آموزش و پرورش

22 انشا در مورد سردار سلیمانی برای تمام مقاطع تحصیلی

اگر به‌دنبال انشاهایی زیبا، ساده و تأثیرگذار درباره سردار سلیمانی برای همه پایه‌های تحصیلی هستید، این مجموعه کامل را از دست ندهید.

در این مطلب از تلنگر، مجموعه‌ای از 22 انشا در مورد سردار سلیمانی برای تمام مقاطع تحصیلی گردآوری کرده‌ایم. سردار شهید حاج قاسم سلیمانی یکی از برجسته‌ترین چهره‌های معاصر ایران است که نام او با مفاهیمی چون ایثار، شجاعت، اخلاص و وطن‌دوستی گره خورده است. به همین دلیل، نوشتن انشا درباره این شخصیت بزرگ همواره یکی از موضوعات پرکاربرد در مدارس بوده است.

انشا با موضوع زندگی نامه و ویژگی های سردار سلیمانی

سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از بزرگترین و محبوب‌ترین سرداران ایران بود. او در سال ۱۳۳۵ در روستای کوهستانی فندقلوی استان کرمان متولد شد. از همان کودکی به دین و مذهب علاقه داشت و در دوران نوجوانی به عضویت سپاه پاسداران درآمد.

سردار سلیمانی در طول دوران خدمت خود، نقش مهمی در مبارزه با گروه‌های تروریستی و تکفیری در منطقه داشت. او فرماندهی عملیات‌های متعددی را در سوریه و عراق بر عهده داشت و توانست این دو کشور را از دست گروه‌های تروریستی نجات دهد.

سردار سلیمانی همچنین به عنوان یک چهره محبوب در میان مردم ایران و منطقه شناخته می‌شد. او به دلیل شجاعت، ایمان و تعهد خود به ایران و اسلام، مورد احترام بسیاری از مردم قرار داشت.

سردار سلیمانی در روز جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸ در یک حمله هوایی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد به شهادت رسید. این اقدام آمریکا با محکومیت گسترده بین‌المللی مواجه شد.

شهادت سردار سلیمانی یک ضایعه بزرگ برای ایران و منطقه بود. او یکی از بزرگترین قهرمانان ایران بود که برای دفاع از کشور و اسلام جان خود را فدا کرد.

ویژگی‌های سردار سلیمانی
سردار سلیمانی یک انسان با ویژگی‌های برجسته بود. او در طول دوران زندگی خود، همواره به ارزش‌های اخلاقی و انسانی پایبند بود. از جمله ویژگی‌های بارز سردار سلیمانی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

شجاعت : سردار سلیمانی یکی از شجاع‌ترین مردان ایران بود. او در طول دوران خدمت خود، بارها در عملیات‌های مختلف شرکت کرد و جان خود را به خطر انداخت.

ایمان : سردار سلیمانی یک مسلمان معتقد و باایمان بود. او همواره به خدا توکل داشت و در راه اسلام از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد.

تعهد : سردار سلیمانی به ایران و اسلام متعهد بود. او همواره برای دفاع از کشور و اسلام تلاش کرد و در این راه جان خود را فدا کرد.

تواضع : سردار سلیمانی یک انسان متواضع و فروتن بود. او همواره به مردم احترام می‌گذاشت و با آنها با تواضع رفتار می‌کرد.

یاد سردار سلیمانی
سردار سلیمانی یک انسان بزرگ بود که نام او برای همیشه در تاریخ ایران و منطقه ماندگار خواهد شد. یاد و خاطره او در قلب مردم ایران و منطقه زنده خواهد ماند.
در پایان این انشا، می‌خواهم به این جمله از سردار سلیمانی اشاره کنم: «ما برای خدا می‌جنگیم و برای خدا هم شهید می‌شویم.» این جمله نشان‌دهنده ایمان و تعهد سردار سلیمانی به ارزش‌های اخلاقی و انسانی است.

انشا در مورد سردار سلیمانی کوتاه

حاج قاسم سلیمانی

شهید سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از محبوب‌ترین چهره‌های نظامی ایران در جهان بود. او با شجاعت و دلاوری خود، در مبارزه با تروریسم و گروه‌های تکفیری نقشی محوری داشت و به همین دلیل، به سردار دل‌ها مشهور شد.

سردار سلیمانی در سال ۱۳۳۵ در روستای کوهستانی رابُط از توابع شهرستان رابر استان کرمان به دنیا آمد. او پس از پایان تحصیلات متوسطه، وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نقشی مهم در دفاع از کشور ایفا کرد.

پس از پایان جنگ، سردار سلیمانی به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد. او در این مسئولیت، با هدایت نیروهای مقاومت در کشورهای مختلف، نقش مهمی در مبارزه با تروریسم و گروه‌های تکفیری ایفا کرد.

سردار سلیمانی در سال ۱۳۹۸ در جریان یک حمله تروریستی در بغداد به شهادت رسید. شهادت او، موجی از غم و اندوه را در ایران و جهان اسلام به وجود آورد.

سردار سلیمانی، یک فرمانده نظامی با شجاعت و دلاوری بی‌نظیر بود. او با روحیه جهادی و انقلابی خود، الگویی برای جوانان مسلمان در سراسر جهان بود.

انشا با موضوع چگونه راه حاج قاسم را ادامه دهیم

انشای من امروز درباره سرداری است که ما هنوز داغدار از دست دادنش هستیم، بله درست است، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را می گویم و ما باید الگو و روش زندگی مان را مانند ایشان ادامه دهیم

ما انسان بزرگی را از دست داده ایم . شهید سردار قاسم سلیمانی ؛ مردی مومن ، با ایمان ، وطن دوست و شجاع . او تکیه گاه ملت ایران بود و تا زمانی که نفس می کشید، مردم به داشتن او می بالیدند.

سردار سلیمانی بدون هیچ ترس و واهمه ای عملیات های پی در پی را برنامه ریزی می کرد و دوشا دوش سربازانش به داعش می زد. وجود او سبب اتحاد مردم در سوریه و عراق نیز شد.

متاسفانه دشمن کور دل ، تاب و تحمل دیدن اینهمه اقتدار و عزت ایشان که حتی بردن نامشان کاخ های دشمن را به لرزه می انداخت نداشت و در اقدامی نابخردانه اوج حماقت و دیوانگی خویش را نشان داد و نه تنها سردار سلیمانی را به شهادت رساند بلکه همزمان قلب هشتاد میلیون ایرانی را به درد آورد .

مرد میدان جنگ کشورمان، با شجاعت و صلابتی بی همتا در وسط تیر و خمپاره میدان داری می‌کرد. از هیچ کس و هیچ سلاحی نمی‌ترسید و با عزمی راسخ و مثال زدنی به مبارزه‌اش ادامه می‌داد.

مقام معظم رهبری پس از شهادت سردار سلیمانی فرمودند:
با رفتن سردار شهید قاسم سلیمانی به حول و قوّه‌ی الهی کار او و راه او متوقّف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او آلودند.

راه سردار سلیمانی همواره ادامه خواهد داشت. همانگونه که سردار گفت ما ملت امام حسنیم ما ملت شهادتیم، زیر بار ظلم نخواهیم رفت. دشمنان از هر روشی برای جلوگیری از پیشرفت ملت ما بهره می‌برند ولی ما با اتحاد و همدلی همه این نقشه ها را خنثی خواهیم کرد.

نتیجه گیری:
خون سردار در رگ هر ایرانی جاری است. این خاک خاک ایران است و سال‌هاست سرداران رشید همچون سلیمانی را تقدیم کرده است.

انشا در مورد سردار سلیمانی کلاس چهارم

شما سردار قلب‌هایمان بودید!

ولی ای کاش زودتر از موعد شهادتتان عطر نفس‌هایتان به جان خسته ما می‌خورد… حیف که شما را زودتر نشناختیم! کاش شمیم رایحه خوش‌بوی شهادت مرا نیز در آغوش می‌گرفت تا با شما همسفر راه مولایمان ابا‌عبدلله الحسین(ع) می‌شدم. وقتی با دست بریده در آغوش مولا بودید لابد لبخند رضایت حضرت عباس‌(ع) خستگی‌هایتان را از تن رها کرد…

حاج قاسم عجب نورافکنی بودید، همه جا و همه‌کس را روشن کردید! … شما تا وقتی پیشمان بودید، خیرتان وافر بود. ولی اینک که هم‌سفره‌ی شهدا شدید دستتان بازتر است، دستمان را بگیرید، دعایمان کنید، قلبم اسیر سیاهی‌های گناه است و جانم خسته از روزمره‌گی‌ها… حاج قاسم شما تا وقتی بودید بزرگ‌ترین افتخارتان خدمت به اسلام و مسلمین بود و اینک که رفته‌اید راهتان ما را از بیراهه‌ها بیرون می‌کشد و به راه راست می‌آورد…

مطیع ولایت بودید و هدفی جز رضای خدا و ولی خدا نداشتید! حاج قاسم شاید خطا باشد، اگر بگویم می‌خواهم به اندازه‌ی خودم حاج قاسم باشم زیرا که: لا یُکلِف الله نَفساً الاّ وُسعَها! دعایم کنید تا به اندازه‌ی خودم تابع ولایت و مطیع امر خداوند باشم… سردار دل‌ها از ملاقات‌تان با ارباب بی سر صحرای کربلا برایمان بگو! بگو چگونه حضرت مولا شما را به مهمانی پذیرفت؟

از صفای بودنتان در جمع بهشتی‌ها بگو، سردار دل‌ها دلمان زیارت حسین‌(ع) می‌خواهد خدا را سپاس کربلایی در این کره خاکی هست تا دلخوش شویم که ما نیز قطره چکانی از عشق بازی‌های شهدا با سرورشان را می‌چشیم… در خلوت خود چگونه از آقایمان حسین(ع) خواستی تا شما را نیز همچون رفقایتان با دو بال شهادت به آسمان بی‌کران سعادت و همنشینی با اهل بیت‌(ع) پرواز دهد؟ چگونه در‌د و دل کردی؟ چگونه اشک ریختی؟ از عشق‌بازی‌هایتان برای ما هم بگویید… دست‌های افتاده ما نیز بگیرید… قلب‌های مرده ما را نیز زنده کنید… جان‌های خفته ما را نیز بیدار کنید…

انشا در مورد سردار سلیمانی کلاس هشتم

شهادت هنر و شایسته مردان خداست

من در روز شهادت سردار اسلام حاج قاسم سلیمانی با چشمان خود دیدم که ایشان چه شان و منزلتی در نزد ملت ایران دارند، اسوه مقاومت، صبر، ادب و پایداری ، محبوب دل ها ، مومن و ولایت مدار ، ایشان مرد آسمان بود، مردم ایران درس ایستادگی و صبر را از تو یاد گرفتند سردار . هر چقدر از شان و منزلت ایشان بنویسم باز هم کم است.

از چشمان تو می توان،  تو را مالک اشتر زمان نامید.

تو همچون مسلم برای حسین(ع) و همچون مالک اشتر برای علی(ع) در خدمت مردم ، ولایت و رهبر عزیزمان بودی.

حاج قاسم متولد کرمان بود ولی متعلق به همه مردم ایران بود .

فرمانده قدس بودی ، ولی همه می گفتند که تو فرمانده قلبشان بودی.

تو همچون آرش کمانگیر با قدم هایت مرز ایران را گسترده کردی و امنیت و ارامش را برای ما هدیه دادی ، آرش کمانگیر اسطوره شاهنامه بود و افسانه ای، تو اسطوره دل ها هستی و واقعی. با شهادتت تیر از زه کمانت کشیده شده و مرزهای ایران بعد از این گسترده ترخواهد شد .

چو آرش که بردی به فرسنگ تیر                 چو پیروزگر قارن شیرگیر

بزرگان که از تخم آرش بدند                    سبکبار و جنگی و چابک بدند


بسم الله قاصم جبارین

سلام بر مرد میدان بر شهید همیشه زنده سلام برسردار حاج قاسم سلیمانی

نمیدانی حاج قاسم جان که چقدر دل تنگ توام و چقدر به یادت هستم در همه حال در همه جا اصلا باورم نمی شود که رفته ای حاج قاسم جان

اصلا نمیدانم چرا حال دلم اینقدرخراب است ومسکن قلبم توشدی سردار جان

دلم برای دیدن تو کنار رهبر عزیزم تنگ شده دلم برای بوسیدن کودکان ودادن انگشترت به دیگران تنگ شد برای دیدن قامت بلند ت در لباس سبز رنگ مقدسی که چهل سال بر تنت بود تنگ شده برای همه کار هایی که میکردی برای حفظ جان و امنیت من ومردم دنیا تا حتی یک خراش کوچک هم بر ندارد بدن ما تنگ شده دلم ان حس ارامش را میخواهد که همه اش از وجود تو بود هر چند که کنارمان نبودی اما انقدر ارامش داشت قلبم وقتی تو می خندیدی

شاید در یک کلام باشد یا شاید به معنای واقعی کلمه عاشقت بودیم سردار جان وعاشقت هستیم و خواهیم بود رویای تو رفتار تو لباس تووراه تو همه اش را در روح وروان خودمان جای میدهیم تا هیچ وقت از عشقت کم نشود در دلمان سردار جان میدانم که بزرگ ترین رویایت آزادی قدس شریف است میدانم که این رویای تو محقق شدنی است  اما فقط سرباز هایی نیاز داری که اماده باشند تا پای جان جان دهند ومن قول میدهم که یک سرباز ولایت باشم وتاپای جان برای این رویا جان دهم .

برایمان دعا کن که سخت به دعایت محتاجیم سردار جان

انشا در مورد سردار سلیمانی

مقدمه: از خود گذشتگی هایشان، از رشادت هایشان، از دین و ایمان و انسانیتشان، از سختی ها و رنج هایی که کشیده اند، از ظلم هایی که به آنها شده و از پر پر شدنشان به خاطر آسایش ما، به خاطر دفاع از میهن و ناموسشان…

بدنه: حاج قاسم عزیز! ای سردار دلها! چقدر دلم میخواست که شما را از نزدیک ببینم و بپرسم که چگونه زیستی که همه را برای ما خواستی و برای خودت هیچ نخواستی؛ بپرسم که این همه رشادت و دلاوری را چگونه کسب نمودی که از کابوس بزرگی مثل داعش وحشی نمی ترسیدی.

وقتی فهمیدم که به قلب دشمن میزدی و باافتخار بر می گشتی مو به تنم سیخ می شد. مادرم می گوید که شما در جنگ تحمیلی نیز فرمانده دلیری بودی و با بعثی های خبیث می جنگیدی.

وقتی می بینم کشور عزیزم این همه فرمانده و سرباز رشید و دلاوری دارد که درس گرفته از مکتب سید الشهدا و امام (ره) هستند به خودم می بالم و احساس آرامش و غرور می کنم و این امنیت را مدیون شما می دانم. شمایی که نه تنها ایران، بلکه تمام کشورهای مسلمان (سوریه، لبنان، عراق و …) به شما افتخار می کنند.

سالار عزیز! تو یک نفر بودی و اما آمریکا و اسرائیل و انگلیس که به قول خودشان ابر قدرت بودند از تو می ترسیدند و برای همین تو را به شهادت رساندند تا شاید به آرامش برسند. اما این خیالباطلی بود، چرا که خون تو هنوز می جوشد… تو نه تنها کشور ما بلکه کشورهای مسلمان و مظلوم را نیز از شر داعش رهاندی و به استکبار سیلی محکمی زدی که هیچ وقت تاریخ بشری تو را فراموش نخواهد کرد.

حاج قاسم عزیز، بگو بدانیم ما فرزندان این سرزمین چگونه می توانیم مثل شما شجاع و بی باک و دور اندیش باشیم که آیندگان با شنیدن ناممان سر بلند کنند. خوشا به حالت که سبک بال رفتی و دینی به گردن نداری جانا معلم خوبی بودی و هستی…

من وقتی خبر شهادت مدافعان حرم خصوصا شما را شنیدم بسیار ناراحت شدم اما وقتی شنیدم که به خانواده های شما تبریک می گفتند فهمیدم که به مقام والایی رسیده اید، فهمیدم که زنده اید و ما را میبینید، فهمیدم که شهادت مخصوص یک دوره و زمان نیست بلکه ازازل تا ابد خون شهید می جوشد. و در رگ های آیندگان جریان می یابد. اکنون آسوده بخواب که به مراد دلت رسیدی و به رفقای شهید خود پیوستی.

نتیجه گیری: شهادت قسمت شما بود شما از طرف خدا انتخاب شدید و خوشا به حالتان که به خدا نزدیک شدید و سبک بال به سوی عرش پرواز کردید به همانجا که تعلق داشتید، زمین برای شما تنگ بود. شما را به خدا برای ما هم دعا کنید شاید که با دعای خیر شما ما هم مورد لطف و بخشش خداوند قرار بگیریم.

راهت ادامه دارد شهید…

من یک حاج قاسم سلیمانی ام…

انشا در مورد سردار سلیمانی کلاس هفتم

حاج قاسم سلیمانی

مقدمه: پدر، این همه گریه و اندوه برای چیست؟ مگر چه شده که همه جا پر از غم و افسوس و ناراحتی است؟ چه شده که خیابان ها پر شده از عزادارانی که گریه کنان بر سر خود می کوبند و علیه دشمن شعار می دهند؟

بدنه: پسرم، ما انسان بزرگی را از دست داده ایم . او کسی نیست جز شهید سردار قاسم سلیمانی؛ مردی مومن، با ایمان، وطن دوست و شجاع. او تکیه گاه ملت ایران بود و تا زمانی که نفس می کشید،هراسی در ملت نبود. و مردم به داشتن او می بالیدند.

پدرجان،مگر ایشان چه کرده بودند که اینقدر نزد مردم محبوب شده اند؟

پسرم، زمانی که تو دو سه سالی بیش نداشتی ، یک عده انسان های شرور در این دنیا بودند که زندگی را به کام مردم تلخ کرده بودند و آسایش و امنیت را از پیر و جوان گرفته بودند ، آدمکش هایی که با اعمال خبیثان می خواستند دنیا را به آتش بکشند.

افرادی که خودشان را مسلمانان واقعی می نامیدند ولی تمام کارهایشان درست بر خلاف اسلام واقعی بود . تاریخ فراموش نخواهد کرد چه آه و ناله هایی که از نهاد زن و بچه ها بلند شده است . این آدم های شرور که به آن ها داعش می گوییم، چیزی نمانده بود که خاک کشور ما را لگدمال کنند و آن موقع کسی نمی دانست چه کار های هولناکی که می خواستند انجام دهند.

پس آن انسان های بی رحمی که می گویی الان کجا هستند؟چرا خبری از آن آدمکش ها نیست؟ مگر نمی گویی می خواستند به کشورما حمله کنند؟ پس چه شد؟

هولناک وضعی بود آن زمان . بغداد ، پایتخت کشور عراق ، درمحاصره آن ها بود و رئیس جمهور سوریه، از کشورش گریخته بود و به جز یکی دو استان ، سوریه در دستداعشی ها بود.

در حالی که بیشتر کشورها دور میز نشسته بودند و تلاش هایی نمادین برای برقراری صلح می کردند ، این ایران بود که به پا خاست و سردسته ما کسی نبود جز سردار سلیمانی. انگار نوری از یک دریچه کوچک شروع به تابش کرد.

این نور، نور امید بود، نوری که مسلمانان واقعی جهان را بیدار کردو آن ها را به مبارزه با دشمن فراخواند. این سردار سلیمانی ما بود که بدون هیچ ترس و واهمه ای عملیات های پی در پی را برنامه ریزی می کرد و دوشا دوش سربازانش دل به دریا می زد.وجود او سبب اتحاد مردم در سوریه و عراق نیز شد.

داعش، این غول بی شاخ و دم،بیش از چندماه در برابر حاج قاسم و یارانش دوام نیاوردو از پای افتاد.بچه غولی که توسط آمریکا و همدستانش غولی برای خود شده بود ولیکن شجاعت، دلاوری، ایمان و توکل سردار چون تیری زهرآگین در قلب این غول فرو رفت.

نتیجه گیری: پدرجان، حالا می فهمم که چه بزرگمردی را از دست داده ایم. به راستی سردار سلیمانی همیشه در تاریخ جاوادان خواهد ماند و برای من و دوستانم، بی شک الگوی شجاعت و دلاوری است.

انشا در مورد سردار سلیمانی کلاس ششم

مقدمه: افسانه ها، تا زمانی افسانه می مانند، که اتفاقی مانند آن در عصر ما نیفتد. اخیرا یکی دیگر از افسانه ها به وقوع پیوست و تبدیل به خاطره ای تلخ برای تمامی آزادگان این کره ی خاکی شد؛ شاید بگویید کدام افسانه؟! افسانه ی جاودانی پهلوان هایی مانند رستم و پیدا شدن فردی همتای مالک اشتر و دوباره تکرار شدن حضرت ابوالفضل (ع) که همه ما با آن‌ها آشناییم.

بدنه: در زمانه‌‌ی ما مالک اشتری دیگری معروف به سردار دلها، با نگاه هایی به تیزی شمشیر ذوالفقار، با قدم هایی به استواری سرو، یعنی سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی ظهور کرده بود. نامی که بر سر در قلب ما طلاکوب شده و عامل ترس سیاهدلان روزگار است، ایشان نماد تواضع، عدالت طلبی، حق خواهی، مهربانی و برای تمامی مردم آزاده سرمشق و الگویی بی بدیل است.

همان سرداری که دشمنان از ترسشان، نه با پای پیاده و تن به تن بلکه با اسباب بازی های از راه دور خود، اورا به بهشت و به پیش یاران خود، یعنی سرلشکر همدانی و امام خمینی (ره) فرستادند. همان سرداری که در یکی از مستندات با سرعت به سمت مقر داعش حمله ور می شد ولی توسط محافظانش به آرامی دعوت می شد، همان سرداری که از خانواده ی خود گذشته بود و فرا تر از مرزهای ایران از جان و مال ایرانیان دفاع می کرد؛ بله، همان رفیق رهبر و مورد اعتماد حزب الله.

اما دشمنان این پهنه ی سرسبز شده با خون شهیدان باید بدانند که شهید سلیمانی قوی تر از سردار سلیمانی است، با یارانی مسلح به قدرت ایمان، قله ی حق خواهی را فتح خواهند کرد و همه ی ایران یکصدا می خوانند که: ((رفته سردار نفس تازه کند برگردد *** چون ظهور گل نرگس به خدا نزدیک است))

از خون سردار دلها، این پهلوان افسانه‌ای ایرانی  میلیونها سردار سلیمانی روییده و سیل عظیم مردمان عاشق بر روی کاخ سفید شما نازل خواهد شد و آسمان شمارا سیاه خواهد کرد.

نتیجه گیری: این موضوع را دشمنان اسلام و آزادی خواهی باید بدانند که انتقام ما برابر نخواهد بود، چرا که سر ترامپ و امثال او به اندازه ی بند کفش سردار هم ارزش ندارد ، همانطور که سید حسن نصرالله بزرگوار فرمودند : ((کسانی که عمودی و برروی پاهای خود دکمه ی پرتاب موشک و آغاز عملیات را فشار دادند ، افقی و در تابوت به کشور خود باز خواهند گشت))

انشا در مورد سردار سلیمانی کلاس پنجم

بسم الله القاصم الجبارین

مقدمه: می خواستم در ارتباط با این سپهبد بزرگ انشایی بنویسم اما وقتی بخواهی که ابهت و عظمت این سردار را وصف کنی قلم از کار می افتد و زبان قاصر است . آری بزرگی ایشان را نمی شود در یک نوشته بیان کرد.شکوه و شخصیت این بزرگ مرد نه تنها ایران بلکه خاورمیانه و حتی کل جهان را حیران خود کرده بود . متاسفانه دشمن کور دل ، تاب و تحمل دیدن اینهمه اقتدار و عزت ایشان که حتی بردن نامشان کاخ های دشمن را به لرزه می انداخت نداشت و در اقدامی نابخردانه اوج حماقت و دیوانگی خویش را نشان داد و نه تنها سردار سلیمانی را به شهادت رساند بلکه همزمان قلب هشتاد میلیون ایرانی را به درد آورد.

بدنه: نسیم می وزد و شاخه های درختان در این زمستان تلخ ، رقص مرگ سر می دهند و مردم داغدار ایران زمین در غم از دست دادن پدرشان می گریند، گویا این ماتم تمامی ندارد .

سایه حضور پربرکت ایشان هنوز نیز در کل منطقه باقی است و صد البته یاد و خاطره مبارکشان تا ابد در دلها و قلبهای مردم ایران باقی خواهد ماند و به راستی که لقب سردار دلها برازنده ایشان است.نام ایشان نه تنها در قلب تک تک مردم ایران بلکه در تمامی صفحات کتابهای تاریخ این ملت نیز حک خواهد شد.و همچنین مطابق با آیه شریفه قرآن: ( و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا… امواتا بل احیا و عند بهم یرزقون ) ایشان همواره در میان ما حاضرند و روح مبارکشان نیز همچنان حافظ این مملکت خواهد بود .

سردار قاسم سلیمانی در تمامی جبهه های حق علیه باطل در خط مقدم حضور داشت و گویی به استقبال شهادت می رفتند و سرانجام به آرزویشان نیز رسیدند.در طول عمر با برکتشان حتی یک لحظه هم از اشتیاقشان به خدا و دفاع از میهن کم نشد .

سخنان قاطع و متین که لرزه بر وجود دشمن می انداخت، نگاه نافذ و دقیق و جسارت و صلابت و قدرت ایشان زبانزد خاص و عام بود. شجاعت این مرد در مبارزه بی نظیر بود.غرور این ژنرال امنیت را برای کشورمان به ارمغان آورده بود و یقینا هیچ عزتی بالاتر از شهادت برایشان یافت نمیشد.

رایحه خوش امنیت در فضای مملکتمان عطرآگین شده است و هیچ ابرقدرتی نمی تواند به سرزمین ما دست درازی کند و ما همه اینها را مدیون ایشانیم. آقایی و بزرگواری شهید سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی که کلکسیونی از عناوین و افتخارات را در پرونده اش دارد آنجایی بیشتر مشخص می شود که وصیت میکند روی سنگ قبرش فقط بنویسند سرباز وطن !

نتیجه گیری: شخصیت والای سردار سلیمانی بر هیچکس پوشیده نیست،به راستی که او یکی از بهترین الگوها و سرمشق برای جوانان و نسل امروزی ماست،باشد که ما نیز راه ایشان را با قدرت هرچه تمامتر ادامه دهیم و در مسیر مبارزه با استکبار دریغ نورزیم و گرچه دیگر فرد بزرگی همچون ایشان دیگر تکرار نخواهد شد اما راه و روش خود را به او و ویژگی هایی همچون رشادت،عزت نفس و دلاوری و…نزدیک و نزدیکتر کنیم تا هم خودمان به رستگاری بینهایت برسیم و هم از ایران عزیزمان با جان و دل حمایت کنیم . . .

انشا با موضوع دلنوشته برای حاج قاسم

مقدمه: امروز تمام ذهنم را و همه وجودم را آماده کردم و بر صفحه سفید کاغذ عرضه کردم تا برای تو بنویسم. ساعت ها فکر کردم که برای تو چه بنویسم و چگونه از تو بگویم؟ برای تو که چون آب چشمه سار صاف و یکرنگ بودی و با رنگ خدایی خودت را رنگ آمیزی کرده بودی؛ آری رنگ آمیزی که نقاش عالم بر پیکره تو نگاشته بود. شگفتا که رنگ تو چقدر مصداق حرف حضرت دوست است؛ همانجا که می گوید “چنین است رنگ‌آمیزی الهی و کیست بهتر از خدا در رنگ‌آمیزی و نگارگری؟” (سوره بقره، آیه ۱۳۸). نوشتن برای تو همانند دل پاک و زلالت چه راحت است؛ تو نه با جمله های لاکچری قابل وصفی و نه با ادبیات پیچیده و لبریز از تملق، نوشتن در مورد تو باید ساده و شفاف باشد به همان سادگی که نگاهت داشت، نگاهی برگرفته از دل رئوفت، دلی که دلبری می کرد و تو را “سردار دل ها” کرده بود.

بدنه: آری؛ امروز هم من، هم ذهنم و هم قلمم شرمساریم که میخواهیم از تو بنویسیم، میخواهیم دریا را در چارچوب حقیر یک مستطیل سفید جای دهیم! میخواهیم واژه های حقیر و جمله های حقیرتر را بر ریل سطرهای کاغذ به حرکت درآوریم تا از تو بنویسیم. ببخش ما را و بپذیر ترواش ناچیز اما زلال و خنک کلمات را از کوزه دل من.

تو همان خلقت نابی هستی که مایه فخر خداوندگار عالم هستی. همان آفریده ای که قطعا مصداق رضایت حق تعالی و ستایش خداوند از خلقتت هستی؛ آنجا که حتی خدا هم در ستایش آفریده های پاکی چون تو لب به اعتراف می گشاید و به خود می گوید: “فتبارک اللّه احسن الخالقین“. تو همان ثلاله پاک خدایی که بصیرت و ایمان واقعی در نگاه تو و در کردار تو موج می زد و در روزگاری که هر کس سوار بر موج هواها و هوسها به سوی ساحل عدم و پوچی سیر می کرد، تو خودت موجی بودی که هزاران انسان وارسته را به سوی مقصد امن الهی سوق دادی.

تو مالک اشتر زمان بودی، ژنرال بودی، سردار بودی و هزاران هزار لقب دیگری که هر کس به زبان خود تو را با آن خطاب می کرد. اما تمامی القابی که انسان های دنیوی برای تو ساخته بودند روح مرا از وسعت و عظمت تو شگفت زده نکرده بود. تو خود می دانستی این ها همه غل و زنجیرهایی از جنس دنیا هستند که تو و بال های تورا از رسیدن به معشوق زمین گیر می کردند. قلب من زمانی به عشق تو تپید و وسعت و عظمت تو را درک کرد که با همه این القاب و افتخارها کانون توجه پسر بچه ای شدی که در هنگام معاشقه با معشوقت عظمت نگاه تو را و ارتباط راستین دل تو را با او درک کرده بود. آن زمان که در برابر معشوق سر به زیر بودی و خاموش در حال عاشقی بودی از قلب معصوم و بی گناه پسرکی که همان نمود پاک خدا بود بخاطر تمام عاشقی هایت گل گرفتی.

فقدان تو برای ما فقدان تمام خوبی ها بود. فقدان تو دل ما را دل ریش نکرد، بلکه روح حقیقی دل ما را از ما گرفت. تو خلاصه تمام خوبی های عالم بودی. همان روز که وداع با تو رستاخیری بود در ایران و دل دوست و دشمن برای تو دلگیر شده بود، رهبر زمانه ما چه زیبا و دلنشین حرف دل ما را سه بار در نماز بر پیکر تو و سرداران مقاومت خواندند: “اللهم انا لا نعلم منهم الا خیرا، خدایا! ما جز خیر و خوبی از ایشان ندیده‌ایم”. تو خیر و خوبی بودی، تمام دریاهای مردانگی و رودهای وارستگی از وجود مردان مردی چون تو سرچشمه می گیرند و فقدان وجود تو در دنیا چیزی جز خشکسالی و برهوت در دنیا نمی آفریند.

نتیجه گیری: سردار دل من! حاج قاسم دوست داشتنی! ژنرال سلیمانی! ببخش مرا و از من خرده نگیر. چرا که من هم از جنس دنیا هستم و برای تو در وسعت محدود دنیا نوشتم و تو را با زبان دنیوی ام صدا زدم. مقصد تمام آمال و آرزوهای تو هم پیاله شدن با معشوقت بود که با صاف شدن برای او، به آن رسیدی. تو نمود واقعی افسانه ققنوس در دنیای ما بودی؛ دشمنت فکر می کرد تو را نیست و نابود می کند اما نمی دانست که برای تو توده‌ای بزرگ از هیزم و آتش می آفریند تا تو بر آن بال بگشایی و آواز “یَآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه، ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّکَ رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً ” (آیه ۲۷ و ۲۸ سوره مبارکه  فجر) بخوانی و از آواز خویش به وجد و اشتیاق بیایی و با سوختن در آتش زیبایی بیافرینی. تو تا ابد در قلب ما زنده ای و تا همیشه سایه گسترده ات ما را از آفتاب دنیازدگی محفوظ می دارد، چرا که؛ وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. (سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹)

انشا در مورد سردار سلیمانی کلاس سوم

حاج قاسم سلیمانی

مقدمه: اواسط دی ماه، از سال ۹۸ به بعد حال و هوای دیگری خواهند داشت. این روزها رنگ و بوی شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی را به خود گرفته‌اند. شهادت یکی از بی‌نظیرترین سرداران ایران زمین که با شجاعتش در برابر دشمن، درس فداکاری به ما داد. سردار سلیمانی یک مرد آزاده بود.

بدنه: بیش از ۱۴۰۰ سال پیش امام حسین راهی را شروع کرد که قرن‌هاست ادامه دارد. تنها ظاهر و شمایل آن تغییر کرده است. دفاع از اسلام و مقابله با عقاید نابجا از مهمترین اهداف قیام امام حسین (ع) بود. این سال‌ها سردار سلیمانی و یاران باوفایش به خوبی راه و روش امام حسین (ع) را در پیش گرفته بودند.

مقابله با داعش و دفاع از حرم زینبیه در کیلومترها دورتر از مرزهای ایران خواب را از چشم دشمنان گرفته بود.

مرد میدان جنگ کشورمان، با شجاعت و صلابتی بی همتا در وسط تیر و خمپاره، میدان داری می‌کرد. از هیچ کس و هیچ سلاحی نمی‌ترسید و با عزمی راسخ و مثال زدنی به مبارزه‌اش ادامه می‌داد.

سردار سلیمانی فردی متدین، با اخلاق و خانواده دوست بود. از چگونگی تربیت فرزندان ایشان می‌توان عشق به خانواده را دریافت کرد. او علاوه بر پدری مهربان و دلسوز برای خانواده خود، پدری معنوی برای همه مردم ایران بود. بدون شک سردار دلها زیباترین لقبی است که می‌توان به این بزرگ مرد تاریخ داد.

آرزویش رسیدن به شهادت و پیوستن به دوستانش همچون سردار همدانی بود. شهادت سردار سلیمانی به همه جهانیان نشان داد که مبارزه با ظلم و ستم ادامه دارد. شاید سردار از نظر جسمی پیش ما نباشد ولی روح بلندش در آسمان ایران همواره پرواز خواهد کرد.

مقام معظم رهبری پس از شهادت سردار سلیمانی فرمودند:

با رفتن سردار شهید قاسم سلیمانی به حول و قوّه‌ی الهی کار او و راه او متوقّف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او آلودند.

نتیجه گیری: راه سردار سلیمانی همواره ادامه خواهد داشت. همانگونه که سردار گفت ما ملت امام حسینیم ما ملت شهادتیم، زیر بار ظلم نخواهیم رفت. دشمنان از هر روشی برای جلوگیری از پیشرفت ملت ما بهره می‌برند ولی ما با اتحاد و همدلی همه این نقشه ها را خنثی خواهیم کرد.


مقدمه: در این دنیای پر از ظلم و ستم یافتن فردی که در مقابل بدی‌ها قد علم کند بسیار سخت است. کسی که از هیچ دشمنی نهراسد و تنها ترسش از خداوند باشد. شجاع و دلیرانه به جنگ دشمنان اسلام و ظلم ستیزان برود و در آخر نیز جانش را در این راه فدا کند.

بدنه: همه ما جمله معروف ما ملت امام حسینیم را شنیده‌ایم. جمله‌ای که در جای جای شهر کنار عکس سردار دلها می‌بینیم. سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی نماد رشادت و حق جویی مظلومین عالم بود. او نه تنها دل‌ها را در ایران بلکه در اقصی نقاط این کره خاکی نیز ربوده بود.

سرداری که تواضع، فروتنی و رشادت را از دوستان و یارانش در جنگ هشت ساله دفاع مقدس به یادگار برده بود. آری، چه زیباست اینگونه رفاقت‌ها. سردارها سال‌ها پس از جنگ و شهادت سرداران خرازی، همت، کاظمی و … طاقت ماندن نیاورد و به آن‌ها پیوست.

مگر آرزویی زیباتر از شهادت در راه خدا داریم. چه مناجات‌هایی را سردار دلها در بحبوحه جنگ در سوریه با خدا انجام داد و در آخر نیز به آرزویش رسید.

او مرد میدان جنگ بود. شخصی که با ذکاوت، هوشمندی و تجربه بالایش بسیاری از نقشه‌های دشمن پلید را خنثی کرد. داعشی‌ها را به درک واصل کرد و از جان و مال مردم عزیز کشورمان در خارج از مرزهای ایران دفاع کرد.

لحظه‌ای پیش خود تصور کنید اگر سردار سلیمانی و مدافعین حرم در بیرون از مرزها به جنگ با داعشی‌ها نمی‌رفتند چه می‌شد. این انسان‌های تندرو و نا اهل چه بلایی بر سر کشورمان می‌آوردند. سردار حاج قاسم سلیمانی خاری در چشم همه مستکبران جهان بود. شهادت سردار آن هم اینطور مظلومانه به همراه دوست و یار شفیقش ابومهدی مهندس افتخاری برای مردم ایران و عراق بود.

هر کسی لیاقت تشییع جنازه‌ای همچون سردار سلیمانی را ندارد.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد

نتیجه گیری: خون سردار در رگ هر ایرانی جاری است. هر دشمنی که جسارت به خاک وطن نماید هر یک از این جوانان سرداری خواهند شد و به مقابله با آن خواهند پرداخت. این خاک خاک ایران است و سال‌هاست سرداران رشید همچون سلیمانی را تقدیم کرده است.

انشا کودکانه درباره سردار سلیمانی

مقدمه: شهادت هنر مردان خداست و نصیب هر کس نمی شود. شهید سردار سلیمانی از جمله مدان مبارزی بود که درمیان مردم جایگاه خاصی داشت. او که خار چشم دشمن بود همواره با شعر دادخواهی از مظلوم به تمام دنیا درس آزادگی و دینداری آموخت.

بدنه: شهید سلیمانی از قبیله کربلا و از تبار عاشورا بود که نتوانست ظلم و ستم را تاب بیاورد. مردی از تبار بدر و حنین و تبوک و خندق که چون مولا علی ( ع) در سحرگاهی تاریک به دست مارهای زخمی از دست اسلام به درجه رفیع شهادت رسید. رسم کوفیان و بغدادیان این است که مهمان دعوت می کنند و قاتلش می شوند. این چه رسم ناجوانمردانه ای است که با مردان خدا می کنید. مسلم را، حسین را و این بار شهید سلیمانی، چگونه رسم مهمان نوازی را رها می کنید.

این مجاهد نستوه تمام عمر و جوانی خود را را در راه اعتلای وطن و دین و خون خواهی و طرف داری از مظلوم سپری کرد و کسی ندانست که از کجا بود و به کجا رفت. مردی که همدم و همراه کودک سوری بود و رفیق مادر شهید ایرانی و همراه و مطیع رهبر. مردی که جمهوری اسلامی را چون حرمی مطهر دوست می داشت و مقدس مس دانست. او در تمام معادلات خاورمیانه نقشی اصلی و اساسی داشت و هیچ وقت برای خودش چیزی نخواست.

او سربازی مطیع و جان نثاری عاشق برای وطن بود. هم رزمانش او را چون جان دوست می داشتند و رفیق و دوستشان بود. او که همه عمر در راه کوهستان و رفت و آمد بود، مدت ها توسط ظالمان و دشمنانش تحت نظر بود و سرانجام در سحرگاهی به طرز دردناکی چون مولای شهیدش به شهادت رسید. او مردی بزرگ و اهل نماز شب بود و در هر حال و شرایط نمازش ترک نشد. تاریخ معاصر ما دیگر چون اویی نخواهد داشت و تا همیشه یادش در دلها جاوید است.

نتیجه گیری: تو یک نفر نبودی، تو یک ملت، دین، دنیا و شاید یک تاریخ عظیم که تا همیشه در دل و ذهن ما و مردم مظلوم دنیا ماندگار شدی؟ شهید سلیمانی بسیار بزرگتر از سردار سلیمانی شد. حال هر کودک لبنانی هم با شنیدن نامش اشک می ریزد. فرودگاه بغداد تا همیشه شرمنده تو خواهد بود وتو ماندگار ترین مهمانی شد که تا همیشه در آنجا ماندگار شدی.

انشا در مورد سردار سلیمانی

مقدمه: مردی که خواب را از امریکا و اسرائیل گرفته بود و از ترس نمی توانستند راحت بخوابند. مردی که طومار داعش را در هم پیچید و قبل از فروپاشی این قوم فاسد و فاسق مژده فروپاشی آنها را داد. این مرد میدان بود که خاورمیانه را از دست باغبان داعش نجات داد. مردی از دیار کریمان و پر از مهر و محبت نسبت به فرزندان شهدا و مادران شهید.

بدنه: شهید و سردار بزرگ اسلام در ۱۳ دی ماه سال ۱۳۹۸ در یک حمله تروریستی در فرودگاه بغداد توسط پهپادهای امریکایی هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. او که نام شهیدش عظمتش را دوچندان کرد را خوب می شناسید، مردی که از جوانی و نوجوانی در میان سپاه رشد کرده بود و به علت وفاداری و تدبیر و بزرگی به عنوان فرمانده سپاه قدس یا سپاه برون مرزی کشور مان انتخاب شده بود. او در بسیاری از حملات سوریه به عنوان مشاور ارشد حضور داشت، توانست داعش و مخالفان حکومت مردمی بشار اسد را از میان بردارد.

او توانست درمیان خانواده های سوری جایگاهی خوب و خاص بیابد. او یک مکتب و یک مذهب بود، مذهبی که در آن خون خواهی و حمایت از مظلوم از حفظ خون شهید کمتر نیست. دینی که اگر در هر جای دنیا مسلمانی در درد و ناراحتی باشد، قرار از او گرفته می شود و دیگر توانی برایش نمی ماند. هرجا خط قرمز شیعه و مسلمان رعایت نشود، امثال شهید سلیمانی قد علم می کنند و می شتابند.

او فرمانده حلب و سوریه و کربلا و دمشق و ایران و چچن و همه مسلمانان جهان بود. مردی که شعارش درد بود و مظلوم، همه عمرش در خاک و خون و کوه و کمر گذشت و کس ندانست. او مردی ساده پوش و عاشق شهادت و مرام شهادت بود. تمام دارایی او یک ساعت و یک قران در جیب بود و یک انگشتر که در حین قطع دستش هنوز با او بود. مردی بزرگ از تبار یاران سبز حسین که تا آخر عاشورایی بود و شهید شد.

نتیجه گیری: سردار بزرگ شهید قاسم سلیمانی یک مکتب بزرگ است که همه ما باید در حفظ و ارزش دهی به ان بکوشیم. او همه عمرش را در راه دفاع از مظلوم فدا کرد تا حق هیچ مظلومی تباه نشود. بر ما واجب است که چون او در راه اعتلای فرهنگ حمایت از مظلوم تلاش کنیم.

انتهای مطلب / ف.ر

این مطلب برای شما مفید بود؟

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

امداد کرمان موتور

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x