مذاکرات در حین فعالسازی مکانیسم ماشه چه اثری دارد؟
در شُرُفِ فعال سازی مکانیسم ماشه و احتمال آغاز مذاکرات، ج.ا چه سبدی برای معامله در اختیار دارد و تا چه اندازه با دست پُر در نزد گروه تجار(آمریکا) حاضر میشود؟

محسن عوضوردی در مطلبی اختصاصی برای تلنگر نوشت:
اخبار این روزها خبر از آن میدهد که احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه قریب الوقوع است. همین خبر کوتاه تک خطی، تکهای مهم از پازلیست که در جای گیری آخرین قطعات خود به سر میبرد، چرا که فعال سازی مکانیسم ماشه یعنی برگشتن تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد و تهدید بیشتر رفاه زندگی ایرانیان. حال با هم بررسی میکنیم که در شُرُفِ فعال سازی مکانیسم ماشه و احتمال آغاز مذاکرات، ج.ا چه سبدی برای معامله در اختیار دارد و تا چه اندازه با دست پُر در نزد گروه تجار(آمریکا) حاضر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، نخست مجموعه کارتهایی بازی را در دو دسته کارتهای جزء و کل مرور میکنیم:
الف) کارتهای جزء:
1. کارت فقدان نیروهای همپیمان و همآرمان مسلح(نیابتی): شاید اگر 16 ماه قبلتر پای میز مذاکره نشسته بودیم، با کارت خلع سلاح نیروهای نیابتی یا با تضمین بیخطر بودن آن، میتوانستیم از این کارت در مذاکرات استفاده کنیم. اما امروز این برگ عملا دیگر در دست نیست.
2. کارت درصد غنیسازی و نظارتهای پادگانی و فرا پادمانی: اگر در همان شانزده ماه قبل پای میز مذاکره نشسته بودیم و جنگ 12 روزه در نمیگرفت و ادعای ترامپ مبتی بر از بین رفتن فعالیت هستهای ایران چنین جهانی نمیشد، این کارت در دسترس بود، چرا که مهمتر از خسارات ناشی از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، این. نکته است که چنان عمل کرده باشند که ادعایشان پذیرفتنی باشد و بتوانند کارت دیگری را بسوزانند.
3. کارت وضعیت همپیمانان: در اینکه انتخاب روسیه و چین به عنوان شریک درست بوده یا خیر، مناقشات بسیاری وجود دارد که در این مقال نگنجد، اما با فرض درست بودن، چون روسیه در جبهه اوکراین درگیر است و غائله چین و تایوان میتواند چین را در برابر ناتو قرار دهد، عملا شرکای راهبردی ایران درگیر مسائل خودشان هستند. چرا که وجهه روسیه در جنگ اوکراین به اندازه کافی صدمه دیده است.
4. کارت فعالیت موشکی: این کارتیست که همیشه از خط قرمزهای ج.ا بوده است، اما امروز میتواند گزینهای باشد که به شرط درس از گذشته و بازی دقیق با آن به عنوان یک کارت مهم، معادلات برای اهداف مذاکرهکنندگان ج.ا هموارتر کند.
5. کارت بازار: یکی از مهمترین کارتهایی که میتواند آمریکا را تا آنجا پیش ببرد که حتی از حمایت بیقید و شرط خود از اسرائیل دست بردارد، بازار ایران است. با توجه به اینکه آمریکا در رقابت اقتصادی خود از چین و اتحادیه اروپا قریب به ربع قرن است که عقب افتاده و چین، امروز حتی از مجموع اتحاد این دو بال لیبرال پیشی گرفته است، به نظر میرسد وعده مشارکت در بازار ایران کارتی وسوسه برانگیز برای یک تاجر قمارباز باشد.
6. کارت پیمان آبراهام: روند صلح اعراب و اسرائیل از بعد از کمپ دیوید بسیار تلاطم دیده است، اما از سال 2018 و با آمدن ترامپ، ماجرا قدری متفاوت است. ترامپ که با کشتن ژنرال سلیمانی از همان ابتدای کار نشان داد بر سر منافعش تعارف ندارد و برای رسیدن به هدف از هیچ چیز امتناع نمیکند، امروز در آستانه سالگرد ورود دگربارهاش به کاخ سفید، حکومت اسد را ساقط کرده و نیروهای مسلح علیه اسرائیل در لبنان، فلسطین و عراق را تقریبا خلع سلاح کرده است. احتمالا تا پایان سال تکلیف حوثیها و حماس هم مشخصتر میشود تا همه چیز به طور قلدرمآبانه و بیرحمانهای برای منافع ایالات متحده از پیمان آبراهام آماده شود. بنابرین اعراب که اکثر ساختارهای خود را وابسته به غرب و آمریکا پیریزی کردهاند، هیچ بعید نیست که در اسرع وقط ممکنه به طور کامل به این پیمان بپیوندند. ابتکار عمل ج.ا در این راستا میتواند از آخرین کارتهای مهم بر سر میز با قمارباز بزرگ باشد.
ب) کارتهای کلی:
1. سیاستخارجه فعال و قابل اعتماد در نظام بینالملل: برای مذاکراتی در این سطح، حتما مشروعیت دستگاه دیپلماسی و سیاستخارجه در جامعه بینالملل باید در حد اولایی باشد. متاسفانه با راهبردهای اشتباه اتخاذ شده و تقسیمبندی غلط نظام جهانی به دارالکفر و دار الاسلام در بدو، تلاش برای صدور انقلاب به کشورهای منطقه و تهدید دول منطقه، حمله به سفارتخانه کشورهای دیگر از جمله آمریکا، افشای گمانهزنیهایی در مورد تلاش برای خرید تجهیزات سلاح هستهای در دورهی یلتسین، مواضع احمدینژاد در مورد هلوکاست، موارد مشکوک به نقض حقوق بشر، اقداماتی که جامعه جهانی آن را تروریستی قلمداد کرده و از چشم ج.ا میبیند(حمله به یهودیان آرژانتین، تحرکات مرتبط با انیس نقاش و کارلوس شغال و..)، حمایت از گروههای نیابتی مسلح در منطقه(از جمله حزبالله لبنان به گفته دبیرکل پیشینش) و بلاخره، عدم شفافیت مالی در مورد تروریسم با نپیوستن به fatf و تحرکات مرتبط با درصد غنیسازی، همه و همه سیاست خارجی ج.ا را به طور وحشتناکی امنیتیسازی نموده و
قدرت عمل جهان غرب
را برای توحش و توجیه توحش علیه خود باز گذاشته است، بنابراین هم جامعه بینالملل در برابر جنایات اخیر غرب سکوت کرده و هم شرکای ج.ا به فرض تمایل نمیتوانند آنطور که انتظار میرود، از ج.ا حمایت کنند.
2. پشتوانه مردمی(مشروعیت): از بعد از قرداد وستفالی و شکلگیری دولت-ملتها و سه فرایند تحولی پس از آن که بانی نقش هر چه بیشتر ملتها در دولتشان شد، مشروعیت نظام سیاسی یک کشور که متکی به آراء مردمیست، ابزار مهمی برای حضور مقتدرانه در عرصهی بینالملل قلمداد میشود. بحران مشروعیت بحرانی بود که معمولا ج.ا خود را درگیر با آن نمیدید، اما در سالهای اخیر خاصه از سال 1398 خورشیدی، با اقدامات خالصسازانه در فرایند تأیید صلاحیتهای نامزدهای انتخابات مختلف و همچنین نحوه پاسخ به اعتراضات مردمی صورت گرفته، با توجه به آمار و ارقام اعلامی توسط ج.ا، مشارکت مردمی در انتخابات به عنوان اصلیترین پشتوانه مردمی نظام سیاسی به شدت در معرض خطر قرار گرفته است. از بعد از اعتراضات 1401 همواره این بحران به صورت جدیتری مطرح شده و چهرهی ساختار سیاسی ج.ا در عرصهی بینالمللی را مکدر کرده است، به طوری که با همهی تلاشهای صورت گرفته در آخرین انتخابات برگزار شده در این نظام، به سختی 50 درصد واجدین شرایط رایدهی به پای صندوقها رفتند و رئیس جمهور منتخب با چیزی بیش از 17 میلیون رای، یکی از پایینترین درصد آراء تاریخ ج.ا را به خود اختصاص داده است. با این وجود تنها برکت جنگ یعنی انسجام ملی و وحدت به طور نیمبندی تمام نیروهای سیاسی جامعهی تودهای ایران را نسبتا در کنار هم جمع کرده است. به نظر میرسد که این کارت، یکی از مهمترین و آخرین کارتهای ج.ا برای مذاکره است که انتظار میرود با عقلانیتی فراگیر، این کارت حفظ شده و در راستای تقویت آن کوشش شود. اینکه رهبری ج.ا از تریبون رسمی مراسم خود خواهان خواندن ای ایران است و یا اینکه رئیس مجلس از”حضور دختران بیحجاب و رپرها برای ایران” سخن میگوید و حتی اتکاء به شعار دولت، یعنی «وفاق ملی» در این روزها برجسته شده است، مبین آن است که مجموعه نظام به درستی قصد آن دارد از این کارت استفاده بهینه را داشته باشد تا در مذاکره بهتر عمل کند.
لازم به ذکر است این حفظ انسجام که با تمامی این تفاسیر به شدت شکننده است، باید با تمهیداتی نظیر آزادی زندانیان سیاسیِ که قلبشان برای وطن میتپد و جز شفقت نخواستهاند و کارنامهشان بویی از وابستگی به خارج را نمیدهد، این انسجام را در وهله نخست محکم شده و در وهله دیگر به تحولاتی که به واقع خواستهی ملت است منجر شود. چرا که اگر در فرصت باقی مانده اعتمادسازی حداکثری و جذب و جلب مردم اتفاق نیفتد، این کارت ارزشمند توسط اپوزیسیون فشل ایران قبضه شده و خطرات جدی را برای مملکت پدیدار میسازد.
3. تحولات بنیادین در ساختار نظام سیاسی: این کارت، مناسب کوتاه مدت نیست، اما مهم است. انقلاب اسلامی ایران که ناشی از یک بغض تاریخی چند صد ساله بود، تلاشهایی را در راستای عدم وابستگی به قدرتهای دو قطب شرق و غرب انجام داد، ولی افراط و تفریط، این پروسه را در شرف ناکامی پیش میبرد. نباید این همه نخبهی محصل، تلاشهای صنعتی و تکنولوژی و نظامی، ناکام بماند، نباید انقلاب معنایی که در خارج از مرزهای خاورمیانه اتفاق افتاده بیفرجام شود. بهتر آن است که با رصد کارنامه از 57 تا کنون و درک و فهم و پذیرش خطاها، دستاوردها با تغییراتی در راستای جبران کاستیها و درس گرفتن از گذشته حفظ شود و این واجد تحولات بنیادین نظام سیاسی برای راهبردهای سیاستهای داخلی و خارجی است.
به امید روزهای خوب
انتهای مطلب









