌گیری است یا در عمل، نوعی دور زدن آن و ایجاد هزینه برای کشور محسوب می‌شود؟ این جریان همچنین باید توضیح دهد که در صفین حال حاضر با رهبری است یا شمشیر بر گردن خواست عمومی می‌گذارد؟

نکته مهم‌تر اینکه در شرایطی که رهبر انقلاب بارها بر انسجام، وحدت و پرهیز از دوقطبی‌سازی در موضوعات کلان تأکید کرده‌اند، هرگونه کنش سیاسی که نتیجه‌اش تشدید شکاف داخلی باشد، ناگزیر در تضاد با همین منطق کلان قرار می‌گیرد؛ حتی اگر با پرچم حمایت و وفاداری انجام شود.

در نهایت، مسئله امروز کشور اختلاف نظر سیاسی نیست؛ مسئله، تبدیل سیاست به خیابان و تبدیل تصمیم‌سازی به میدان فشار است و این دقیقاً همان جایی است که باید پرسید این جریان‌ها در حال دفاع از «تصمیم نظام» هستند یا در حال مصادره آن به نفع هیجان سیاسی خود؟

انتهای مطلب

این مطلب برای شما مفید بود؟

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

کرمان موتور

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x