حمله اسرائیل به ایران نتیجه غفلت از ۷ اکتبر و نفوذ در تصمیمسازیها است
جنگ اخیر اسرائیل علیه ایران را حاصل خطاهای مشاورهای، فقدان اقدام هماهنگ در محور مقاومت و نفوذ در سطح تصمیمسازی کشور دانست و تأکید کرد اگر از فرصت ۷ اکتبر به درستی استفاده میشد، امروز شاهد ورود جنگ به خاک ایران نبودیم.

محمدحسین واحدی خبرنگار افتخاری تلنگر در مصاحبه ای با مصاحبه با محمدرضا معینی به گفت و شنود نشست. این مصاحبه متفاوت و جذاب در خصوص حمله ایران و اسرائیل را تقدیم نگاه شما خوانندگان گرامی می کنیم.
آقای معینی، به عنوان سؤال اول، چطور به نقطهای رسیدیم که اسرائیل به کشور ما حمله کرد؟ در حالی که در روند مذاکرات، چنین چیزی پیشبینی نمیشد!
در دنیای امروز، بهویژه در عصر هوش مصنوعی، باید دقیقتر و شفافتر سؤال بپرسیم. بهتر است پرسیده شود: چه کسانی از حمله اسرائیل مطلع بودند اما اقدامی نکردند، و چه کسانی واقعاً از آن بیخبر بودند؟
برای مثال، نیروهای مسلح کشور طبق گزارشهایی که اخیراً منتشر شده، از احتمال وقوع حمله مطلع بودند. به همین دلیل از دیماه ۱۴۰۳، بزرگترین رزمایش پس از دوران دفاع مقدس در تمامی سطوح و یگانها برگزار شد. این رزمایش به مدت سه ماه و با هدف ارتقای آمادگی نظامی انجام شد. بنابراین باید بررسی کرد چه کسانی آماده بودند و چه کسانی در بیاطلاعی یا غفلت به سر بردند.
از ۷ اکتبر چطور به جنگ مستقیم رسیدیم؟ آیا حزبالله توان مقابله با اسرائیل را نداشت یا هماهنگی میان گروههای مقاومت از بین رفت؟
۷ اکتبر میتوانست یک فرصت الهی برای محور مقاومت باشد. متأسفانه به دلیل ضعف در مشاورهها یا شاید خوشبینی بیشازحد، نتوانستیم از آن استفاده کنیم. حزبالله لبنان توانایی و ظرفیت افزایش تنش را داشت و همچنان دارد. با این حال، شهید نصرالله تصمیم گرفت وارد فاز گسترده جنگ نشود.
در جریان عملیات اربعین هم گفته شد که به دلایلی، برخی دوستان محور مقاومت در عملیات مشارکت نکردند. بنابراین حزبالله برای حفظ امنیت خود بهتنهایی وارد عمل شد. به نظر من، عدم هماهنگی میان گروههای مقاومت میتواند نشانهای از وجود جریان نفوذ باشد. اگر تصمیمات بهدرستی گرفته میشد، اکنون نه لبنان در این وضعیت قرار داشت، نه سوریه به این سرنوشت دچار میشد، و نه جنگ به خانه ما میآمد.
برخی تحلیلها میگویند اسرائیل از تحرکات حماس اطلاع داشته، اما برای مشروعیتبخشی به تهاجم به غزه منتظر حملهای از سوی مقاومت بود. آیا این تحلیل را میپذیرید؟
بله، این تحلیل دقیق است. تصمیم ۷ اکتبر بسیار هوشمندانه بود. آمریکاییها و اسرائیلیها تمام این سناریوها را از قبل شبیهسازی کرده بودند. حتی همین حمله ۱۲ روزه به ایران در رزمایشی به نام «درخت بلوط» تمرین شده بود.
اگر عملیات «طوفان الاقصی» رخ نمیداد، حماس هیچ برگ برندهای برای چانهزنی نداشت. با این حال، محور مقاومت به دلیل نفوذ برخی جریانهای سیاسی، این فرصت را از دست داد. بهجای تبدیل تهدید به فرصت، وارد لاک دفاعی شد و از ترس افتادن در دام نتانیاهو، عقبنشینی کرد. درحالیکه ما میتوانستیم از فضا استفاده کنیم و یک عملیات پیشدستانه انجام دهیم. اما به دلیل مشاورههای نادرست، چنین اقدامی صورت نگرفت و در نهایت جنگ به خانه ما رسید.
شما چندبار به جریان نفوذ اشاره کردید. منظورتان چیست؟ این جریان چگونه عمل میکند؟
از سال ۲۰۰۹ به بعد، با گسترش فضای سایبری، ساختارهای اطلاعاتی جهان تغییرات بنیادینی پیدا کردند. جاسوسها دیگر به شکل سنتی عمل نمیکنند. امروزه نفوذ به صورت جریانهای فکری و تصمیمسازی انجام میشود. متأسفانه در ایران، وقتی از نفوذ حرف میزنیم، ذهنها به سمت جاسوسبازی و عملیات کلاسیک امنیتی میرود. اما امروز نفوذ یعنی ایجاد جریانهای کارشناسی و سیاسی که تصمیماتی میسازند که در راستای منافع دشمن است.
برای مثال، در ماجرای فتنه ۸۸ در ایران یا روی کار آمدن زلنسکی در اوکراین، این نوع نفوذ کاملاً مشهود است. این جریانها با مشاورههای غلط، حاکمیت را به سمتی هدایت میکنند که خود متوجه نمیشود در زمین دشمن بازی میکند.
یکی از دلایلی که روسیه توانست در اوکراین موفق عمل کند، این بود که پوتین اجازه نداد چنین جریانی در اطرافش شکل بگیرد. اما در ایران، متأسفانه این اتفاق افتاده است. مشکل اینجاست که برای برخورد با این جریان، نه سندی وجود دارد و نه قانون اساسی ابزار کافی در اختیار میگذارد.
مثال مشخص، همین ماجرای ۷ اکتبر است. تا پیش از حمله به سفارت ایران در سوریه، شهید رئیسی براساس توصیهها، از افزایش تنش خودداری میکرد. اما زمانی که برخلاف مسیر آن جریان تصمیم گرفت، ترور شد. سید حسن نصرالله نیز زمانی که تصمیم به پاسخ موشکی گرفت، ترور شد.
جمعبندی شما درباره این جریان چیست؟
جریان نفوذ یعنی گروهی از کارشناسان و تصمیمسازان که آگاهانه یا ناآگاهانه با توصیهها و تحلیلهای خود حاکمیت را به سمت تصمیماتی سوق میدهند که در نهایت منافع سرویسهای امنیتی دشمن را تأمین میکند. این خطر جدی است و باید بهصورت بنیادین برای مقابله با آن فکر کرد.
انتهای مطلب









