تهدید به قتل رئیسجمهور؛ عبور تندروها از تمام خط قرمزها
ماجرای تهدید رئیسجمهور با ادبیات " تیغ و حلقوم " تنها یک جنجال رسانهای نیست؛ این رویداد پرده از واقعیتی نگرانکننده درباره بخشی از جریان تندرو کشور برمیدارد.

امیر محمدی در یادداشتی برای تلنگر نوشت: “ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما…”؛ این جمله نه از دهان اراذل، نه در دعوای خیابانی و نه در فضای مجازی، بلکه از پشت تریبونی بیان شد که قرار بود محل ترویج اخلاق، دین و وحدت ملی باشد. آنچه رخ داد فقط یک اظهارنظر تند نبود؛ عبور آشکار از مرز قانون، اخلاق و انقلابیگری بود.
اگر قرار باشد رئیسجمهور یک کشور که با رأی میلیونها نفر بر سر کار آمده است از پشت تریبونهای رسمی با ادبیات ” تیغ و حلقوم” تهدید شود دیگر چه خط قرمزی باقی میماند که شکسته نشده باشد؟
مسئله فقط شخص رئیسجمهور نیست. مسئله این است که عدهای تصور میکنند هر جا با یک تصمیم سیاسی مخالف بودند، مجازند زبان تهدید را جایگزین منطق کنند. گویی قانون تنها برای دیگران نوشته شده و برخی خود را فراتر از همه قواعد کشور میدانند.
این روزها بسیاری از همین افراد خود را مدافع ولایت، انقلاب و نظام معرفی میکنند. اما یک سؤال ساده وجود دارد؛ در کجای مکتب امام و رهبری، تهدید مسئولان کشور با ادبیات «تیغ و حلقوم» تجویز شده است؟ در کدام سخنرانی امام خمینی یا رهبر شهید و رهبری انقلاب میتوان نشانی از چنین ادبیات سخیف و خشونتآمیزی یافت؟
رهبر فقید انقلاب، بارها بر وحدت ملت و پرهیز از اختلافات مخرب تأکید داشتند. رهبر فعلی نیز در پیامها همواره نسبت به دوقطبیسازی، اختلافافکنی و آسیب زدن به انسجام ملی هشدار دادهاند. حال چگونه کسانی که خود را پیرو این مسیر معرفی میکنند، به جایی رسیدهاند که درباره رئیسجمهور کشور با ادبیاتی سخن میگویند که بیشتر به فرهنگ زورگویی و عربدهکشی شباهت دارد تا فرهنگ انقلاب؟
واقعیت تلخ آن است که خطر اصلی فقط در گوینده این جملات نیست. خطر اصلی در جریانی است که سالها برای چنین افرادی تریبون ساخت. آنان را به عنوان سخنگوی ارزشها معرفی کرد و هر انتقادی را با برچسبهای سیاسی پاسخ داد. امروز محصول آن سیاست، تبدیل شدن برخی تریبونهای عمومی به محل صدور تهدید علیه مقامات رسمی کشور است.
این افراد باید بدانند انقلاب اسلامی با منطق پیروز شد، نه با چماق. با حضور مردم ماندگار شد، نه با تهدید مردم. با وحدت ملی از بحرانها عبور کرد، نه با شکافآفرینی. کسانی که امروز زبان تهدید را جایگزین استدلال کردهاند، بیش از آنکه به دولت یا یک مسئول ضربه بزنند، به اعتبار گفتمانی آسیب میزنند که مدعی دفاع از آن هستند.
از همه مهمتراین است که سکوت در برابر این رفتارها خطرناکتر از خود این رفتارهاست. اگر امروز عبارت «ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما» با بیتفاوتی مواجه شود، فردا چه چیزی مانع از آن خواهد شد که ادبیات تهدید به یک رویه عادی در رقابتهای سیاسی کشور تبدیل شود؟
کسانی که چنین سخنانی را بر زبان میآورند و کسانی که برای آنان تریبون فراهم میکنند باید پاسخ دهند که دقیقاً در حال خدمت به کدام آرمان انقلاب هستند؟ انقلابی که بنیانگذارش مردم را ولینعمت میدانست و رهبرش بارها بر حفظ وحدت ملی تأکید کرده است، هیچ نسبتی با ادبیات تهدید، ارعاب و خشونت کلامی ندارد.
تهدید رئیسجمهور از پشت تریبون رسمی، نه نشانه انقلابیگری که نشانه عبور از همان خط قرمزهایی است که مدعیانش بیش از همه از آن سخن میگویند.
امید است دادستان کل کشور همانگونه که در موارد دیگر به فوریت ورود میکند نسبت به این موضوع نیز در اسرع وقت دستورات مقتضی را به عنوان مدعیالعموم صادر نماید.
انتهای مطلب









