آموزش و پرورش

بهترین انشا درباره پدر؛ 20 انشا کوتاه برای تمام مقاطع تحصیلی

اگر می‌خواهید با یک انشای کوتاه اما تاثیرگذار درباره پدر نمره کامل بگیرید، این مجموعه دقیقاً همان چیزی است که دنبالش هستید.

اگر به دنبال بهترین انشا در مورد پدر هستید که هم احساسی و تاثیرگذار باشد و هم متناسب با تمام مقاطع تحصیلی نوشته شده باشد، این مطلب از تلنگر برای شماست. در ادامه 20 انشا درباره پدر را گردآوری کرده‌ایم؛ از انشاهای ساده و کودکانه تا متن‌های عمیق و ادبی تا بتوانید در کمترین زمان یک انشای کامل، نمره‌گیر و قابل استفاده انتخاب کنید.

انشا در مورد پدر با مقدمه بدنه نتیجه

مقدمه: پدر، کلمه‌ای کوچک اما پر از معنا و احساس است. او ستون خانواده، حامی همیشگی و کسی است که در سختی‌ها و شادی‌ها همیشه کنار ما می‌ماند. زندگی بدون حضور پدر مثل درختی بی‌ریشه است که نمی‌تواند دوام بیاورد. در این انشا قصد دارم درباره ارزش و نقش پدر در زندگی صحبت کنم.

بدنه: پدر کسی است که از صبح زود تا شب با تلاش و کار سخت سعی می‌کند نیازهای خانواده را برآورده کند. او بدون هیچ شکایتی زحمت می‌کشد تا ما در آسایش زندگی کنیم. گاهی اوقات، ما به دلیل مشغله‌های خود متوجه این تلاش‌ها نمی‌شویم، اما پدر همیشه با قلبی بزرگ و بدون توقع در حال خدمت به خانواده است.

پدر نه‌تنها نان‌آور خانواده است بلکه معلمی مهربان و راهنمایی دلسوز نیز هست. او با تجربه‌های خود ما را در تصمیم‌گیری‌های زندگی کمک می‌کند. هرگاه با مشکلی روبه‌رو می‌شویم، حضور پدر مانند چراغی روشن، مسیر درست را به ما نشان می‌دهد.

یکی از ویژگی‌های پدر، صبر و تحمل او در برابر سختی‌هاست. او گاهی اوقات خستگی و مشکلاتش را پنهان می‌کند تا خانواده‌اش نگران نشوند. این ازخودگذشتگی پدر او را به یک قهرمان واقعی در زندگی ما تبدیل می‌کند.

نتیجه: پدر مانند درختی است که سایه‌اش همیشه بر سر خانواده گسترده است. او با عشق و فداکاری، زندگی ما را بهتر و زیباتر می‌کند. باید همیشه قدردان زحمات پدر باشیم و با احترام و محبت، بخشی از تلاش‌های بی‌پایان او را جبران کنیم. در نهایت، می‌توان گفت که پدر یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های زندگی است که باید به خوبی قدر آن را بدانیم.


انشا در مورد روز پدر با مقدمه بدنه نتیجه

پدر

مقدمه: پدر نقش بسیار مهمی در خانواده ها دارد. پدر را اغلب نان آور خانواده میدانیم و همچنین سرپرست خانواده نیز می باشد.

بدنه: پدر من شغلی آزاد دارد و بیشتر اوقات به کار میوه فروشی مشغول است. او به کار خود علاقه زیادی دارد اما اصرار نمی کند که هیچ کدام از فرزندانش کار او را دنبال کنند. پدر ما را تشویق می کند که، به دنبال رویاهای خود برویم. پدرمان همیشه از ما حمایت می کند و او تمام تلاش خود را می کند تا زندگی راحت تری داشته باشیم.

من پدرم را بسیار دوست دارم. شاید او گاهی اوقات سخت گیر باشد تا ما را منظم نگه دارد. پدرم به هر نوع نیاز خانواده، چه کوچک و چه بزرگ رسیدگی می کند و همیشه در کنار ماست تا وقتی نیاز مالی یا عاطفی داریم به ما کمک کند. پدر ما همیشه در تلاش است تا نیازهای خانواده را تامین کند و هر زمان که به نصیحت او نیاز داشته باشیم، بهترین حرف ها را برای گفتن به ما دارد. پدرم تجربه های زیادی در زندگی خود دارد و گاهی اوقات آنها را با ما در میان می گذارد. او از شکست ها و موفقیت های خود حرف می زند و از ما میخواهد که از آنها درس بگیریم. به همین دلیل من او را الگوی خود قرار داده ام. پدرم شخصی بسیار صمیمی است. او مردی با نظم و فضایل است که با آرامش زندگی خود را دنبال می کند. او همیشه برای فرزندانش وقت دارد و ما اغلب با هم بازی می کنیم و او به من یاد می دهد که چگونه توپ بازی کنم. او حتی غذا پختن را نیز بلد است و اگر مادرم نیاز به کمک داشته باشید به او کمک می کند.

نتیجه: پدرم اخلاق و نحوه زندگی را به ما می آموزد تا در آینده آنها را برای آسایشمان به کار ببریم. پدرم به ما یاد می دهد که فروتن باشیم و به کسانی که نیازمند هستند کمک کنیم. پدرم قهرمان زندگی من است. قهرمان زندگیم روزت مبارگ!


مقدمه: برنامه زندگی روی محور پدر می چرخد، ساعت خانه با مهر پدر می کوبد و هربار که بوی نان تازه به مشام می رسد پدر را می بینم که دست پر وارد می شود. پدر که باشد خیال همه راحت است و هیچ کس نگران نیست. دوست داشتن و نگاه کردن به روی پدر عبادت است. دستان خسته و پینه بسته اش را چون مهر بر پیشانی می گذارم و نماز عشق می خوانم. من به وجودت افتخار می کنم ای همه خوبی و وفا.

بدنه: روی تو را که می بینم شاد می شود دلم، کوک می شود کیفم، رو به راه می شود کارم، تو که باشی برنامه من و اهل خانه روی نظم است و همه به وظایف آشنایند. تو را که می بینم یاد خدا در من غوغا می کند و دست به آسمان بر می دارم و دعا می کنم و هزار هزار شکر که چون تویی را به من داده است. فرشته ای با دستان خسته و پینه بسته، پیشانی که از داغی آفتاب سوخته و حرف فراوان برای گفتن دارد.

پدر جانم روح خانه با حضور تو سبز است و بی تو خانه سوت و کور است. گاهی صدایی که بر سرم کشیده شود را نیز دوست می دارم. و تو را چون یک بت می پرستم.تو همه غرور من ، وجود من و نفس من و همه عمر منی که اگر نباشی بی تو من یک موجود بی روحم. ای همه‌ی بود و نبودم. تو ریشه خانه و ستون محکمی که همانا تو اگر بلرزی و ضعیف شوی خانه فرو می ریزد. تو را چون بوی خوش گلها ، عطر نان تازه، شکوفه های بهار نارنج بهاری دوست می دارم و بر خود واجب می دانم که به تو احترام بگذارم.

نتیجه: پدر رکن خانه است. روح بزرگ و پر از شکوه و اعتبار، موجب غرور اهل خانه و حامی فرزندان، هرکس بر پدر و مادر خویش احترام بگذارد دنیا و آخرت خویش را آباد کرده است. پدر را چون باران بهاری، گل های ناب اردیبهشتی دوست می دارم و برای سلامتی او دعا و تلاش می کنم.


بهترین انشا درباره پدر با مقدمه و نتیجه

مقدمه: اهمیت پدر را در زندگی نمی توانیم انکار کنیم. خداوند در قرآن کریم به ما می گوید که باید با پدر و مادر خود با احترام رفتار کنیم. اهمیت پدر در خانواده نیز بسیار زیاد است و ما باید به سخنان او گوش دهیم.

بدنه: پدر مردی است که همیشه مایل است خانواده را از هر نظری تامین و محافظت کند. پدر به عنوان تامین کننده خانواده، بهترین ها را برای فرزندان خود می خواهد. هر نیازی را که خانواده دارد، بدون کوچکترین منّتی تامین می کند. وقتی خانواده خوشحال است پدر هم احساس خوشبختی می کند. وقتی فرزندان راضی باشند او هم احساس رضایت می کند. ما کودکان باید قدر پدر خود را بدانیم.

پدر مسئولیت بزرگی در مقابل بزرگ کردن فرزندانش همراه با مادر دارد. گاهی وقت ها بچه های خانواده ممکن است پدر را عصبانی بینند یا وقتی پدرشان را عصبانی می بینند و یا آنها را تنبیه می کنند از او بترسند، اما این ترس ها از احترامی که به او دارند می باشد. فرزندان می دانند که وقتی پدر آخرین سخن را به زبان می آورد دیگر کسی نباید روی حرفش حرفی بزند. پدر ما شخصی بسیار مهربان است و روی نظم و انضباط خانواده بسیار حساس است.

پدر ما از لحاظ نظم و انضباط گاهی اوقات سختگیری می کند، هدف او این است که ما را بدرستی تربیت کند و با زندگی آشنا نماید. همیشه پدرمان جنبه جدی خود را نشان می دهد، بعضی وقت ها نیز یکی از بامزه ترین و شوخ طبع ترین افرادی است که ما از کودکی تاکنون در زندگی خود داشته ایم. پدر در خانواده ما شجاع ترین و جسورترین شخص است که قادر است با هر چیزی روبرو شود، به خصوص زمانی که او یا خانواده با مشکلاتی روبرو بشوند.

نتیجه: ما پدرمان را بسیار دوست داریم و برای او ارزش و احترام خاصی قائل هستیم.


انشا در مورد توصیف پدر

مقدمه: وقتی چشم به جهان گشودم، قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی‌ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم، لبخند زیبائی بر چهره خسته‌ات نشست و دنیای تو سبز شد و با گریه‌ام لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد. این چند سطر را می‌نویسم به پاس تمام ناگفته‌های این سال‌ها.

متن انشا: صبح‌ها پیش از خورشید برمی‌خیزد و از خانه بیرون می‌رود و وقتی برمی‌گردد مدت‌هاست که خورشید به خواب رفته‌است. بیشتر وقت‌ها خیلی خسته است، آنقدر خسته که از ما می‌خواهد فقط ۱۰ دقیقه به او مهلت دهیم و سر و صدا نکنیم تا چشم روی هم بگذارد. بیشتر وقت‌ها نیز با وجود همه‌ خستگی‌ها، با ما همراهی می‌کند؛ در مهمانی‌ها، دورهمی‌ها، جشن‌ها و خدایی نکرده مصیبت‌ها. گاهی آنقدر سرش شلوغ است که فرصتی برای گله از پادرد و کمر درد نمی‌ماند و با همان چند قرص مسکن سر می‌کند!
گاهی در طوفان‌های زندگی، دلهره و نگرانی را در عمق چشمان او می‌بینم که بلافاصله لبخندی گرم جایگزین آن می‌شود و بازگشت دوباره‌ همان شکوه و صلابت مردانه‌ همیشگی‌اش؛ هیچوقت ندیدم گله کند، همیشه شاکر است و راضی به رضای خدا.
از موفقیت‌های ما آنقدر خوشحال می‌شود که گویی همه‌ دنیا را به او داده‌اند. گاهی شب‌ها زیر لب دعا می‌خواند برای همه‌ اهل خانه، فامیل، دوستان و همسایه‌ها. بچه‌های او گویی همه‌ زندگی‌اش هستند، چراکه چیزی از زندگی برای خود نمی‌خواهد؛ فقط همین که نان حلالی سر سفره باشد و تن سالمی؛ همین که فرزندان او عاقبت به خیر و آسوده‌خاطر باشند … همین که همه در کنار هم سلامت و شاکر خدا باشیم … همین‌ها برای او بس است.
این، داستان زندگی یک پدر است، داستان زندگی پدر‌های زیادی در سرزمین من؛ کسانی که گاهی حضور پرمهرشان را چنان از یاد می‌بریم که فراموش می‌کنیم به خاطر داشتن چنین گنج‌هایی ثروتمندترین آدم‌های روی زمین هستیم!

نتیجه: پدر عزیزم، جبران محبت‌های بی‌دریغ تو قطعا ممکن نیست، اما با نوشتن این چند سطر خواستم بدانی که به اندازه‌ تمام رنج‌های این سال‌ها، به پاس تمام خستگی‌ها و شب‌بیداری‌ها و به پاس تمام نگرانی‌های پدرانه‌ات، قدردان تو هستم و دوستت دارم. از خداوند بزرگ به خاطر سرمایه‌ با ارزشی چون تو، بی‌نهایت سپاسگزارم و امیدوارم عمرت طولانی و سایه‌ پر مهرت همیشه بر سر ما باشد.


انشا در مورد روز پدر برای کودکان

پدر و پسری

پدر خوب و مهربان مـن، هرگز زحمت هایی کـه برایم کشیدی را فراموش نمی‌کنم. بخاطر خواهم داشت روزهایی کـه خسته از کار روزانه بـه خانه می آمدی و باز برایم فرصت داشتی و بـه رویم لبخند می زدی، مرا در آغوش می‌گرفتی و می پرسیدی روزم چطور بوده و مـن تمام روز را برایت تعریف میکردم تـو صبورانه بـه آنها گوش می کردی.

پدرم از تـو ممنونم کـه در سختی ها و مشکلاتم مانند کوه پشتم هستی و حمایتم میکنی، بابت اشتباهاتم سرزنشم نمیکنی و بجای آن بـه مـن فرصت جبران می‌دهی. پدر از تـو معذرت می‌خواهم کـه بعضی وقت ها از همه ی چیز ایراد می‌گیرم و فکر می‌کنم مرا درک نمی کنی و تـو ایراد گرفتن های گاه و بی گاه مرا تحمل میکنی و خم بـه ابرو نمی آوری و بعد مـن متوجه میشوم کـه چقدر ناسپاس بوده ام.

دلم میخواست می شد کم تر کار کنی و بیش تر کنارمان باشی اما می‌دانم این کم تر خانه بودنت هم بخاطر مـا اسـت و برای ساختن زندگی آسان برای خانواده ست کـه مجبوری این طور کار کنی. تـو بهترین پدر دنیا هستی این جمله را هرروز بـه تـو میگویم. تـو کـه تمام زندگی ات را وقف مـا کردی و از هیچ تلاشی برای خوشی مـا دریغ نکردی و تمام مشکلات رابه دوش کشیدی تا مـا آسان باشیم.


انشا در مورد پدر کلاس چهارم

پدر یعنی عشق…یعنی محبت بی منت…یعنی تمام هستیم…بهانه زندگیم.
برای یک دخترپدریعنی همه چیزیعنی همه کس یعنی سایه سر…یعنی همدم وهمراه…یعنی کسی حق نداره به دخترم کمترازگل بگویید.
پدربرای پسراولین قهرمان وبرای دختراولین عشق است.پدرتنهارفیقی است که می شودبدون شک روی حرفهایش حساب کرد.پدرقشنگ ترین کلمه توی دنیاست که هیچ مترادفی نمی توان برایش پیداکرد.
یک روزبه من گفتند:(باپدرجمله بساز.)گفتم:(باپدرجمله نمی سازم دنیایم رامی سازم.)
پدرم تنها کسی است که باعث می شودبدون شک باور کنم که فرشته هاهم می توانندمردباشند.
پدرم من را دوست داشته باش حتی اگر لیاقت دوست داشتنت رانداشته باشم حتی اگردرتنهاییت کنارت نبودم.توتنهامردی خواهی بودکه دوست داشتنت بدون طمع است وبوسه هایت بوی گل می دهد.
باپدرم جدول حل می کردم گفتم:(نوشته دوست.عشق.محبت وسه حرفیه که حرف اولشم(پ)وحرف آخرش هم(ر)است.)پدرم گفت:(میشه پدر.)تازه فهمیدم همه توصیف پدربوده وچقدرهم کلمه زیباوبیانگرسخنان بسیار است.
چقدرجای سوره ای به نام(پدر)خالیست که اینگونه آغازشود:
قسم برپینه دستانت که بوی نان می دادوقسم برچشمان همیشه نگرانت…قسم بر بغض فروخورده ات که شانه کوه رالرزاندوقسم برغربتت،وقتی هیچ بهشتی زیرپاییت نیست.


انشا در مورد پدر کوتاه

ای پدرم موهای سپیدت یک دنیا خرابم می کند و آن زانوهایت که هر شب از درد برایشان آواز سر میدهی،برایم دردمند است.

آخر ای پدرم تو را به چه مانند کنم که زیباترین تعریف تو باشد اما میدانم ان قدر از روزگار زخم ها خورده ای که التیام دادنشان کار دشواری است پدرم:
انگاه که معلم درس بابا نان داد را برایم معنی کرد فهمیدم که نان دادن همان زندگی دادن است و نان دادن تو همان عشق اوست۰
وچه خوب است که تو را دیدن ٬هر روز تو را شنیدن و در عشق تو و در قلب تو همیشه جاری بودن
قهرمانم؛
میدانی دست هایم را خیلی دوست دارم زیرا یاداور دستان پینه بسته توست
زخم هایی که شاید هر کدامشان برای ارامشم بریده شده اند
ای رستم شاهنامه ی زندگی ام:
تو را در اوج خلوت و تنهایی ام صدا میزنم چون تو را بدین گونه معنا کردم

پدر یعنی نفس یعنی صداقت
پدر یعنی ستون صبر و طاقت
پدر یعنی شکوهی جاودانه
پدر یعنی نخستین عاشقانه


انشا در مورد پدر کلاس سوم

من پدرم را خیلی دوست دارم. او با من بسیار مهربان است و هر وقت از سر کار به خانه می آید مرا بغل می کند و می بوسد و با من بازی می کند.

زمانی که من کار اشتباهی انجام می دهم و مادرم از دست من عصبانی می شود، پدرم به او می گوید اشکالی ندارد او هنوز بچه است و ممکن است اشتباه کند. او بعد از این که با مادرم صحبت می کند برای من توضیح می دهد که چرا نباید آن کار را انجام می دادم و من به او قول می دهم دیگر آن اشتباه را تکرار نکنم.

پدرم هر روز صبح زود از خواب بیدار می شود و سر کار می رود و شب به خانه بر می گردد. او به خاطر ما کار می کند تا ما بتوانیم وسایلی که دوست داریم را بخریم.

آخر هفته که پدرم سر کار نمی رود ما را به پارک و شهر بازی می برد و برایمان خوراکی های خوشمزه می خرد. در آن جا به همه مان خیلی خوش می گذرد.

من فکر می کنم پدر من می تواند همه مشکلات را حل کند اما مادرم می گوید فقط خدا می تواند این کار را انجام دهد و ما آدم ها ممکن است نتوانیم همه ی مشکلات را حل کنیم، اما خدا این قدرت را به پدرها داده است تا جایی که می توانند از ما حمایت کنند.

پدرها برای ما بچه ها هر کار انجام می دهند تا ما راحت زندگی کنیم و خوب باشیم ما هم باید همیشه به پدرهایمان احترام بگذاریم و به حرف های آن ها گوش کنیم.

پدر عزیزم قدردان زحماتت هستم و دوستت دارم!


انشا در مورد پدر با بارش فکری

دستان پدر

خاطراتم را که مرور می کنم و برگ برگ دوران کودکی ام را ورق می زنم، در کنار محبت و عشق بی دریغ مادرم کسی همیشه هست که آرامش را در لحظه لحظه زندگی ام تزریق کرده … کسی که قلبی به وسعت عشق دارد و آرامشی به گستردگی یک دریا.

پدر …. قهرمانیست که هرگز مدالی در گردنش نینداخته اند، کوهی استوار که همیشه کنارم بوده و در دشواری های زندگی دلم قرص بوده به بودنش.

مردی فداکار که بی هیچ منت یک عمر زحمت کشیده، رنگ موهایش به سپیدی گراییده و دستانش زبر و ضخیم شده است اما دریغ از یک بار گله یا شکایت، دریغ از حرفی که بوی منت دهد، دریغ از یک لحظه دست از تلاش کشیدن …

بچه تر که بودم وقتی بیمار می شدم هیچ وقت پدر در کنارم نبود، یادم هست مادر چقدر غصه من را می خورد، یادم هست پروانه وار دورم می چرخید و می دیدم شب تا صبح کنارم می خوابید … اما پدر هیچوقت نبود!

پدر! آن روزها تو را با “نبودن” تعریف می کردم چون همیشه زمانی می آمدی که من خواب بودم و وقتی می رفتی که من هنوز بیدار نشده بودم، همیشه در سکوت خودم با تو حرف می زدم و همیشه طلبکار تو می شدم! “بابا چرا هیچوقت نیستی؟!”

اما امروز درک می کنم که چه معنایی داشتند همه این نبودن ها!

تو کار کردی و کردی تا من در رفاه بزرگ شوم، تا هیچوقت آرزوی داشتن چیزی که دوست داشتم بر دلم نماند، تا جشن تولدم را با دوستانم جشن بگیرم … تو عرق ریختی تا من راحت و آسوده باشم و بی هیچ ترس و نگرانی درس بخوانم و شاگرد اول شوم!

آنقدر کار کردی و کردی تا کمرت خمیده شد و دستانت لرزان، چشمانت کم سو شد و قدم هایت آرام، من فدای کمر خمیده و دستان لرزانت که همه فدای راحتی های من شده است.

من فدای بزرگ مرد زندگی ام شوم که با همان اندک لحظه هایی که در خانه بوده برایم زیباترین خاطرات زندگی ام را به تصویر کشیده است.

دوستت دارم پدر خوبم!


بهترین انشا در مورد پدر

بعضی اسامی انواع مختلف ندارند. حتی معنای مختلفی هم ندارند. یکی هستند و فقط می شود یک جورِ مشترک و واحد به آن نگاه کرد. هر جا هم که باشند، با هر شکل و قیافه ای، با هر رنگ پوستی، با هر شغلی ؛ به یک اسم خوانده می شوند. پدر !

پدر، یک اسم نیست . حداقل برای من که می بینم پدرم علاوه بر زحمتی که در بیرون از خانه می کشد، در خانه هم با مهربانی رفتار می کند، معنی اش خیلی بزرگ است. مثل وجود خودش که باعث دل گرمی و آرامش است. برای پدرانی که در سکوت و بدون چشم داشت برای خانواده زحمت می کشند، چه معنی دیگری می توان پیدا کرد؟

برای پدری که غُصه هایش مال خودش است و شادی هایش مال خانواده، چه جمله ای شایسته است؟. جمله ای که همه ی خوبی ها ی او را در بر بگیرد؟. جمله ای که آخرِ همه ی حرفهایی باشد که توانسته باشی بگویی!

من فکر می کنم خداوند پدر را آفریده تا او در سخت ترین روزهای زندگی شانه هایش را بی منت در اختیار فرزندان اش قرار بدهد. شانه هایی که ایمان دارم ملائک هم آن ها را دوست دارند. زیرا از جنسِ عشق آفریده شده است.

چقدر خوب است همه ی بچه ها و حتی بزرگ تر ها از نعمتِ داشتن ِ پدری خوب بهره مند باشند. پدری که آن ها را دوست دارد و برای این دوست داشتن انتظاری به جر دیدن لبخند ما را ندارد.

دلم می خوادهد روزی که پدر شدم، دست هایم را رو به آسمان بگیرم و از خدا بخواهم که هیچ وقت پدری از فرزندش ناسپاسی نبیند. هیچ وقت… هیچ وقت پدری بی وفایی های روزگار را نچشد. دستش گشاده باشد و روزی اش وسیع. از خدا بخواهم که همه ی پدرها همیشه خوش حال باشند.


انشا در مورد پدر کلاس ششم

بهشت زیر پای پدران نیست. اما بی ریانه برایمان زحمت می‌کشند. تمام طول روز کار میکند و سختی های زندگی را تنهایی بـه دوش می‌کشد تنها برای یک لبخند مـا. بهشت زیرپای پدران نیست بلکه در دستان آنها اسـت. همان دستان پینه بسته ایی کـه کار میکنند تا مـا با اشاره ای هر وسیله ایی کـه دلمان میـــخواهد بخریم.

بهشت در نگاه پدر اسـت همان نگاه خسته ایی کـه ازآن ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی می بارد، هم چون ابر از وجودش می کاهد و هم چون بارانی بر سرمان می بارد تا مثل بذری از دل خاک جوانه بزنیم و رشد کنیم ولی همان‌ گونه مانند ابری بالای سرمان می‌ماند و از دور حواسش هر لحظه بـه مـا اسـت.

در سرما کنار می‌رود تا نور خورشید برما بتابد در گرما مانند چتری بالای سرما میماند تا از گرما دور بمانیم ودر هنگام عطش هم چون بارانی خنکای آب را در وجودمان تزریق می‌کند. پدرها در هنگام سختی اشک نمی ریزنند شیون نمیکشند بلکه عرق می ریزند، آه میکشند. پدر مانند کوهی محکم همیشه تکیه گاه میماند.

پدر همیشه کمر خمیده ی خودرا پشت لبخند محکم خود پنهان میکند. پدرها قهرمان قصه ی همه ی ی بچه هاهستند. مراقب قهرمان زندگی‌تان باشید. خیلی از پدرهای سرزمین مـن هم پدر هستند هم مادر. اینها در زندگی اسطوره اند. اسطوره هایی کـه هرگز در ذهن و قلب ها نمی میرند. پدرها و مادر ها فرشته هایی هستند کـه بال ندارند.


انشا در مورد پدرم چگونه مردی است؟

عکس پدر و فرزند

پدر را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد زیرا زبان از وصف مقام پدر ناتوان و قاصر اسـت. پدر سمبل صبر و تلاش اسـت، کسیکه در لحظات دشوار زندگی هم چون کوه کنار فرزندش ایستاده و برای موفق شدن او از آرزوها و رویاهایی کـه در سر داشته گذشته اسـت. پدر ترکیب زیبایی از عشق و مهر و عطوفت با صبر و تلاش و قدرت اسـت.

او شیر مردی اسـت کـه همیشه ودر هر شرایطی تنها آرزویش دیدن خنده فرزندانش بوده و برای این‌کـه فرزندش خوب بپوشد و خوب بگردد و هیچ کم و کسری در زندگی حس نکند نیازهای خودش را فراموش کرده و لحظه بـه لحظه زندگی اش رابا فداکاری و از خود گذشتگی سپری نموده اسـت. پدر یعنی عشق بـه خانواده کاری کند.

صبح ها، زمانی کـه هوا گرگ و میش اسـت از خانه بیرون بروی و شبها با نگاهی خسته اما پرفروغ، لبخندی بـه پهنای صورت و دست هایی کـه اثر پینه و زخم روی آن می‌ماند بـه خانه برگردی. خداوند رابه خاطر حضور پدر کـه آرامش بخش و تکیه گاه محکم مـن اسـت شاکر هستم. کودکی هایم پر اسـت از خاطرات خوشی کـه پدرم برایم ساخته، خاطراتی کـه در ذهن و قلبم حک شده.

پدرم قهرمان مـن اسـت و همیشه هم قهرمان زندگی ام باقی خواهد ماند زیرا او بود کـه هیچگاه نگذاشت حسرت چیزی در دلم بماند، او بود کـه با صبوری چیزهای زیادی بـه مـن یاد داد، او بود کـه باوجود خستگی های روزانه و مشغله زیاد همیشه برای مـن وقت داشت و بـه حرف هایم با دل و جان گوش داده اسـت. پدرم …. چـه بی منت و عاشقانه برای فرزندانت تلاش می‌کنی، دوستت دارم و دستانت را می بوسم.

مـن پدرم را خیلی دوست دارم چون او بسیار مهربان اسـت و از زمانی کـه بدنیا آمدم همیشه بـه همراه مادرم از مـن مراقبت کرده و هرچه نیاز داشتم برایم تهیه کرده اسـت. پدرها از صبح خیلی زود تا شب کار میکنند و زحمت می‌کشند کـه بتوانند نیازهای فرزندان خودرا تامین کنند تا آنها بتوانند درس بخوانند ودر آینده فرد موفقی در جامعه شوند.

دست پدر بخاطر کار زیاد زخم میشود و پینه می بندد اما هیچ وقت شکایتی نمیکند و همیشه با مهربانی و محبت با فرزند خود رفتار میکند. وقتی پدرم مـن را بغل میکند احساس می‌کنم از هیچ چیز نمیترسم و میتوانم درکنار پدرم از عهده هرکاری بربیایم. پدر مـن در طول روز سرکار اسـت و فقط شبها در خانه اسـت.

اما همان چندساعتی کـه بـه خانه می‌آید با خودش خنده و شادی و بازی می آورد و با این‌کـه بسیار خسته اسـت در مرور درس و مشق هایم بـه مـن کمک می‌کند. مـن پدرم راکه “بابا” صدایش میکنم خیلی دوست دارم و دعا می‌کنم همیشه سلامت باشد و سعی میکنم خوب درس بخوانم و موفق شوم تا او همیشه از مـن راضی باشد و بـه مـن افتخار کند.


انشا در مورد روز پدر کلاس پنجم

روز پدر یکی از بهترین روزهای سال است. روزی که بهانه‌ای داریم تا از زحمات پدران مهربانمان تشکر کنیم. پدر مثل یک کوه محکم است که همیشه پشت ما ایستاده و از ما حمایت می‌کند.

پدر من خیلی زحمتکش است. هر روز صبح زود از خواب بیدار می‌شود و برای اینکه زندگی خوبی داشته باشیم، سر کار می‌رود. وقتی خسته به خانه برمی‌گردد، باز هم با لبخند با ما صحبت می‌کند و حال ما را می‌پرسد. من از پدرم یاد گرفته‌ام که همیشه تلاش کنم و ناامید نشوم.

پدرم همیشه راه درست را به من نشان می‌دهد و وقتی اشتباه می‌کنم، با مهربانی مرا راهنمایی می‌کند. او به من یاد داده که راستگو باشم و به دیگران احترام بگذارم. حضور پدر باعث می‌شود احساس امنیت و آرامش داشته باشم.

روز پدر فرصت خوبی است تا به پدرمان بگوییم چقدر دوستش داریم. من در این روز برای پدرم یک هدیه کوچک می‌خرم و به او می‌گویم که همیشه به وجودش افتخار می‌کنم. امیدوارم همیشه سالم و خوشحال باشد.


انشا در مورد پدر پایه پنجم

پدر یکی از مهم‌ترین افراد زندگی من است. او همیشه برای خوشبختی خانواده‌اش تلاش می‌کند و هیچ‌وقت خستگی‌هایش را نشان نمی‌دهد. پدر مثل یک چراغ روشن راه زندگی را به من نشان می‌دهد.

پدر من صبح زود از خانه بیرون می‌رود و شب خسته برمی‌گردد، اما وقتی به خانه می‌آید با مهربانی با ما صحبت می‌کند. او همیشه سعی می‌کند بهترین‌ها را برای ما فراهم کند. من وقتی به پدرم نگاه می‌کنم، یاد تلاش و صبر می‌افتم.

پدرم به من یاد داده که با ادب باشم، درس‌هایم را خوب بخوانم و برای رسیدن به هدف‌هایم تلاش کنم. وقتی مشکلی دارم، پدرم به حرف‌هایم گوش می‌دهد و به من کمک می‌کند تا راه درست را پیدا کنم.

من پدرم را خیلی دوست دارم و به وجودش افتخار می‌کنم. امیدوارم همیشه سالم و شاد باشد تا بتوانم با موفقیت‌هایم او را خوشحال کنم.

انتهای مطلب / ف.ر

این مطلب برای شما مفید بود؟

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

امداد کرمان موتور

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x