روز ارتباطات در قفس؛ ایران در محدودترین شرایط ارتباطی قرن
"روز جهانی ارتباطات" را در حالی گذراندیم که کاربران ایرانی در متن واقعیترین و بیسابقهترین محدودیتهای ارتباطی قرن بیست و یکم به سر میبرند. روزی که دکتر پزشکیان ریاست جمهوری که یکی از شعارهای انتخاباتی خود را رفع فیلترینگ قرار داده بود، تبریک گفت.

امیر محمدی در یادداشتی برای تلنگر نوشت: آقای دکتر پزشکیان، روز ارتباطات 1405 بیش از هر چیزی به فکاهی شبیه است. قطع اینترنت بین الملل به مدت بیش از 3 ماه ، سرعتی کمتر از یکپنجم میانگین جهانی، قطعیهای مکرر تأییدشده توسط نهادهای رسمی و نظارت گسترده بر پیامها، ایران را به استثنایی منحصربهفرد در میان کشورهای پرکاربر اینترنتی تبدیل کرده است.
نخستین و آشکارترین سند، فهرست سکوهای خارج از دسترس است. طبق اعلام کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، پلتفرمهایی مانند واتساپ، تلگرام، اینستاگرام، توییتر، یوتیوب و حتی سرویسهای تخصصی علمی مثل آکادمیا و ریسرچگیت در ایران قابل دسترسی مستقیم نیستند. این یعنی تقریباً تمام ترافیک اصلی ارتباطات اجتماعی جهان برای کاربر ایرانی بسته است. در هیچ کشور پرجمعیت دیگری چنین ترکیب گستردهای از محدودیت همهجانبه دیده نمیشود؛ نه در چین که سرویسهای داخلی قوی جایگزین دارند، نه در روسیه که دستکم واتساپ و تلگرام آزادند.
دومین شاهد عینی، دادههای سرعت و پایداری اینترنت است. بر اساس آخرین گزارش اسپیدتست گلوبال ایندکس (آوریل 2026) میانگین سرعت اینترنت موبایل ایران حدود 35 مگابیت بر ثانیه و اینترنت ثابت حدود 18 مگابیت بر ثانیه ثبت شده. در حالی که میانگین جهانی به ترتیب 98 و 87 مگابیت است. اما فاجعه تنها در عدد سرعت خلاصه نمیشود. سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در دو سال گذشته حداقل 15 مورد «کاهش پهنای باند در ساعات اوج مصرف» را تأیید کرده که عملاً به معنای قطعی چندساعته سرویسهای بینالمللی و غیرقابل استفاده شدن تماسهای تصویری و کلاسهای آنلاین است. کاربر ایرانی نه اینترنت سریع دارد، نه اینترنت پایدار.
سومین لایه محدودیت نبود حریم خصوصی است. شاخص آزادی اینترنت مؤسسه «خانه آزادی» (Freedom House) هر ساله ایران را در ردیف کشورهای با محدودیت شدید (Not Free) قرار میدهد. در آخرین گزارش، ایران نمره 16 از 100 را کسب کرده که یکی از سه نمره پایین جهان است. دلیل روشن است: قوانینی مانند “صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی” همه پیامرسانهای داخلی را موظف به ذخیرهسازی ابری و ارائه لاگ مکالمات به نهادهای امنیتی کرده است. در چنین شرایطی، “ارتباطات” دیگر به معنای تبادل آزادانه نیست، بلکه به معنای تبادل در معرض دید مطلق تبدیل میشود.
چهارمین محدودیت که کمتر به آن پرداخته میشود، سلب حق انتخاب کاربر است. پس از مسدود شدن سکوهای خارجی کاربران عملاً مجبور به استفاده از چند پیامرسان داخلی هستند که برخی از آنها سابقه نشت گسترده اطلاعات یا اختلالات طولانی داشتهاند. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی در سال 1403 اعلام کرد که بیش از 68 درصد کاربران با اکراه از پیامرسانهای داخلی استفاده میکنند و همچنان با فیلترشکن به سرویسهای مسدودشده دسترسی پیدا میکنند. این یعنی “شبکه ملی اطلاعات” نه یک انتخاب بلکه که یک تحمیل است.
با همه این موارد؛ آیا با وجود فیلترینگ همهجانبه، سرعتی که یکپنجم میانگین جهانی است، قطعیهای رسمی و مکرر، نظارتی که هیچ حریمی باقی نمیگذارد و حذف حق انتخاب هنوز جایی برای تردید میماند که ما در محدودترین شرایط ارتباطی قرن حاضر زندگی میکنیم؟ تنها مقایسه با کشورهای مشابه نشان میدهد که ترکیب این چهار عامل همزمان در هیچ کشور پرکاربر دیگری دیده نمیشود. چین اینترنت ملی پرسرعت و بدون قطعی دارد. روسیه فیلتر انتخابی و محدود دارد. ترکیه فیلترهای مقطعی و قضایی. اما ایران همزمان رکورددار کمترین سرعت، بیشترین فیلتر، بالاترین نظارت و طولانیترین قطعیها در میان کشورهای خاورمیانه است.
در چنین روزی هر تبریکی به مناسبت “روز جهانی ارتباطات” خوشایند نیست، بلکه توهینی آشکار به شعور جمعی میلیونها کاربری است که هر روز صبح با چک کردن فیلترشکنها، ریستارت مودم و تماشای لوگوی بیپایان “در حال اتصال” زندگی میکنند. شاید صادقانهترین کار این باشد که امسال این روز را جشن نگیریم؛ بلکه آن را “روز حسرت ارتباط آزاد” بنامیم. “روز ارتباطات گرامی باد؛ همان روزی که در ایران نیست.”
انتهای مطلب









